Tribun Logo

نصیر اردبیلی: 

تحلیل زبان‌شناختیِ انتخاب واژه در روایت‌های پاکسازی قومی

چکیده

فاجعه قره‌باغ تاریخی معادل تاریخ حضور روسیه در قفقاز جنوبی دارد. با این وجود برای تحدید زمان حوادث، در این شماره از تریبون عمدتا حوادث شروع شده از دوران احتضار نظام شوروی در پایان دهه 1980 و اگر دقیق‌تر بگوییم وقوع اولین پاکسازی‌های دسته‌جمعی شهروندان ترک (آذربایجانی) جمهوری ارمنستان در منطقه قافان و شهرستان‌های اطراف آن در نوامبر 1987 در نظر گرفته شده است.

این کارزار نفرت و جنایت علیه آذربایجان ابعاد همه‌جانبه‌ای داشته است. از جمله در زبان و انتخاب کلمات. در روایات ناسیونالیسم ارمنی از اینهمه فجایع، یک سیاست حساب شده ارمنی روسی به موازات انجام أنواع جنایات و برای تخفیف تلخی حوادث به کار گرفته شده است. مثلا برای اشاره به پاکسازی اتنیکی 250 هزار ترک (آذربایجانی) شرق ارمنستان، از فعل "رفتن" استفاده می‌شود. (توضیح بیشتر در ادامه این مقاله)

زبان نه‌تنها ابزار توصیف واقعیت، بلکه سازنده‌ی چارچوب‌های اخلاقی و شناختیِ ما از آن است. در منازعات سیاسی و به‌ویژه در روایت‌های مربوط به خشونت جمعی، انتخاب واژگان نقشی تعیین‌کننده در عادی‌سازی، پنهان‌سازی یا افشای ماهیت واقعی رویدادها ایفا می‌کند. این مقاله با تمرکز بر مفهوم ”یوفمیزم سیاسی” (Political Euphemism)، نشان می‌دهد چگونه استفاده از افعال و تعابیر به‌ظاهر خنثی—مانند فعل روسی ”ушли” (رفتند)—می‌تواند واقعیت‌های خشونت‌بار همچون پاکسازی قومی و اخراج اجباری را تطهیر و مسئولیت اخلاقی و حقوقی را کمرنگ سازد. مقاله با اتکا به نظریه‌های زبان‌شناسی کاربردی، تحلیل گفتمان انتقادی و نمونه‌های تاریخی، به بررسی پیامدهای معرفتی، اخلاقی و تاریخی این انتخاب‌های زبانی می‌پردازد.

۱. مقدمه

در مطالعات معاصر علوم اجتماعی، زبان دیگر صرفاً وسیله‌ای برای انتقال اطلاعات تلقی نمی‌شود، بلکه به‌مثابه ابزاری برای تولید معنا، قدرت و مشروعیت فهم می‌گردد. به‌ویژه در زمینه‌ی منازعات قومی، جنگ‌ها و خشونت‌های جمعی، زبان نقشی محوری در شکل‌دهی به حافظه‌ی جمعی و قضاوت‌های اخلاقی ایفا می‌کند. واژه‌هایی که برای توصیف اخراج اجباری، کشتار غیرنظامیان یا پاکسازی قومی به‌کار می‌روند، می‌توانند واقعیت را آشکار یا پنهان سازند.
این مقاله بر آن است تا با تمرکز بر مفهوم ”یوفمیزم سیاسی”، نشان دهد چگونه انتخاب آگاهانه‌ی واژه‌های نرم و خنثی، به عادی‌سازی جنایت و کاستن از بار اخلاقی آن منجر می‌شود.

۲. چارچوب نظری: یوفمیزم سیاسی و زبان قدرت

اصطلاح ”یوفمیزم” در زبان‌شناسی به جایگزینی واژه‌ای ملایم به‌جای واژه‌ای ناخوشایند یا شوک‌آور اشاره دارد. هنگامی که این جایگزینی در بستر قدرت، سیاست و خشونت جمعی رخ می‌دهد، با پدیده‌ای مواجه‌ایم که می‌توان آن را ”یوفمیزم سیاسی” نامید.
در این چارچوب، یوفمیزم سیاسی نه صرفاً یک انتخاب زبانی، بلکه کنشی ایدئولوژیک است که به بازتولید قدرت کمک می‌کند. نظریه‌پردازان تحلیل گفتمان انتقادی، از جمله نورمن فرکلاف، بر این نکته تأکید دارند که زبان سیاسی اغلب به‌گونه‌ای سازمان می‌یابد که مسئولیت کنشگران را پنهان کرده و خشونت ساختاری را طبیعی جلوه دهد.

۳. سازوکارهای یوفمیزم سیاسی

یوفمیزم سیاسی از طریق چند سازوکار اصلی عمل می‌کند:

۳.۱. حذف فاعل و مسئولیت

در بسیاری از روایت‌های سیاسی، فاعل کنش حذف می‌شود. به‌جای ”دولت مردم را اخراج کرد”، گفته می‌شود ”مردم جابه‌جا شدند”. این حذف، مسئولیت را از کنشگران مشخص به فرآیندی مبهم منتقل می‌کند.

۳.۲. طبیعی‌سازی خشونت

واژه‌هایی چون ”کوچ”، ”مهاجرت” یا ”جابجایی جمعیت” خشونت را به پدیده‌ای طبیعی یا تاریخی بدل می‌کنند و آن را از ساحت تصمیم سیاسی و نظامی خارج می‌سازند.

۳.۳. تکنیکی‌سازی و اداری‌سازی

زبان بوروکراتیک، با استفاده از اصطلاحات فنی، جنایت را به پروژه‌ای اداری تقلیل می‌دهد؛ مانند ”پاکسازی منطقه” یا ”تنظیم جمعیت”.

۴. مطالعه‌ی موردی: فعل ”ушли” در زبان روسی

فعل روسی ”ушли” شکل گذشته‌ی جمع از ”уйти” است که خود از ”идти” (رفتن پیاده) مشتق می‌شود. این فعل در بافت‌های روزمره دلالت بر کنش داوطلبانه، تصمیم فردی و نبود اجبار دارد. هنگامی که از این فعل برای توصیف خروج جمعیتی گسترده در نتیجه‌ی خشونت نظامی یا پاکسازی قومی از اراضی ارمنستان استفاده می‌شود، بار معنایی آن به‌طور ضمنی مسئولیت عاملان خشونت را می‌زداید.
به‌کارگیری ”ушли” در چنین بافتی، خروج اجباری را به تصمیم شخصی قربانیان تبدیل می‌کند و خشونت ساختاری را نامرئی می‌سازد.

۵. مقایسه با افعال دقیق‌تر و پیامدهای اخلاقی

در زبان روسی، افعال متعددی برای بیان اجبار و خشونت وجود دارد، از جمله ”были изгнаны” (رانده شدند) یا ”были депортированы” (تبعید شدند). انتخاب نکردن این افعال و جایگزینی آن‌ها با ”ушли” نشان‌دهنده‌ی موضعی اخلاقی است که در آن، شدت جنایت کاهش می‌یابد. این انتخاب زبانی نه‌تنها بر درک مخاطب تأثیر می‌گذارد، بلکه در بلندمدت بر حافظه‌ی تاریخی نیز اثرگذار است.

۶. یوفمیزم سیاسی و تاریخ‌نگاری

تجربه‌ی تاریخی نشان می‌دهد که یوفمیزم‌های سیاسی چگونه می‌توانند برای دهه‌ها روایت‌های غالب را شکل دهند. اصطلاحاتی چون ”راه‌حل نهایی” در آلمان نازی یا ”اسکان مجدد” در اتحاد شوروی، نمونه‌هایی از زبان‌هایی هستند که خشونت سیستماتیک را پنهان کردند. تنها با مداخله‌ی دادگاه‌ها و اسناد حقوقی بود که این یوفمیزم‌ها شکسته شدند و واقعیت عریان آشکار گشت.

۷. نقش دادگاه‌ها در مقابله با یوفمیزم

دادگاه‌های جنایات جنگی، به‌دلیل نیاز به دقت، ناگزیر از کنار گذاشتن یوفمیزم‌اند. در اسناد قضایی، زمان، مکان، فاعل و ابزار خشونت باید مشخص باشد. این دقت زبانی، زبان را از ابزار تطهیر به ابزار مسئولیت‌پذیری تبدیل می‌کند و امکان انکار تاریخی را کاهش می‌دهد.

۸. نمونه‌های تطبیقی یوفمیزم سیاسی: ایران، شوروی و روسیهٔ پوتین

برای درک عینی‌تر کارکرد یوفمیزم سیاسی، بررسی نمونه‌های تاریخی و معاصر از گفتمان رسمی دولت‌ها ضروری است. در این بخش، به‌طور تطبیقی به سه بستر زبانی و سیاسی پرداخته می‌شود.

۸.۱. ایران

در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی ایران، یوفمیزم‌های سیاسی نقش مهمی در بازنمایی خشونت، سرکوب و بحران‌های اجتماعی ایفا کرده‌اند. برای مثال:

  • برخ
  • "گروهک" به‌جای أحزاب و سازمانهای سیاسی مخالف حکومت اسلامی
  • "پان‌ترکیست" بجای معترضان به تبعیض اتنیکی و نقض حقوق زبانی و فرهنگی
  • "برخورد قاطع” به‌جای سرکوب خشونت‌آمیز اعتراضات
  • ”اغتشاشگر” به‌جای معترض یا شهروند معترض
  • ”شهدای امنیت” به‌جای نیروهای کشته‌شده در عملیات سرکوب (در کشتار وسیع مردم در جریان اعتراضات 18 و 19 دیماه 1404)
  • ”جمع‌آوری" به‌جای بازداشت یا اخراج اجباری
  • ”اعترافات” به‌جای اعترافات تحت فشار یا شکنجه

این واژه‌ها با انتقال بار منفی کنش به قربانی یا با حذف عامل خشونت، روایت رسمی را مشروع جلوه می‌دهند.

۸.۲. اتحاد جماهیر شوروی

زبان سیاسی شوروی نمونه‌ای کلاسیک از یوفمیزم ایدئولوژیک است. دولت شوروی برای پنهان‌سازی خشونت ساختاری، از واژه‌هایی با ظاهر اداری و انقلابی استفاده می‌کرد:

  • Переселение (اسکان مجدد) به‌جای تبعید اجباری اقوام
  • Ликвидация кулачества (حذف کولاک‌ها) به‌جای نابودی اجتماعی و فیزیکی یک طبقه
  • Исправительно-трудовые лагеря (اردوگاه‌های اصلاح از طریق کار) به‌جای اردوگاه‌های کشتار تدریجی مخالفان سیاسی موسوم به "گولاگ"
  • Враг народа (دشمن خلق) برای مشروع‌سازی حذف مخالفان سیاسی

این زبان، خشونت را نه‌تنها پنهان، بلکه اخلاقاً ضروری جلوه می‌داد.

۸.۳. روسیهٔ دوران پوتین

در روسیهٔ معاصر، یوفمیزم سیاسی به‌ویژه در زمینهٔ جنگ و سرکوب داخلی برجسته است. نمونه‌های شناخته‌شده عبارت‌اند از:

  • Специальная военная операция (عملیات ویژهٔ نظامی) به‌جای جنگ
  • Денацификация (نازی‌زدایی) برای توجیه تهاجم نظامی به اوکراین
  • Нейтрализация به‌جای کشتن یا ترور
  • Иностранный агент (عامل خارجی) برای برچسب‌زنی به جامعهٔ مدنی و مخالفان

در این گفتمان، زبان نقش کلیدی در کاهش شوک اخلاقی جنگ و بازتولید مشروعیت سیاسی ایفا می‌کند.

۹. نتیجه‌گیری

یوفمیزم سیاسی پدیده‌ای زبانی اما با پیامدهای عمیق اخلاقی، سیاسی و تاریخی است. انتخاب واژه‌هایی به‌ظاهر خنثی می‌تواند خشونت جمعی را عادی‌سازی کرده و مسئولیت عاملان را پنهان سازد. تحلیل دقیق زبان، به‌ویژه در روایت‌های مربوط به پاکسازی قومی، ضرورتی علمی و اخلاقی است. تنها از طریق حساسیت زبانی و دقت مفهومی می‌توان مانع از تطهیر جنایت و تحریف حافظه‌ی جمعی شد.

نزدیک به 4 دهه خشونت برنامه‌ریزی شده ناسیونالیستهای ارمنی برخوردار از حمایت روسیه یک جنگ با توسل به دستکاری زبانی هم بود. یوفمیزم سیاسی اختراع ناسیونالیستهای ارمنی نبود و حامیان روسی آنها حامل یک تجربه صدساله در این زمینه بودند. اما تجربه 4 دهه‌ای ناسیونالیسم ارمنی در سود بردن از این پدیده، خود فصل مستقل و مفصلی از تلاش جانیان برای تحریف مسئله و طبیعی‌سازی و عادی‌سازی أنواع مختلفی از مهیب‌ترین جنایات ممکن در پهنه گسترده‌ای از زمان و مکان بود.