آنا ديلي

جاده‌ی اهر- تبریز با وجود عمری نزدیک 50 ساله از مهمترین مسیرهای تردد در استان آذربایجان‌ شرقی به شمار می‌آید. طبق آمارهای رسمی روزانه بیش از سی هزارBilolycka خودرو از این جاده تردد می‌کنند که در ایام تعطیل و روزهای آخر هفته این تعداد تا چند برابر افزایش می‌یابد.

این جاده با طول 90 کیلومتر به دلیل موقعیت قرارگیری در منطقه قاراداغ از مهم‌ترین محورهای مواصلاتی استان آذربایجان شرقی محسوب می‌شود. منطقه قاراداغ با مساحت 12 هزار کیلومتر مربع و وجود هزار روستا در حدود یک چهارم مساحت و نیز یک سوم از روستاهای استان را در بر می‌گیرد. این در حالی است که این مسیر، محور مواصلاتی شهرهای موغان، مشکین شهر، خدا آفرین، هریس، کلیبر، ورزقان و اهر با کلانشهر تبریز است. با این وجود آمارهای تصادفات و تعداد کشته‌شدگان ناشی از آن، این محور را به پرحادثه‌خيزترین جاده استان آذربایجان شرقی تبدیل کرده است.

با وجود عدم تکميل پروژه احداث بزرگراه و افزایش وقوع حوادث ناگوار، جاده‌ی اهر-تبریز به جای پیشوند "بزرگراه" عنوان " جاده‌ی مرگ آذربایجان" را به خود گرفته است. این وضعیت تا حدی پیشرفت کرده است که حادثه‌خیز بودن جاده و رعب و وحشت از هرگونه اتفاق آنی، هنگام تردد در این مسیر، لذت تماشای زیبایی‌های طبیعت بی‌نظیر منطقه را از اذهان عموم می‌زداید.   

افسوس وضعیت جاده‌های آذربایجان هزینه‌های مادی و معنوی جبران‌ناپذیری بر پیکر رنجور آذربایجان و بالاخص قاراداغ وارد کرده است.

در این نوشته در مورد پروژه‌ی بزرگراه اهر- تبریز و وعده‌های داده شده‌ی مسئولین توضیح کوتاهی داده و سپس اشاره‌ای به خسارت‌های جانی و تبعات این تلفات می‌شود و در آخر نیز چند ایراد اساسی موجود برای افتتاح ناقص پروژه ذکر می‌شود.

13 سال می‌گذرد

پروژه‌ی اهر-تبریز به طول 90 کیلومتر، در شهریور 87 بنا به درخواست مسئولین شهری، شکوه‌های مردم و هشدارهای مطبوعات محلی بالاخره در سه فاز اهر تا گؤیجه بئل، گؤیجه بئل تا خواجه، خواجه تا تبریز، برای واگذاری به پیمانکار تعریف شد و کلنگ ساخت بزرگراه بر زمین خورد تا در عرض دو سال به بهره‌برداری برسد.

 با فرا رسیدن نوروز سال 89، بعد از گذشت دو سال از کلنگ‌زنی، خبری از بهره‌برداری بزرگراه اهر-تبریز به گوش نمی‌رسد. با این وجود پيشرفت چندانی نیز در پروژه به چشم نمی‌خورد. معاون عمرانی استاندار آذربایجان شرقی این‌ بار خبر از افتتاح کامل پروژه تا سال 90 را می‌دهد. با تحقق نیافتن و عدم اتمام پروژه، وعده‌ای دیگر در مورخه 10/05/91 داده می‌شود. پروژه بزرگراه اهر- تبریز، جزء طرح‌های ماندگار قرار می‌گیرد. این در حالی است که اعتبار لازم به آن اختصاص نمی‌یابد. در پایان دولت دهم که وعده افتتاح داده شده بود؛ هیچکدام از فازها افتتاح نشده و حتی فاز دوم پروژه که طولش بیش از نصف کل مسیر بود، استارت هم زده نمی‌شود. در دولت یازدهم و دوازدهم  هم سالی نبوده که وعده اتمام پروژه داده نشود. در اواخر دوره ریاست جمهوری دوازدهم نیز همچنان وعده اتمام پروژه در صدر اخبار ماهانه خبرگزاری‌ها قرار می‌گیرد. با به سرانجام نرسیدن وعده افتتاح پروژه تا پایان خرداد ماه سال جاری به علت مشکلاتی از جمله افزایش قیمت قیر و کمبود آن و عدم ابلاغ اعتبار سال 1400،  افتتاح پروژه مذکور به صورت کامل هیچگاه به وعده عمل هم نزدیک نمی‌شود. اکنون خبر افتتاح چندین باره بزرگراه اهر- تبریز با تیتر " بزرگراه تبریز- اهر به زودی با حضور رییس جمهور سیزدهم افتتاح خواهد شد" در خروجی خبرگزاری‌ها به چشم می‌خورد.

امروزه عدم تکمیل پروژه بزرگراه اهر- تبریز، به عنوان شاهراه قاراداغ، به معضل و مشکل اساسی تبدیل شده که در مواقع بحرانی بیش از مواقع دیگر نمایان می‌شود. همانطور که در زمان زلزله تلخ 21 مرداد ماه سال 91 قاراداغ، جاده‌ی اهر- تبریز به یکی از اساسی‌ترین عوامل تشدید بحران تبدیل شده بود و حال در صورت عدم اتمام این پروژه به صورت کامل، در مواقع بحرانی باز هم یکی از عوامل تشدید کننده بحران خواهد شد.

در طی 13 سال گذشته، رئیس جمهور و یا مسئولی نبوده که مسیرش به جاده اهر – تبریز بخورد و بدون برگزاری مراسم نمایشی افتتاح و یا وعده افتتاح این پروژه گذر داشته باشد. حال بعد از افتتاح پروژه ناقص در دوران دو رئیس جمهور سابق، باز با شروع دوره رئیس جمهوری جدید قرار است این پروژه طبق روال‌های قبلی برای چندمین بار به صورت ناقص افتتاح شود.

آمار تلفات جاده‌ی مرگ

بعد از توضیحی اجمالی در مورد پروژه و وعده‌های داده شده حال نگاهی به آمار موجود کشته شدگان و تبعات این تلفات می‌اندازیم و سپس مواردی چند از نواقصات موجود در پروژه را اشاره می‌کنیم.

جاده اهر- تبریز به خاطر شرایط موجود شاهد حوادث تلخ بسیاری بر خود بوده است تنها اشاره به دو مورد شاید نمایانگر شرایط باشد.

در22  آبان 93 ، 5 تن از سرنشینان یک دستگاه پژو در اثر تصادف بصورت وحشتناک  زنده-زنده داخل خودروی خود سوختند، و فریادرسی نیافتند. بی‌توجهی مسئولین مجددا موجب تکرار حوادث تلخ دیگری شد. بعنوان مثال می‌توان به دیگر حادثه‌ی دلخراش در 9 بهمن  93  که موجب کشته شدن همزمان 5 نفر از معلمینی که برای شرکت در دوره‌های آموزشی تربیت مدرس از اهر راهی تبریز شده بودند اشاره کرد.

این محور طبق آمارهای رسمی، سالانه به طور متوسط 147 کشته می‌گیرد، به عبارتی هر 2 سال یکبار کشته شدگان محور اهر- تبریز با زلزله 21 مرداد قاراداغ برابری می‌کند. با تناسب ساده جمعیت ساکن منطقه با آمار تلفات و نیز با  دانستن تعداد کشته شدگان حوادث جاده ای ایران که 18 هزار نفر می‌باشد. می‌توان دریافت، آمار تلفات این محور بیش از 6 برابر متوسط آمار کشوری است یا اگر کشته شدگان متوسط سالیانه قاراداغ را با جنگ 8 ساله ایران- عراق مقایسه نماییم پی به برابری آمار تلفات این محور با متوسط سالیانه جنگ خواهیم رسید.

آمار تاسف بار دیگر اینکه براساس آمار وزیر راه و شهرسازی، از هر 9 کشته حوادث جاده‌ای 7 نفر نان‌آور خانواده بوده‌اند که در کنار این آمار اگر مصدومین و کسانی که بیکار می‌باشند را حساب کنیم می‌فهمیم به خاطر عدم افتتاح این پروژه اهالی دچار چه مشقت‌ها و فجایعی می‌شوند.

مطالبات مردمی

در کنار بی‌توجهی مسئولان، بعد از زنده- زنده سوختن 5 تن در اثر تصادفی در این محور، واکنش ها و اعتراض های عملی از جانب اهالی شدت می‌گیرد. از جمله می توان به طومار 2 هزار نفری اهالی ساکن اشاره نمود؛ این طومار که به همت فعالان مدنی در اعتراض به وضع موجود در خطاب به استاندار آذربایجان شرقی نوشته شد و رونوشت آن در اختیار نشریات استان و نمایندگان مجلس قرار گرفت که این امر، قبل و هنگام جمع آوری طومار با واکنش‌های تند بعضی از مسئولان دولتی روبرو شد.

بعضی از مسئولان به بهانه سوء استفاده دشمن و با انگهای مختلف به بانیان، سعی در سنگ اندازی و صلب نمودن حق اظهار نظر و آزادی بیان از اهالی و جلوگیری از جمع آوری طومار داشتند.

حال با گذشت چندین سال از مطالبه به حق مردم قاراداغ  و پیگیری اهالی آنچه نمایان است، بیشتر نمایش تبلیغاتی بوده تا توجه به حس مطالبه‌گری مردم.

تبعات اقتصادی

منطقه‌ی قارادغ با وجود پتانسیل بالقوه در زمینه‌های مختلف گردشگری، معدن و کشاورزی با نداشتن محور مواصلاتی ایمن و مطمئن آنگونه که باید مورد توجه سرمایه‌‌گذاران قرار نمی‌گیرد. چرا که وجود مسیر ایمن و کاهش خطرات جاده‌ای برای ترددکنندگان از عوامل مؤثر و مهم در جذب سرمایه‌گذار به منطقه دارای پتانسیل به شمار می‌آید. با این وجود بهره‌برداری از این پروژه و اتمام بزرگراه اهر‌- تبریز باعث توسعه‌های زیربنایی، رونق صنعت گردشگری و به دنبال آن کاهش مهاجرت و بیکاری در منطقه می‌شود.

بنابراین به اتمام رساندن این پروژه همتی از نوع مردمی می‌خواهد، متاسفانه تاکنون هیچ یک از وعده‌های مسئولین که اخبار وعده‌هایشان در سایت‌های خبری و خبرگذاری‌های موجود می‌باشد عملی نشده، و تا به امروز مسئولی به خاطر عدم تحقق وعده‌هایش از مردم منطقه عذرخواهی نکرده است. این در حالی است که این پروژه به محلی برای وعده‌های بی‌پایان و نیز مانور تبلیغاتی بعضی از افراد از جمله کاندیداهای مجلس شورای اسلامی تبدیل شده است. با شرایط فعلی و حساسیت اهالی ساکن و اعتراض‌های  انجام گرفته، منتخبین مردم حداقل در گفتار چاره‌ای جز همصدایی و همراهی با مردم ندارند.

لازم به ذکر است که احداث جاده مذکور هزینه‌ای معادل با ایجاد یک روگذر در پایتخت در بر دارد و از زاویه‌ای دیگر هزینه‌هایی که صرف درمان، بیمه و دیه مصدومین سانحه رانندگی در این محور می‌شود به مراتب بیشتر از هزینه تکمیل این پروژه می‌باشد.

عدم درک مناسب از موقعیت‌ها و نیز بی‌توجهی مسئولان کشوری در کنار بی‌همتی مسئولان استانی است از جمله عوامل پایان نافرجام پروژه‌هایی از قبیل پروژه احداث مسیر اهر – تبریز به شمار می‌رود. این در حالی است که خواسته ‌های مکرر مردمی و همچنین فعالان مدنی می‌تواند روزنه امیدی برای از میان برداشته شدن کاهلی و ناکارآمدی مسوالان به شمار آید تا شاید این وعده‌ها با کمرنگ شدن نواقصات به مرحله عمل برسند.

نواقص و ایرادهای پروژه

با وجود موارد ذکر شده و تمام اصرار و عجله‌های موجود برای افتتاح ناقص این پروژه در دوره‌های قبل، در حال حاضر نیز روند پروژه شکل نیمه و ناقصی از تکمیل را نشان می‌دهد. حتی شاید این روند نيمه ناقص، شکل خطرناک‌تری به خود گرفته و ایرادهای اساسی و زیرساختی موجود که به بخشی از آن اشاره خواهیم کرد را با خبر افتتاح حائز اهميت می‌کند. به نوعی می‌توان گفت اين اخبار بیشتر از شوق دیرینه وجود بزرگراه و رفع خطرات تصادفی، اکنون کانون افکار را به سمت ایرادات موجود می‌برد چراکه تا آخر این نواقصات پابرجا می‌ماند یا برطرف خواهد شد؟

بر اساس اخبار تهیه شده از مسئولان مربوطه حمل و نقل استان در حال حاضر  ایرادهای اساسی بسیاری در پروژه بزرگراه اهر- تبریز به چشم می‌خورد. با ایجاز در بیان مشکلات وجود چشمه آب زیر بزرگراه حد فاصل کاروانسرا و راهدارخانه، دوربرگردان‌های خطرناک موجود در مسیر، نبود علایم راهنمایی مناسب و کافی، عدم تکمیل تقاطع‌های غیر هم سطح به ويژه در بدو ورودی شهر واقع در روبروی دانشگاه آزاد اهر، محل احداث ورودی و خروجی شهرک صنعتی اهر (طی مسافت 8 کیلومتری برای خروج از شهرک به مقصد اهر و نیز برگشت همين مسیر به دلیل نبود دور برگردان در محل مناسب) و عدم تکمیل نزديک به 5 کیلومتر از بزرگراه در گردنه گؤیجه بئل از جمله این ایرادها هستند. در کنار این مشکلات نبود مسیر دسترسی مناسب بسیاری از روستاهای شهرستان‌های اهر و هریس به بزرگراه اهر- تبریز از ایرادهای بسیار اساسی به شمار می‌آید. چراکه همانطور که اشاره شد این بزرگراه قرار بود عاملی برای رشد و توسعه و آماده سازی زیرساختی در راستای سهولت مسیر تردد این منطقه به شمار آید. با این وجود چگونه می‌توان به از میان برداشته شدن موانع رونق و توسعه منطقه چشم امید داشت؟ آیا با این وجود، مهاجرت روز افزون ناشی از نبود معیشت برای مردمان این منطقه، روند نزولی به خود می‌گیرد؟ گویا پژواک اخبار رنگارنگ افتتاح این پروژه در تراز با اجرای مراحل عملیاتی خود پروژه، گوش‌ها را به گوش کرده است.