تاریخ

Antony Beevorابتدائا يادداشتي از  علي رضا اردبيلي: فاجعه زنان و مردم آلمان در جنگ جهاني دومي تنها با فجايع مردم شوروي و كشورهاي تحت اشغال نازيها قابل قياس است. با اينحال يك فرق مهم هم اينجا هست كه در مقاله زير از سايت سرويس فارسي بي بي سي مورد اشاره واقع شده است. نه غالبان و نه مغلوبان جنگ جهاني دوم، روايت داستان غم بار فجايعي كه زنان شرق پروس، زنان برلين و بقيه زنان و غيرنظاميان شرق آلمان متحمل شدند، به صلاح ندانسته اند و هنوز هم اطلاعات اندكي براي عموم در اينمورد منتشر شده است۔ "آنتونی بیوور" Antony Beevor مورخ بينظير و راوي نامي جنگ جهاني دوم در اين زمينه كارهايي كرده است از جمله كتابهاي "استالينگراد" (2003)، "سقوط برلين" (2003) و "جنگ جهاني دوم" (2012) كه هرسه شاهكارهايي در نوع خودند.


جنايات ارتش سرخ كه قسما از سوي رهبري شوروي تشويق و در حرف و تبليغات گاه منع ميشد، دامن زنان و غيرنظاميان آلماني را گرفت. اين مظلومان، بهاي جنايات ارتش نازي در خاك شوروي را با رنج غيرقابل وصف و تاكنون ناگفته خود بازپرداختند.

 

حماقت ايدئولوژيك رهبران آلماني در پرده دوم جنگ (بعداز شكست محاصره استالينگراد)، دقيقا از جنس مشابه حماقت ايدئولوژيك رهبران شوروي در پرده اول بود. از اين منظر نجات بموقع غيرنظاميان در مناطق مورد هجوم، حتي وقتي كه سقوط آنها صد در صد و عنقريب بود، يك عمل خائنانه تلقي ميشد. نفرت رهبران شوروي و آلمان از "ضعف" سربازان و غيرنظاميان خودي، آنها را در تئوري و عمل به شعار زير ميرسانيد:


"اگر لياقت جلوگيري از پيشروي ماشين نظامي دشمن را نداري، پس لايق هر سرنوشت سياهي هستي"


سربازان شوروي در دوره پيشروي در جبهات جنگي، رسما حق ارسال "پاسيلكا" يعني بسته پستي داشتند كه سهميه سربازان 7 كيلو و سهميه افسران 14 كيلو (يا چيزي در اين حدود) در هفته بود. اين سياست رسمي بود و افشاگر حمايت از غارت مناطق تحت اشغالي و غيرنظامياني بود كه در آن زمان پايان جنگ، خودشان ناني در بساط نداشتند. علاوه بر اين منزل رهبران نظامي عاليرتبه ارتش شوروي از جمله مارشال ژوكووف در پايان جنگ از قبل غارتهاي بي حساب و كتاب شبيه موزه هنري كشورهاي اروپاي غربي شده بود، ژنرال ويتالي استالين پسر ديكتاتور بزرگ، در ميان اين "موزده داران" بعداز جنگ بود.

هواپيماهاي ارتش شوروي براي انتقال غنائم شخصي اين ژنرالها در اختيار آنها بود.
نوع ديگر جناياتي كه كمتر در باره آن گفته شده است، خشونت فرماندهان شوروي عليه مردم و نظاميان خودي بود. مارشال ژوكوف در ارتقاي ميزان قساوت از اين نوع، همه مرزهاي ممكن را در نورديده و چنان جهنمي براي سربازان و افسران خودي ساخته بود كه نبرد با ارتش آلمان و كشته شدن از سوي ارتش آلمان وحشت كمتر و كوچكتري براي نظاميان شوروي بود.

جوخه هاي مرگ واحدهاي NKVD (نام قبلي ك گ ب) در رديفهاي چندگانه از چندمتري سنگرها به بعد، براي كشتن آني سربازاني كه در جنگ كوچكترين سستي را مرتكب ميشدند، آماده شليك بودند. اين جوخه ها براساس فرمان 227 (مصوب 28 ژوئيه 1942) معروف به "نه يك قدم به عقب" Ни шагу назад! مٶظف بودند، هر عضو ارتش شوروي كه قصد عقب نشيني داشت، شليك نمي كرد يا هر ضعف ديگرياز قبيل سراسيمگي يا ميل به بي نظمي بروز مي داد (ولو موجه و حتي اگر ظاهر امر در گرماگرم نبرد اينطور استنباط ميشد) بلافاصله مورد هدف قرار دهند.

در دوران سهميه بندي همه چيز در جريان جنگ، نظاميان شوروي از گلوله 9 گرمي سلاحهاي سازمي NKVDبه عنوان "آخرين سهميه سرباز شوروي" نام مي بردند.

در مطالعه تاريخ فجايع اين جنگ، نشان دادن سيماي انساني از سوي نظاميان شوروي بطور استثنا مشاهده ميشود. گاه و بيگاه در ميان صفحات اين تاريخ پراز مرگ و جنايت، سيماي انساني افسر و سرباز شوروي كه زن پروسي يا لهستاني را از زير آوار همقطاران متجاوز خود نجات ميدهد يا براي شنيدن داستان اندوهبار قربانيان اينگونه تجاوزها با كمي غذا و مشروب در كنار يكي از آنها مي نشيند، آدمي را دچار بهت ميكند كه در ميان جهنم جنگ مملو از انسانهاي انسانيت زدايي شده آلماني و شورويايي، جوهره انسانيت هم ولو بعنوان استثنا وجود داشت. 70 سال بعداز پايان جنگ جهاني دوم، هنوز نه همه داستان مكتوب شده است و هنوز هم ملاحضات دوران جنگ و دوران جنگ سرد بعداز آن سايه سنگيني بر روي كار تاريخ نويسان دارد.

لينك مقاله لوسي اش در سايت سرويس فارسي بي بي سي

 

در باره نویسنده:

علي رضا اردبيلي

آخرین مطالب علي رضا اردبيلي