تاریخ

١-حسن روشنی بیگ (بعدها بارقین) در تاریخ ٢٠ جولای ١٩٢٣ (دو سال پیش از سقوط سلسله‌ی تورک قاجار در ایران و تاسیس سلطنت Roshani Bey5فارس‌گرا و ضد تورک پهلوی) در بنای تورک اوجاغی (کانون تورک) استانبول یک سخنرانی تاریخی در باره‌ی ایران و ملت تورک ساکن در ایران کرد. روشنی بیگ در این سخنرانی، برای نخستین بار در تاریخ معاصر منطقه‌ی تورک‌نشین در شمال غرب ایران شامل آزربایجان، خمسه و پیرامونهای کردستان را به شکل وطن تورک، اما سرزمینی مستعمره؛ و ملت تورک ساکن در ایران را به صورت ملتی اسیر حاکمیت فارسی تصویر می‌نماید. او مولفه‌های استعمار فارسی را با دقتی تمام یک به یک بر می‌شمارد، از نقش دین و مذهب شیعی امامی و آخوندها در استعمار فارسی، فاسد کردن خلقیات و اخلاقیات ملت فارس و تحمیق تورکان ساکن در ایران سخن می‌راند، بر وضعیت اسفبار زنان انگشت می‌گذارد، از عقب نگاهداشته شدن عمدی آزربایجان اتنیک و بسط مواد مخدر در آن، تخریب یادگارهای تاریخی تورک و محو میراث تمدنی تورک در ایران توسط حاکمیت فارسی صحبت می‌کند. می گوید ارتش ایران با تشویق «حاکمیت فارس»، «آخوندهای شیعی» و «انگلیسها» همیشه در حال دسیسه‌پردازی بر علیه تورکها است. اعلام می‌کند که حاکمیت فارسی به تورکان ساکن در ایران می‌گوید که شما نمی‌توانید تورک باشید. و در نهایت اظهار امیدواری می‌کند که ملت تورک ساکن در ایران از این وضعیت اسارت‌بار و سفالت‌آمیز، با کمک تورکهای آناتولی خود را خلاص خواهد کرد.....

 

٢-این سخنرانی که دارای اهمیتی فوق العاده در تاریخ ایران، ملت تورک و تورک‌ائلی-آزربایجان اتنیک است، باعث ایجاد وحشت، شورش و ولوله‌ای ماندگار در میان قومیت‌گرایان افراطی فارس، پان‌ایرانیستها، آزربایجان‌گرایان پان‌ایرانیست و آزربایجان‌گرایان ایران‌گرا (کاظم‌زاده ایرانشهر، ارانی، شفق، غنی‌زاده، کسروی، ...) شد که پس از گذشت تقریبا یک قرن اکنون نیز همچنان ادامه دارد (مثلا در تاریخ‌نویسی کاوه بیات، رحیم رئیس‌نیا، ..).

٣-متن کامل این سخنرانی دو ساعت و نیمه در دست نیست. اما گزارشهای متعددی از آن، برخی در حد خبر، برخی با نقل مفصلتر مضمون آن در روزنامه‌های وقت استانبول درج شده است. گزارش-خبر روزنامه‌ی «طنین» استانبول قبلا همراه با ترجمه‌ی فارسی آنؚ در سؤزوموز منتشر شده است. (نگاه کنید به منابع آخر همین نوشته). اکنون گزارش مفصلتر روزنامه‌ی «یئنی مجموعه» چاپ استانبول به زبان تورکی، به همراه ترجمه‌ی فارسی آن را در این نوشته می‌آورم. بی شک با نشر گزارشات جریده‌های دیگر استانبول، می‌توان تصویری جامعتر از این سخنرانی تاریخی را بدست آورد و حتی با ترکیب آنها متن کامل آن را بازسازی نمود.

٤- از گزارشهای سخنرانی مذکور روشنی بیگ، تاکنون سه ترجمه به زبان فارسی در دست بود:Roshani Bey1

الف-ترجمه‌ی نشریه‌ی ایرانشهر، از گزارش یئنی مجموعه‌ی استانبول تحت عنوان «عقیده‌‌ی عثمانی‌ها در باره‌ی ایرانیان» (ایرانشهر، سال ٢، شماره‌ی ٢، ٢٤ میزان ١٣٠٢، صص ٩٤-٨٧). این ترجمه هر چند کاملتر از ترجمه‌ی میهن (بند ب در زیر) می‌باشد، با اینهمه مغلوط و دارای اشتباهات، نقائص و افتاده‌های بسیار است. به عنوان نمونه مترجم که ظاهرا یک تورک آزربایجان‌گرای پان‌ایرانیست (شاید خود ایرانشهر) بود، به دلیل عدم آشنائی کافی با زبان تورکی ادبی، هنرهای تورک و تاریخ سیاسی تورک، کلمه‌ی «قوجا» به معنی بزرگ و عظیم را به صورت پیر و کهن، کلمه‌ی «ایشله‌مه‌ک» به معنی کار هنری دستی (مثلا زربافی) را به معنی کار کردن، «اینجه صنعتله‌ر» به معنی صنایع ظریف و هنرهای زیبا را به صورت کارهای نازک، «تاخمالار» (نام نوعی کاشی‌کاری تورکی که به فارسی در شکل تخمه بری وارد شده) را به صورت کاشیها، نام «گؤک مسجد» تبریز را به صورت مسجد سبز، «قارداشلار» در تورکی عثمانی به معنی خواهران و برادران را به صورت برادران، «اؤز» که در این نوشته به معنی تنی است را به صورت خود، تعبیرات «دیویت»، همچنین «دوره‌ی تاتاری» و «دوره‌ی تورکمانی» در تاریخ سیاسی ایران و آزربایجان، .... را نادرست ترجمه کرده، و اشتباهاتی مانند «اصطخرآباد» (در اصل «استرآباد») را تصحیح نکرده است.

ب-مطلبی تحت عنوان «معلومات مهمی راجع به ایران» به نقل از جراید استانبول منتشر شده در سلسله مقالات روزنامه‌ی میهن به نام «ایران و ترک»، ٦ سنبله ١٣٢. این مطلب، ترجمه‌ای بسیار مغلوط و فوق العاده آشفته از بخشهائی از سخنرانی مزبور بوده و حجم آن به اندازه‌ی کمی بیش از نصف ترجمه‌ی نشریه‌ی ایرانشهر می‌باشد. علاوه بر این نقیصه‌ها این ترجمه، گفته‌های کاملا مدنی و محترمانه‌ی روشنی بیگ را به منظور دادن صبغه‌ای نژادپرستانه بدانها و شیطان‌سازی از او و تورکیه، تحریف و به صورت ناسزاگویی بر علیه فارسها و افراط‌گرایانه ترجمه کرده است.

ج- گزارش وزارت امور خارجه‌ی ایران از این سخنرانی که توسط دارالترجمه‌ی وزارت امور خارجه از روزنامه‌ی «ایلری» ترکی مورخه‌ی ٧ ذی‌حجه ١٣٤١ ترجمه شده است (آرشیو وزارت امور خارجه ایران. سفارت کبرای دولت علیه‌ی ایران، اسلامبول، نمره‌ی ٣١١، مورخه‌ی اول اسد ١٣٠٢، کارتن ١٥، دوسیه ٣٦، ١٣٤١). بنا به ادعای کاوه بیات در کتاب پان تورکیسم و ایران، در این ترجمه مسائل دیگری نیز آورده شده که گویا روشنی بیگ در کنار سخنانی که در دو ترجمه‌ی ایرانشهر و میهن منتشر شده، آنها را هم مطرح کرده بود؛ اما توسط سانسور دولتی از انتشار آنها جلوگیری شده است. از جمله آن که نیروی نظامی ایران «.... حالیه ... چهل هزار نفر نظامی است که ظاهرا سر و روئی دارند، ولی باطنا فاقد روح جنگی و رشادتند. و وزیر جنگ ایران دست نشانده‌ی انگلیس است و باید ما تورکها هوشیار باشیم که دچار زحمت غیر مترقبی نشویم ...». همچنین گویا وی از پنجره‌ی عمارت تورک اوجاغی که رو به روی سفارت بود به بیرق سفارت کبری نگاه کرده و گفته است «وظیفه‌ی ما تورکها است این پرده‌ی متعفن را که به منزله‌ی کهنه‌ی بی نمازی است پاره کرده، به جای آن بیرق تورک را نصب کنیم ...». این ترجمه که از آن دو سه جمله‌ی کوتاه در کتاب پان ترکیسم و ایران تالیف کاوه بیات نقل شده، تاکنون منتشر نگردیده است.

 Roshani Bey2

٥-دو ترجمه از سخنرانی مذکور به زبان فارسی، یکی از شماره‌ی دوم نشریه‌ی ایرانشهر چاپ برلین و دیگری از شماره‌ی ٣٨ نشریه‌ی میهن را قبلا (تحت نام «سخنرانی روشنی بیک در کانون تورک (تورک اوجاغی) استانبول-١٩٢٣») در سؤزوموز بازنشر کرده‌ام. اما با توجه به اشتباهات و اغلاط و کاستیها و تحریفهای موجود در ترجمه‌های فارسی مذکور، اکنون در این نوشته ترجمه‌ی دقیق و صحیح و کلمه به کلمه‌ی گزارش این سخنرانی در جریده‌ی یئنی مجموعه‌ی استانبول توسط خودم، به همراه متن اصلی گزارش یئنی مجموعه به زبان تورکی را می‌دهم. (بعد از دسترسی به گزارش جریده‌ی ایلری استانبول، متن اصلی تورکی آن را هم به همراه ترجمه‌ی صحیح و کلمه به کلمه آن به فارسی منتشر خواهم کرد)

٦-افزوده‌ها در متن اصلی تورکی و ترجمه‌ی فارسی در داخل [ ] از سوی اینجانب است.

٧-متن تورکی را، به منظور تقدیم یک نوشته‌ی به راحتی قابل خواندن و درک و همچنین به عنوان یک نمونه از تورکی معیار مکتوب مشترک، با املای مدرن معاصر نوشتم. علاقه‌مندان به املا و لهجه‌ی اصلی نوشته می‌توانند به عکسهای ضمیمه‌ی این نوشته مراجعه کنند.

چند نکته در باره‌ی مضمون سخنرانی روشنی بيگ

١-روشنی بیک در سخنرانی خود شمار تورکان در آزربایجان اتنیک را سه میلیون و نیم تا چهار میلیون تن ذکر می‌کند. با توجه به اینکه در سال ١٩٢٤ جمعیت ایران حدود ١٠٦٥٢٠٠٠ نفر بود، بنا به وی در این سال نفوس تورکان ساکن در آزربایجان اتنیک چیزی در حدود ٣٧،٦ درصد کل جمعیت ایران بوده است.

٢-روشنی بیگ، در سخنرانی خود به همراه «فارس»، اصطلاح «فارسلی» را به عنوان ترجمه‌ی فارسی و به معنی ملت فارس بکار می‌برد.

٣- وی به تصحیح چند اشتباه رایج جاافتاده می‌پردازد. به عنوان نمونه یادآوری می‌کند که بعضا به دلایل سیاسی و یا اقتضای زمان، بعضی چیزهای ناموجود، موجود نشان داده می‌شوند. مانند مدنیت فارسی و امپراتوری ایران-فارس در قرن گذشته. بنا به او آنچه که بنام «مدنیت فارسی» مشهور شده، در واقع بیش از آنکه فارسی باشد، دارای ماهیت تورکی است.

٤-وی می‌گوید ایران از هنگام تاسیس امپراتوری عثمانی، مانند یک مخالف عمل کرده و سیاسی شدن مذهب شیعه‌ی امامی نوظهور (مانند اسلام سیاسی و یا اسلامیزم مدرن) باعث ایجاد کشمکشها و ریخته شدن خونها شده است. آنهم به دلایل واهی از قبیل دوست داشتن حضرت علی و اولاد او از طرف یک عده، و احترام به خلفای راشدین از سوی عده‌ای دیگر.

 Roshani Bey3

٥- او بدرستی می‌گوید با آنکه تورکها حاکمیت ایران را قرنها برعهده داشته‌اند، اما اکنون در اداره و حاکمیت ایران نقشی ندارند. اکنون دولت ایران یک حاکمیت فارس و بازیچه‌ای‌ است در دست روس و انگلیس. وی خاطر نشان می‌کند علی رغم آنکه بدنه‌ی ارتش مدرن ایران تورکی است، اما مدیران و روسای آن فارس‌اند.

٦-وی به روانشناسی و رفتارشناسی جامعه‌ی فارس نیز پرداخته و او را به صورت جامعه‌ای در خواب مرگ، اسیر مرضی بنام دین و موهومات، دروغگو، دزد، وطن‌فروش و ضدزن ترسیم می‌کند. وی می‌گوید ملت فارس در یک خواب متمادی مرگ است. بنا به او حاکمیت فارس دارای نیروهای بزرگ، ولی منفی و مهلک است که با نابود ساختن خود او اجرای تاثیر می‌کنند. وی می‌گوید بی‌اخلاقی با نام دین، ملت فارس را زبون و درمانده کرده است. هر آنچه را که دین محمدی، قرآن و متفکرین نادرست و خطا تلقی کرده‌اند، آخوندها با نام دین در میان فارسها اشاعه داده و بدانها قبولانده‌اند. بنا به وی آخوندها قهارترین و قوی‌ترین اسلحه‌ی فارس هستند. تثبیتهای روشنی بارقین، یک نویسنده، نظامی، دیپلمات، قانونگذار، تاریخ‌نگار، و ... که ١٢ سال در ایران مشغول مشاهده و تحقیق و تتبع بوده و دارای بیش از ١٠٠٠٠ صفحه آنالیز در باره‌ی این کشور است، عموما در توافق با تثبیتها و روایتها و گزارشها و برداشتها و داده‌های تاریخی توسط دیگر ناظران و شاهدان خارجی و حتی داخلی اعم از جهانگرد و مورخ و دیپلمات و کشیش و نظامی و ... از سه هزار سال پیش بدین سو است که همواره خصتلهای منفی را به ایرانیکهای باستان و فارسهای بعدی گزارش و نسبت داده‌اند.

٧- وی از میان عادات و رفتارهای مضر اجتماعی، به مساله‌ی شیوع مواد مخدر و فساد جنسی در ایران اشاره می‌کند و می‌گوید دخانیات، تریاک و سایر زهرهای خواب‌آور و کشنده مردم این مملکت را به گله‌ی مردگان زنده و اسکلت متحرک تبدیل کرده است. وی می‌گوید بنا به آمارهای دکترهای خارجی و بیمارستان شهرداری در تهران، در آن دوره از دویست هزار نفر اهالی شهر، سی هزار نفر مبتلا به سفلیس؛ و نیمی از سکنه‌ی شهر گرفتار امراض مسری و بیماری‌هایی که به سبب روابط ناسالم جنسی شیوع می‌یابند بودند.

٨-روشنی بیگ به وضعیت زنان و دختران که آنها را به صورت «بیچاره» توصیف می‌کند اشاره کرده می‌گوید در ایران-جامعه‌ی فارسی چادر بر کودکان سه ساله تحمیل می‌شود. دختر بچه‌ها در سن هشت سالگی به زور به عقد مردان چهل-پنجاه ساله در آورده می‌شوند. این دختران حتی قبل از آنکه زنانی بالغ شوند به سبب ازدواج ناخواسته آنهم در سنین کودکی، طلاق می‌گیرند و بسیاری هم در سن بیست - بیست و پنج سالگی در اثر فشارهای غیرقابل تحمل با خوردن تریاک هلاک می‌شوند.

٩-روشنی بیگ به درستی به «دوره‌ی تاتاری» و «دوره‌ی تورکمانی» در تاریخ معاصر ایران و آزربایجان اتنیک و میراث تمدنی تورک اشاره می‌کند. دوره‌ی تاتاری دوره‌ی حاکمیت دولتهای موغولی و موغولی تورک شده (ایلخانی، جلایری، چوپانی، ...) و دوره‌ی تورکمانی دوره‌ی دولتهای آق قویونلو، قاراقویونلو، قزلباشیه، افشار و قاجار است.

١٠-وی می‌گوید ملت تورک که امروزه تحت حاکمیت فارس زندگی می‌کند، در مقایسه با تورکهای قفقاز در شرایط بسیار بدتری می‌باشد. زیرا استیلای روس بر آزربایجان قفقاز اقلا باعث آشنائی آن سرزمین با مدنیت مدرن اروپائی شد، اما استیلای فارسی بر آزربایجان اتنیک-تورک‌ائلی و ملت تورک، باعث انحطاط و فساد و تخریب و درهم شکستن و سفالت آنها گردیده است.

 Roshani Bey4

١١-وی می‌گوید شهر تهران، پایتخت دولت تورک قاجاری با جمعیت دویست هزار نفر، شهری با صبغه‌ی تورکی بوده، به یک شهر تورک شبیه‌تر است. در آنجا اکثریت اهالی تورک و اهالی فارس اندک است. قابل ذکر است که روشنی بیگ به عنوان یک استراتژیست اهمیت بسیار به حفظ خصلت تورکی این شهر می‌داد. از همین رو (روشنی‌نین رویاسی) نخستین رومان تورکی در تاریخ ایران را هم -که تالیف خودش بود- در تهران منتشر کرد.

١٢- وی می‌گوید نزدیکی به منطقه‌ی فارس‌نشین، باعث در هم شکسته شدن و تباهی تورکها می‌شود. در این رابطه او علاوه بر اشاره به شیوع فساد جنسی در تهران، مورد تبریز را نیز ذکر می‌کند که پانزده سال پیش تریاک نداشت، اما امروز با انواع زهرها مسموم و آکنده از گدا شده است.

١٣-وی ادعا می‌کند ایران مدرن (بعد از مشروطه) و حاکمیت فارسی در آن، محصول استعمار انگلیس و ابزار او برای ایجاد دردسر و تهاجم بر علیه تورکیه است. وی نشانه‌ها و موسسات نوین در ایران را ظاهری و خود ایران مدرن را یک مستملکه‌ی انگلیس می‌داند. وی بدقت و با درستی تمام می‌گوید ارتش چهل هزار نفری امروزی ایران هم، که رئیس و افسران آن فارس ولی سربازهایش تورک هستند، با تشویق «حاکمیت فارس»، «آخوندهای شیعی» و «انگلیسها» همواره در حال توطئه‌چینی بر علیه تورکها و تورکیه‌اند.

١٤-وی می‌گوید تورک‌ائلی-آزربایجان اتنیک تحت حاکمیت فارسها رو به انحطاط گزارده و تبدیل به خرابه شده است. حاکمیت فارسی هر جا که یادگار تاریخی تورک بوده، آنرا خراب کرده؛ و هر جا که آثار تورک بوده، آنرا ویران ساخته است. از مسجدها، کاخها و مدرسه‌های بسیار ساخته شده در «دوره‌ی تاتار» و «دوره‌ی تورکمانی» امروز به جز دیوارهای شکسته چیز دیگری نمانده است.

١٥-وی می‌گوید هرچند تورکان در ایران در زیباترین و منبت‌ترین مناطق سوق الجیشی کشور سکونت دارند و نوعا انسانهائی نجیب، عالی، جسور، کارکن، توانا، ذکی و دارای استعداد تجاری‌اند، با اینهمه تحت حاکمیت فارسی، به سبب بیکاری و شیوع مواد مخدر و ... به سفالت و تیره‌روزی کشیده شده‌اند. آنها در قافله‌های صدها هزار نفری به دنبال کار در کارخانه‌ها و بندرها و راه آهن‌ها و برای کسب لقمه نانی به قفقاز و روسیه و آسیای صغیر و آناتولی روانه می‌شوند. در اروپا نیز بسیاری از تجار، باز هم از این تورکهای ایران هستند.

١٦-وی می‌گوید این عنصر فعال و باعزم که در آناتولی، در استانبول و ازمیر و ... او را به اشتباه عجم تلقی می‌کنند خالصا تورک و همتایان تورکان آناتولی‌اند.

١٧-وی می‌گوید حاکمیت فارس به تورکهای ساکن در ایران - به منظور انکار هویت و وجود تورک در ایران و فارس‌سازی آنها- می‌گوید که شما نمی‌توانید تورک باشید. شما نمی‌توانید به تورکی تحصیل کنید.

١٨-روشنی بیگ می‌گوید حاکمیت فارس و دولت ایران با طرز نادرست و ضد تورکی که به پیش گرفته است به سرنوشت عثمانی دچار گردیده و منقرض خواهد شد. وی امیدوار است ملت تورک و آزربایجان اتنیک –تورک‌ائلی خود را از یوغ فارسی خلاص کند. زیرا در این مملکت جریانهای ملی وجود دارد (اشاره‌ی او به حرکت ملی دمکراتیک تورک در آن دوره و «میللی موجادیله» است).

١٩-روشنی بیگ می‌گوید ملت تورک ساکن در ایران از تورکهای آناتولی انتظار کمک؛ و تورکهای آناتولی برای خلاص کردن این همتباران خود مسئولیت دارند.

(پایان نت مئهران باهارلی)

متن گزارش تورکی جريده‌ی يئنی مجموعه از کنفرانس روشنی بيگ در تورک اوجاغی

تورک اوجاغی‌ندا قونفئرانس

روشنی بگ کورسویه چیخدی. حمدالله صبحی بگ ده کندی‌سینی تقدیم ائده‌ره‌ک قونفئرانس موضوعونا دائر شو سؤزله‌ری سؤیله‌دی:

«ایران عصرله‌رده‌ن بری، مثبت و منفی اولاراق تماس ائتدیییمیز بیر مملکت‌دیر. آنادولودا ایران تاثیری اولدوغو گیبی، آنادولونون دا ایران ایله مناسبتی و تماسلاری و بو تماسلار نتیجه‌سینده بیر تاخیم تاثیرله‌ری واردیر. بگ افه‌ندی ایران‌ی گزمیش، تدقیق و تتبّع ائتمیش‌دیر. بوگونکو دعوتیمیزی قبول ائده‌ره‌ک، بورادا محترم حاضرونا ایران حقّینده بیر قونفئرانس وئره‌جه‌یینده‌ن، کندی‌سینه اوجاق نامینا تشکّر ائده‌ریم» دییه‌ره‌ک چکیلدی.

بَعْدَهُ، تقدیم اولونان ذات، ایران خریطه‌سینی آچاراق سؤزه باشلادی:

ایران، هر هانکی جهتده‌ن گیریلیرسه گیریلسین، یوز کیلومئتره قده‌ر بیر مسافه قطع ائتدیکده‌ن سونرا، سکیز یوز اللی بین مئتره ارتفاعیندا بیر یایلادیر. بورادا آسیانین ان دوزلو و ان چوراق یئرله‌ری اولدوغو گیبی، پک گؤزه‌ل واحه‌له‌ری واردیر. ایران‌دا بالخاصّه البرز سلسله‌سی اوزاناراق یایلایی عارضه‌له‌ر[1]. و ان مرتفع نقطه‌سی ده (٧٠٠٠) مئتره ایله دماوند داغی‌دیر.

آزه‌ربایجان، خمسه، کوردوستان طرفله‌ری تمامی‌یله تورک اولوپ، اوچ بوچوق میلیون قده‌ردیر. گیلان طرفله‌رینده ایسه فارسلی‌لار واردیر. استراباد[دان] پامیر یایلاسینا قده‌ر یینه بیر تورکمه‌ن منطقه‌سی اوزانیر. بو تورکمه‌نله‌ر بوتون عقیده‌سی‌یله، عادات و عنعنه‌سی‌یله تماماً بیزیز. بوتون شمالی ایران باشدان باشا تورک‌دور. بحرِ خزرده بوتون قاییق‌چی‌لار و بالیق‌چی‌لار[2]، قاپیتانلار تورک‌دور. داها جنوبدا کوردوستان، کرمانشاه واردیر. سویوق‌بولاق‌دان آشاغی‌یا قده‌ر بیر تورک منطقه‌سی گؤروروز. داها جنوبدا لوروستان واردیر که بورادا کوردله‌ر ساکن اولوپ، هئیتِ عمومیه‌سی ایکی بوچوق میلیون قده‌ردیر.

تورک بورالاردا نه آرییور؟ نه‌ره‌ده‌ن گلمیش؟ بونون ایچین تاریخه مراجعت ائدییوروز. اسکی‌ده‌ن گره‌ک سلچوقی‌له‌ر و گره‌ک سایر تورک عشیرتله‌ری سوق الجیش یوللار اوزه‌رینده کندی ملّتینی یئرله‌شدیرمیش، بو صورتله اورادا تورکله‌رین موجودیتینی گؤرویوروز. قوجا ایران‌ین یاریسی‌ندان فضله‌سی چؤل، متباقی قسمین شمال و شمالِ غربی‌سی تورک، غربده کورد و جنوبدا فارسلار واردیر. بالطبع جنوب طرفله‌رینده جزئی عرب، یهودی، ائرمه‌نی واردیر.

ایران عمومیتله سیجاق ساییلیر. جنوب قسمی تمامی‌یله سیجاق مملکتله‌ر اوصافینی گؤسته‌ریر. مملکت قوّه‌یِ انباتیه و محصولاتِ متنوّعه اعتباری‌یله هر مملکته رقابت ائده‌ر. بالطبع چؤل قسمله‌ری مستثنادیر. بالخاصّه تورکله‌ر ان مهم و ان گؤزه‌ل اراضی‌ده یاشییورلار. اهالی تارلا، باغچا، میوه آغاجلاری‌یلا چوخ اوغراشیر، مبذول میوه یئتیشیر. ایران‌ین حیواناتی آنادولویا نسبتله داها اییی بیر موقعده‌دیر. میوه اصفهاندا مهم اولماقلا برابر، آزه‌ربایجاندا ان چوخدور. تبریزده اون بئش تورلو اوزوم ساییلیر. توتچولوق و دولاییسی‌یلا ایپه‌ک محصولاتی، پاموق یئتیشیر. یونله‌ر داخلده ایشله‌نیر. قالی‌لار، عبالار، قابا قوماشلار اِعمال اولونور. پاموق زراعتی ایله ان زیاده یزد و کرمان طرفله‌رینده‌کی زردوشت‌له‌ر اشتغال ائده‌ر.

بیر فارسی مدنیتی ائشیدییوروز. خیر، فارسی مدنیتی‌نده‌ن زیاده تورک مدنیتی‌دیر. فارسلی‌لار بالخاصّه گؤزون و بارماقلارین یاردیمی‌یلا یاپیلابیله‌ن کوچوک و اینجه صنعتله‌رله اوغراشمیش‌لاردیر. مثلاً دیویت[3]، کوچوک رسیمله‌ر، اویما گیبی شئیله‌ر. گؤزه‌ل چینی‌له‌ر ایسه صرف تورک دهاسی‌نین اثری‌دیر.

ایران، عوثمانلی ایمپاراتورلوغو قورولورکه‌ن قارشیمیزدا بیر مخالف گیبی دوردو. یئنی تؤره‌یه‌ن شیعی مذهبی سیاسی بیر شکل آلاراق قانلار تؤکولدو. بو ایکی مذهب آراسینداکی فرق دولاییسی‌یلا مجادله .... حالبو که فرق نه‌دیر؟ حضرتِ علی و اولادلارینی سئومه‌ک. حالبو که هانگی مسلمان اونلاری سئومه‌ز؟. بیز ابوبکر (رضی الله عنه)، عمر (رضی الله عنه)، عثمان (رضی الله عنه) حضرتله‌رینی ترجیح ائتمیشیز. خیر. اوزمان اولموش کندی‌له‌ری وظیفه‌له‌رینده موفّق اولموش، تاریخ کندی‌له‌رینی تبجیل و تقدیس ایله یاد ائده‌ر. بیز ده بو وظیفه‌یِ دینیه‌یی ادایا حرمتاً مجبوروز.

تاریخین زمانیمیزا قده‌ر نقل ائتدییی ایران دولتی، فارس حکومتی‌دیر. بعضا گره‌ک سیاست و گره‌ک زمان و وقایع بعض.ی اولمایان شئیله‌ری ده موجود ایمیش گیبی گؤسته‌رییور. ایران-فارس ایمپاراتورلوغو دا بیر عصرده‌ن بری موجود دئییلدیر. اگر وارسا اینگیلته‌ره و روسیانین بیر بازیچه‌سی‌دیر. فارس‌ین ان یوکسه‌ک تجارتی وطن ساتماق ایدی. بیزیم عجم دئدیییمیز کیمسه‌له‌ر خالص تورک‌له‌ردیر. احتمال شو قارشیمیزداکی سفارتخانه‌ده بیر دانه فارسلی یوخدور. بوگون فارس اداره‌سینده یاشایان دؤرت میلیون تورک، قافقاس تورک‌له‌رینده‌ن داها فنا بیر شرایط داخلینده‌دیر.

فارس حاکمیتی‌نین حقیقتاً بویوک قوّتله‌ری وار. فقط منفی اؤلدوروجو قوّتله‌ر.... فارسی اؤلدوره‌ره‌ک اجرای تاثیر ائده‌ن قوّتله‌ر..... فارسلی‌یی دین نامینا اخلاق‌سیزلیق زبون ائتمیشدیر. آخوندلار فارس‌ین ان قهّار و ان قوّتلی سلاحی‌دیر. دین نامینا دینِ محمّدی‌نین، قرآن‌ین، متفکّرله‌ر.ین یانلیش تلقّی ائتدییی شئیله‌ر، تلقین اولونموشدور. سیگارا، آفیون و سائر اویوتوجو، اؤلدوروجو زهیرله‌ر مملکتده‌کی انسانلاری بیر سورو قدید[4]، متحرّک اسکلت حالینا گتیرمیش‌دیر. قیزلار اوچ یاشیندا چارشافا گیره‌ر. سکیز یاشیندا ایکه‌ن قیرخ اللی یاشیندا بولونان بیر آداملا ائوله‌ندیریلییور. قادین اولمادان زواللی قیزلار بیر قاچ قوجادان بوشانیر. نهایت ییرمی، ییرمی بئش یاشلاریندا آفیون قوللاناراق هلاک اولور.

تئهراندا ایکی یوز مین نفوس واردیر. اورادا بولونان اجنبی دوقتورلارین و بلدیه خسته‌خاناسی طبابتی‌نین ایستاتیستیکله‌رینه نظراً اوتوز مین فیره‌نگی‌لی و شهرین نفوسِ عمومیه‌سی‌نین نصفی یینه ساری و اخلاق‌سیزلیق یوزونده‌ن منتشر خسته‌لیکله‌ره معلولدور.

فارسلی‌لار چوخ یالانچی و خیرسیزدیر. بابا اولاددان، اولاد بابادان، قادین قوجاسیندان چالار. حتی ایران‌ین مالیه‌سینی اصلاح ایچین گتیریله‌ن آمئریقالی عودتینده بیر قزئته‌چی‌یه بیاناتیندا دئمیش که: «اون میلیون خیرسیزی اولان بیر مملکت قابلِ اصلاح می؟». فارسی قهّاردیر. متمادی بیر اویخو و اؤلوم اویخوسوندادیر. تورک قارداشلاریمیزا گلینجه بونلار چوخ یوکسه‌ک، نجیب انسانلاردیر. اونلار فارسلی دئییل. بیز اونلارا عجم دئمه‌کله بویوک بیر جنایت ایشله‌میش اولویوروز. اونلار بیزیم اؤز قارداشلاریمیزدیر. فعّال، بئجه‌ریکلی، انسانلاردیر.

آزه‌ربایجان تورکله‌ری تصادفاً گلمیش انسانلار دئییلدیر. بیر مملکتین ان اسکی و قدیم اولان شیئله‌ری داغلاری، نهرله‌ری‌دیر. اونلارین اسمی تورک‌سه اگر، البته او مملکت تورک ملّتی‌نین وطنی‌دیر. آزه‌ربایجان‌ین یالنیز بیر قاچ یوز سنه‌سینی نظرِ اعتبارا آلیرساق، تورک سلطنتله‌ری، تاجلاری بیزی حیرته سوق ائتمه‌لی‌دیر. سیراسی‌یلا تاتارلار، موغول‌لار، تورک‌له‌ر، سلچوقی‌له‌ر، سلطنت قورموشدور. «تاتار دورو» بیر چوخ پادشاهلار یئتیشدیرمیش، بونلارین بیریسی ده هلاگودور. بو زماندا پادشاهلارا ایل‌خان دئرله‌‌ردی. ایل‌خان‌لیق زمانیندا اسلامیت تورک‌له‌ر طرفینده‌ن قبول اولوندوغو ظنّ اولونور. تاتارلاردان غازان‌خان (٧٠٠) تاریخله‌رینده تبریزده حکومت سورموشدور. فارس حاکمیتی هر نه‌ره‌ده آبده وارسا ییخمیشدیر. هر نه‌ره‌ده تورک آثاری وارسا خراب ائتمیشدیر. تاتار دورو بیر چوخ جامع‌له‌ر، سارای‌لار، مدرسه‌له‌ر یاپدی. فقط بوگون ییخیق دیوارلاردان باشقا بیر شئی یوخ. سونرا «تورکمان دورو» باشلایور. بونلاردان آغ و قارا قویونلولار نامیندا ایکی سلاله گلدی. بونلارین خاطره‌له‌رینده‌ن گؤک مسجدین چینی‌له‌ری، یازیلاری، تاخمالاری[5] فوق العاده ظریفدیر. تورک ذوقِ سلیمی، تورک دهاسی بورادا دا کندینی گؤسته‌رمیش‌دیر. سلطان مراد رابع زمانیندا تبریزه قده‌ر گئده‌ن بیز تورک‌له‌ر واریز.

تئهران شهری بیر تورک شهرینه داها یاخین‌دیر. فارسلی آزدیر. تئهران‌دان آزه‌ربایجانا دوغرو گئده‌لیم. آزه‌ربایجان تورکله‌ری تجّاردیر. یهودی‌له‌ر کندیسی‌یله رقابت ائده‌مه‌ز. فقط فارس منطقه‌سینه یاخین محیطله‌ر چوخ قیریلمیشدیر. پوزولویور. اون بئش سنه اوّل تیریاکی اولمایان تبریز، بوگون تحف تحف شئیله‌رله زهیرله‌نییور. بیر چوخ دیله‌نچی‌له‌ر....

بیر قاچ سنه اوّل ایرانی‌له‌ر ژاندارما تشکیلاتی یاپییورلاردی. ایسوئچ‌ده‌ن ضابطله‌ر گتیردیله‌ر. ژاندارمالاری سلاحلاری ساتییورلار. یولدا ژاندارمانین اؤنونه بیریسی چیخیپ توقاتی آتینجا سلاحی الینده‌ن آلییوردو. فقط ژاندارمانین بیر قسمی فوق العاده جسور و قهرماندی. ایشته بونلار تورک اولانلاری ..... آرتیق ژاندارما آلینییورکه‌ن فارسلی اولانلار آلینمایور، تورک‌له‌ر آلینییوردو.

آزه‌ربایجان کندی‌سینی قورتاراجاق. آزه‌ربایجان‌دان امیدوار اولابیلیریز. بو مملکتین ملّی آخینلاری واردیر. هر سنه یوز مین عمله فابریقالارا، لیمانلارا، تیره‌نله‌ره چالیشماغا گئدییور. باکی‌لی‌لار، قافقاسیالی‌لار کندی مملکتله‌رینده‌کی ترقّی‌یی ممکن مرتبه ایران آزه‌ربایجانی‌نا مدیوندورلار. ایشته ایستانبولدا، ایزمیرده، آنادولودا عجم تلقّی ائتدیییمیز بو فعاّل، عزمکار عنصر تورک عنصرودور. آوروپادا دا بیر چوخ تجّارلار یینه بو تورک عنصرونداندیر.

ايران‌ين وضعيتِ سياسی‌سی

ایران هیندیستان‌ین قاپیسی‌دیر. بحرِ خزر، تورکوستان، تورکییا، بصره کؤرفه‌زی‌نه قده‌ر امتداد ائده‌ر. عراق‌لا علاقه‌دار اولان اینگیلته‌ره نه‌دن ایران‌لا علاقه‌دار اولماسین؟. روسلار دا اینگیلیزله‌ره چاتاجاق ان مساعد ساحه‌یی بوراسی اولاراق بولدولار. بو صورتله موهوم ایران اینگیلیز و روسیا آراسیندا فوت‌بول گیبی اوینادی.

١٩٠٧ ده روسلارلا اینگیلیزله‌ر بیر ائتلاف عقد ائتدیله‌ر. جنوبدا اینگیلته‌ره، شمالدا روسیا مملکتین قان و جان دامارلارینی ال‌له‌رینه آلدیلار. آنجاق و آنجاق کندی منفعتله‌ری نامینا بیر تیره‌ن یاپدیلار. حربده اینگیلیزله‌ر بوتون ایرانا تصاحب ائتدیله‌ر. مشهد ایله هندیستان آراسیندا بیر یول یاپاراق، هیندیستان‌ین متاعینی ایرانا سوخدولار. دیگر طرفده‌ن انزلی‌یه قده‌ر گلدیله‌ر.

ایراندا روس، اینگیلیز، آلمان، تورک سیاستی اوینادی. هر بیریسی‌نین ظاهری و گیزلی امل‌له‌ری واردی. نهایت اینگیلیزله‌ر ایران‌ی الده ائتدیله‌ر. ایران‌ین استقلالینی تانییاراق اینگیلیز اداره‌سینده بیر ایران اوردوسو، و سائره .... دره‌به‌یلیک اداره‌سی بیر طرفده‌ن حکم سورویوردو. بوگون ایران‌دا بیر سارای، بیر پارلامئنتو، بیر اوردو، اسکی‌سینه نسبتله بیر آسایش و مالیه اولدوقجا منتظم. بونلارین هپسی ظاهری. فقط ایران تماماً بیر اینگیلیز مستملکه‌سی. اوردو فارس حاکمیتی‌نین، آخوندلارین و اینگیلیزله‌رین تشویقی‌یله بیزه حاضیرلانییور. چونکه اینگیلیزله‌ر آرتیق بیزه قارشی هیندلی‌له‌ری استعمال ائده‌مه‌ز. ایجابیندا ایران‌ین بوگونکو قیرخ مین کیشیلیک اوردوسو عادتا بیزیم ایچین یئنی بیر بلا حاضیرلایور. فقط بو اوردونون امیری، ضابطی فارسلی، عسگری تورک‌دور.

تورک ملّتی آزه‌ربایجان‌دان داشییور. اوّلجه روسیایا، قافقاسیایا چالیشماغا گئدییورلاردی. بوگون ایشسیزلیک یوزونده‌ن عادتا سفیل اولویورلار. فارسلی بونلارا «سیز تورک اولامازسینیز، اوخویامازسینیز» دییور. بونلار بیزده‌ن مدد بکله‌یورلار. عرقداشلاریمیزی قورتارالیم. دؤرت میلیون تورک بیزی بکله‌یور.

ترجمه به فارسی گزارش تورکی مجله‌ی «ينی مجموعه»، استانبول، شماره‌ی ٨١، مورخه‌ی ٢ ماه آگوست ١٩٢٣ توسط مئهران باهارلی

آقای روشنی به کرسی بالا رفت. آقای حمدالله صبحی هم او را معرفی کرده، در باره‌ی موضوع کنفرانس این سخنان را گفت:

«ایران مملکتی است که ما از قرنها پیش با او، به طور مثبت و منفی، در حال تماس بوده‌ایم. همانگونه که در آناتولی تاثیرات ایران دیده می‌شود؛ آناتولی هم در نتیجه‌ی مناسبات و تماسهای خود با ایران، دارای یک دسته تاثیرات بر این کشور است. جناب آقای [روشنی] در ایران سیاحت نموده و اوضاع آن را تدقیق و بررسی کرده است. من از ایشان، که با قبول دعوت ما امروز برای حضار محترم یک کنفرانس در باره‌ی ایران خواهند داد، به نام «کانون» [تورک اوجاغی] تشکر می‌کنم».

وی با گفتن این سخنان به کناری کشید. سپس شخص معرفی شده، نقشه‌ی ایران را باز کرد و آغاز به سخن نمود:

«ایران، از هر طرف که به آن وارد شوید، پس از طی کردن مسافتی به اندازه‌ی صد کیلومتر، یک فلات به ارتفاع هشتصد تا هزار متر است. در اینجا همانطور که نمک‌زارترین و بی آب و علف‌ترین بیابانهای آسیا یافت می‌شود، جلگه‌های بسیار زیبا نیز وجود دارد. این فلات را مخصوصا سلسله کوههای طویل البرز ناهموار ساخته است. مرتفع‌ترین نقطه‌ی آن دماوند است که هفت هزار متر بلندی دارد.

آزربایجان، خمسه و پیرامون کردستان کاملا تورک و دارای جمعیتی به اندازه‌ی سه ملیون و نیم نفر است. اما در طرفهای گیلان فارسی‌ها حضور دارند. از استرآباد تا جلگه‌ی پامیر باز یک منطقه‌ی تورکمن امتداد می‌یابد. این تورکمنها با تمام عقاید؛ عادات و سنن خود کاملا [عین] « ما » هستند. تمام شمال ایران سرتاسر تورک است. در دریای خزر همه‌ی ماهی‌گیران، قایقرانان و کاپیتانها تورک‌اند. قدری جنوبتر، کردستان و کرمانشاه است. از سویوق بولاق [ساوجبلاغ] پایین‌تر یک منطقه‌ی تورک می‌بینیم، و کمی جنوبتر لرستان است که در آنجا کردها هستند. نفوس آن، حدود دو میلیون و نیم نفر است.

تورک در اینجاها چه کار دارد؟ از کجا آمده است؟ ما برای [پاسخ دادن به] این سوال به تاریخ رجوع می‌کنیم. از زمان قدیم خواه سلجوقیان و خواه دیگر طوائف تورک در مناطق استراتژیک [سرراههای لشکری] ملت خودشان را اسکان داده‌اند و بدین سبب در آنجاها شاهد حضور و موجودیت تورکها هستیم. بیشتر از نصف ایران پهناور، بیابان است و از قسمت باقیمانده شمال و شمال غربی آن تورک می‌باشد. در غرب کردها و در جنوب فارسها ساکنند و بالطبیعه در طرفهای جنوب کمی عرب، یهودی و ارمنی وجود دارد.

ایران عموما گرمسیر شمرده می‌شود. قسمت جنوب کاملا اوصاف مملکتهای گرمسیر را نشان می‌دهد. ایران -بدیهی است که به استثنای بخشهای بیابانی آن- از حیث توانائی‌های گیاهی و محصولات گوناگون با هر مملکتی رقابت می‌کند. مخصوصا تورکها در زیباترین و مهم‌ترین اراضی زندگی می‌کنند. مردم کشور، بسیار با مزرعه و باغ و درختهای میوه مشغول هستند و میوه‌های فراوان حاصل می‌کنند. حیوانات ایران نسبت به حیوانات آناتولی در وضعیت بهتری قرار دارند. میوه با اینکه در اصفهان مهم است فراوان‌ترین آن در آزربایجان است. در تبریز پانزده نوع انگور شمرده می‌شود. درخت توت پرورش یافته و بدان مناسبت محصولات ابریشم و پنبه بعمل می‌آید. روی پشمها در داخل مملکت کار کرده، از آن قالی‌ها، عباها و قماشهای کلفت می‌سازند. با زراعت پنبه اغلب زردشتیهای یزد و کرمان مشغول هستند.

ما [تعبیر] مدنیت فارسی را می شنویم. نه خیر!. [این مدنیت] بیشتر از مدنیت فارسی، مدنیت تورک است. فارسی‌ها بیشتر با صنایع ظریف و کوچک که با کمک چشم و انگشتها می‌توان انجام داد اشتغال ورزیده‌اند، مانند دیویت، نقاشی‌های کوچک و منبت‌کاری. اما کاشی‌های زیبا صرفا اثر ذکاوت تورک است.

به هنگام تاسیس امپراتوری عثمانی، ایران در مقابل ما مانند یک مخالف ایستاد. مذهب شیعی که تازه ایجاد شده بود، [به خود] شکل سیاسی گرفت. خونها ریخته شد و به مناسبت تفاوت میان این دو مذهب، کشمکشها ..... [ایجاد شد]. در حالیکه تفاوت چیست؟ دوست داشتن حضرت علی و اولاد او. اما کدام مسلمان است که آنها را دوست نداشته باشد؟. گویا ما حضرت ابوبکر رضی الله عنه، حضرت عمر رضی الله عنه و حضرت عثمان رضی الله عنه را ترجیح داده‌ایم. نه خیر! در آن زمان [چنین] شد که اینها در وظایف خودشان موفق گردیده و تاریخ [نیز] آنها را با حرمت و تقدیس یاد می‌کند. ما هم از روی احترام ناگزیر به ادای این وظیفه‌ی دینی هستیم.

دولت ایران که تاریخ تا زمان ما نام آن را نقل کرده حکومت فارس است. گاها، خواه سیاست و خواه زمان و وقایع، بعضی چیزهای ناموجود را هم موجود نشان می‌دهند. امپراتوری ایران-فارس نیز از یک قرن بدین طرف وجود ندارد. اگر هم وجود دارد بازیچه‌ای‌ است در دست روس و انگلیس.

بزرگترین تجارت فارس، وطن‌فروشی بود. آن کسانی که ما آنها را عجم می‌نامیم خالصا تورک هستند. [حتی] احتمال دارد در این سفارتخانه [ایران] که روبروی ماست، یک نفر فارس وجود نداشته باشد. چهار میلیون تورک که امروزه تحت حاکمیت فارس زندگی می‌کنند، در شرایط بدتری در مقایسه با تورکهای قفقاز می‌باشند.

حاکمیت فارس حقیقتا دارای نیروهای بزرگی است. ولی نیروهای منفی و مهلک. ... نیروهایی که با کشتن فارس اجرای تاثیر می‌کنند.... بی‌اخلاقیتی با نام دین، فارسی را زبون کرده است. آخوندها قهارترین و قوی‌ترین اسلحه‌ی فارس هستند. هر آنچه که دین محمدی، قرآن و متفکرین، نادرست و خطا تلقی می‌کنند، با نام دین [در میان فارسها] تلقین و تبلیغ شده است. دخانیات، تریاک و سایر زهرهای خواب‌آور و کشنده مردم این مملکت را به گله‌ی مردگان زنده و اسکلت متحرک تبدیل کرده است. دخترها در سه سالگی توی چادر می‌روند، و در هشت سالگی به عقد مردهای چهل - پنجاه ساله در آورده می‌شوند. دختران بیچاره قبل از آنکه زن [بالغ] شوند، از چند شوهر طلاق می‌گیرند و بالاخره در بیست - بیست و پنج سالگی تریاک خورده هلاک می‌شوند.

جمعیت تهران دویست هزار نفر است. بنا به آمارهای دکترهای خارجی و طبابت بیمارستان شهرداری، در تهران سی هزار نفر مبتلای سفلیس؛ و نیمی از سکنه‌ی شهر گرفتار امراض مسری و بیماری‌هایی که به سبب بی‌اخلاقی شیوع می‌یابند هستند.

فارسی‌ها بسیار دروغگو و دزد هستند. پدر از اولاد، اولاد از پدر، زن از شوهر می‌دزدد. حتی آن آمریکائی که برای اصلاح مالیه‌ی ایران آورده بودند، پس از بازگشت به آمریکا به یک روزنامه‌نگار چنین گفته است که: «مملکتی که ده ملیون دزد دارد، مگر قابل اصلاح است؟». فارسی قهار است؛ در یک خواب متمادی، و در خواب مرگ است.

و اما برادران تورک ما، اینها مردمانی متعالی و نجیب هستند. اینها فارسی نیستند. ما با عجم نامیدن آنها مرتکب جنایت بزرگی می‌شویم. اینها برادران و خواهران تنی ما هستند، و مردمان فعال و باقابلیتی می‌باشند.

تورکهای [ساکن در] آزربایجان مردمانی نیستند که تصادفا [بدینجا] آمده باشند. کهنترین و قدیمی‌ترین دارائی‌های یک مملکت، کوهها و رودخانه‌های آن است. اگر نامهای اینها تورکی باشد، البته که آن مملکت وطن ملت تورک می‌باشد. اگر صرفا نظری به تاریخ چند صد سال (اخیر) آزربایجان بکنیم، باید سلطنتها و تاجداران تورک ما را به شگفتی وادارند. تاتارها، مغولها، تورکها و سلجوقی‌ها به ترتیب [در اینجا] سلطنتها تاسیس کرده‌اند. «دوره‌ی تاتار» پادشاهان بسیاری را تقدیم کرده است. یکی از آنها «هلاکو» است. در این دوره، پادشاهان را «ایلخان» می‌نامیدند. گمان می‌رود که در روزگار ایلخانیت، دین اسلام از طرف تورکها پذیرفته شده است. از تاتارها «غازان‌خان» در تاریخ هفتصد در تبریز حکمرانی کرده است. حاکمیت فارس هر جا که یادگار تاریخی بوده، آنرا خراب کرده؛ و هر جا که آثار تورک بوده، آنرا ویران ساخته است. «دوره‌ی تاتار» مسجدها، کاخها و مدرسه‌های بسیار ساخت. ولی امروز [از آنها] به جز دیوارهای شکسته چیز دیگری نمانده است. سپس «دوره‌ی تورکمان» آغاز می‌شود. از اینها دو سلسله با نامهای آق قویونلو و قره قویونلو ظهور کرد. از یادگارهای اینها کاشی‌ها، کتیبه‌ها و تاخماهای «گؤک مسجد» [مسجد آسمانی-آبی در تبریز] فوق العاده ظریف است. ذوق سلیم و ذکاوت تورک در اینجا نیز خود را نشان داده است. در عهد سلطان مراد چهارم، ما تورکهایی که تا تبریز جلو رفتیم، وجود داریم.

شهر تهران به یک شهر تورک نزدیکتر [و شبیه‌تر] است. در آنجا [اهالی] فارسی کم است. بیائید از تهران به سوی آزربایجان برویم. تورکهای [ساکن در] آزربایجان تاجر هستند. یهودی‌ها نمی‌توانند با آنها رقابت بکنند. اما مناطق نزدیک به منطقه‌ی فارس، بسیار در هم شکسته شده است و رو به تباهی دارد. تبریزی که پانزده سال پیش تریاک نداشت، امروز با انواع زهرها مسموم می‌شود. بسیاری از گداها .....

چند سال پیش ایرانی‌ها سازمان ژاندارم تاسیس می‌کردند. از سوئد صاحب‌منصبها آوردند. ژاندارمهایشان اسلحه‌ی خود را می‌فروختند. در راه هر کس که جلو ژاندارم می‌آمد و یک سیلی می‌زد، سلاح او را از دستش می‌گرفت. ولی بخشی از ژاندارمها فوق العاده جسور و قهرمان بودند. این ژاندارمها همان تورکها بودند.... [از همین رو بعدها] هنگام استخدام ژاندرم، کسانی که فارسی بودند را نمی‌گرفتند، تورکها استخدام می‌شدند.

آزربایجان خود را رها خواهد کرد. ما می‌توانیم از آزربایجان امیدوار باشیم. این مملکت جریانهای ملی دارد. هر سال صد هزار عمله برای کار در کارخانه‌ها و بندرها و راه آهن‌ها می‌روند. اهالی باکو و قفقازی‌ها ترقی مملکت خودشان را تا آنجائی که ممکن است، مدیون آزربایجان ایران هستند. اینک در استانبول، در ازمیر و در آناتولی این عنصر فعال و باعزم که ما او را عجم تلقی می‌کنیم، عنصر تورک است. در اروپا نیز بسیاری از تجار، باز هم از این عنصر تورک هستند.

وضعیت سیاسی ایران

ایران دروازه‌ی هندوستان است که تا دریای خزر، خلیج بصره، تورکستان و تورکیه امتداد می‌یابد. دولت انگلیس که با عراق مرتبط است، چرا به ایران علاقه‌مند نشود؟ روسها هم ایران را به عنوان مساعدترین عرصه برای درگیر شدن با انگلیسها یافتند. بدین جهت ایران موهوم، مانند توپ فوتبال میان دو دولت به بازی در آمد. در ١٩٠٧ روسها با انگلیسها پیمان یک ائتلاف را بستند. در جنوب انگلیسها و در شمال روسها شاهرگهای خون و حیات مملکت را بدست گرفتند. صرفا و فقط بنام منافع خودشان، یک راه آهن ساختند. در جنگ [جهانی اول] انگلیسها تمام ایران را تصاحب کردند و با ساختن جاده‌ای میان مشهد و هندوستان، مالهای هند را به ایران ریختند. از طرف دیگر تا انزلی پیش آمدند.

ایران صحنه‌ی بازی‌گری سیاستهای انگلیس، روس، آلمان و تورک شد. هر یک از اینها اهداف ظاهری و نیات مخفی داشتند. در نهایت، انگلیسها ایران را بدست آوردند. با شناختن استقلال ایران، یک ارتش و غیره‌ی ..... تحت کنترل انگلیس [درست شد]. از طرف دیگر، نظام ملوک الطوایفی هم حکمفرما بود.

امروز در ایران یک دربار، یک مجلس شورا و یک ارتش؛ و نسبت به گذشته کمی آسایش [وجود دارد] و مالیه بسیار منتظم است. ولی همه‌ی اینها ظاهری و ایران صرفا یک مستملکه‌ی انگلیس است. ارتش ایران با تشویق حاکمیت فارس، آخوندها[ی شیعی] و انگلیسها برای [مقابله با] ما حاضر می‌شود. زیرا انگلیسها بعد از این نمی‌توانند هندی‌ها را بر ضد ما بکار ببرند. ارتش چهل هزار نفری امروزی ایران، مانند همیشه برای ما یک بلای تازه - در موقع لزوم- آماده می‌کند. رئیس و افسران این ارتش فارس، ولی سربازهایش تورک هستند.

ملت تورک از آزربایجان لبریز می‌شود. [آنها که] در آغاز برای کار به قفقاز و روسیه می‌رفتند، امروز به سبب بیکاری تقریبا سفیل و تیره‌روز می‌شوند. فارسی‌ها به اینها می‌گویند «شما نمی‌توانید تورک باشید. شما نمی‌توانید [به تورکی] بخوانید». این [تورکها] از ما انتظار کمک دارند. بیائید این همتباران خودمان را خلاص بکنیم. چهار ملیون تورک منتظر ماست».

برای مطالعه‌ی بيشتر

روشنی بیگ، یک متفکر تورک که آزربایجانی است

http://sozumuz1.blogspot.com/2018/04/blog-post_18.html

باطن ایران- ایران`ین ایچ اوزو. روشنی بیگ

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/05/blog-post_26.html#more

جوابیه‌ی روشنی بیک به اعتراضات دو آزربایجانی (آزربایجان‌گرای پان‌ایرانیست): تورکان در آینده‌ای بسیار نزدیک از اسارت فارسها رسته، آزاد و خوشبخت خواهند شد

http://sozumuz1.blogspot.com/2017/07/blog-post_8.html#more

سلیمان نظیف: ای تورک اسیر فارس!

http://sozumuz1.blogspot.com/2016/07/blog-post_12.html

گزارشی از سخنرانی روشنی بیگ در تورک اوجاغی بنا به روزنامه‌ی یئنی مجموعه

http://sozumuz1.blogspot.com/2018/04/blog-post_23.html

سلیمان نظیف: ای تورک اسیر فارس! مقاله‌ای تاریخی از سلیمان نظیف: برادران و خواهران یتیم ما (یتیم قاردشلریمز)-١٩٢٤

http://sozumuz1.blogspot.com/2016/07/blog-post_12.html

 


[1] عارضه‌له‌ر: طبیعی عارضه اولوشدورار

[2] متنده تایپ یانلیشیلیغی سونوجوندا «قاییق‌لار و قاییق‌چی‌لار» بیچیمینده یازیلمیشدیر. دوغروسو «قاییق‌چی‌لار و بالیق‌چی‌لار» اولمالیدیر.

[3] دیویت: حوققاداکی مرکّبه باتیریلاراق یازی یازماقدا قوللانیلان بیر تور قلم. دولما قلم‌ ایله فرقی، دیویت‌ین بللی آرالیقلارلا مرکّبه باتیریلماسی گره‌کدییی‌دیر.

[4] قدید: جانلی جنازه، قوروتولموش ات

[5] تاخما: (متنده یانلیشیقلا قاقما یازیلمیشدیر). یک نوع معرق و گچ‌کاری تورکی که در آن قطعات رنگی گچی در سازه تعبیه و جای داده می‌شود (تاخیلیر). قومیتگرایان افراطی فارس «تاخما» نام این هنر تورکی را به ریشه‌ی تُخم فارسی ربط داده‌اند که یک ریشه‌سازی غیرعلمی با سائقه‌های نژادپرستانه‌ی فارسی به منظور سرقت میراث فرهنگی تورک است.