شعر

تقریباً هیچ کشوری از عملیات ترکیه در شمال سوریه حمایت نمی‌کند. اغلب کشورهای بسیار مهم و تاثیرگذار جهان این عملیات را تقبیح و حتی محکوم می‌کنند. اقتصاد ترکیه با دشواری‌های بزرگی Etnik rensning PKKمواجه است، پس از شروع این عملیات برابری لیر در مقابل دلار به نزدیکی‌های عدد کم سابقه 6 هم رسید. بخش مهمی از هیئت حاکمه امریکا صحبت از تحریم ترکیه می‌کنند. 

ترکیه اسم این عملیات را پینار باریش یا چشمه صلح گذاشته است. این نامهای ژیگول توجه چندانی را جلب نمی‌کند، عملیات فقط یک هدف دارد و آن سرکوب و دور کردن پ‌کاکا و شعباتش از مرزهای ترکیه است. اینکه گفته می‌شود اردوغان شیوه سلطانی پیشه کرده و قصد کشورگشائی و پاکسازی قومی دارد و دنبال اهداف عثمانی است، فرافکنی است و در بهترین حالت نشان از بی‌اطلاعی این گویندگان دارد. 

کسانی هم می‌گویند ترکیه قصد پاکسازی قومی در سوریه دارد. این هم حرف عبثی است و حتی ارزش تحلیل ندارد. ترکیه یک کشور عمیقاً اسلامی هم هست، با کدام نیرو برادر مسلمان خود را قتل‌عام کند؟ مسئله تُرک و کُرد و پ‌کاکا در ترکیه چیز دیگری است و موضوع این نوشته نیست، اما برای کسانی که جریانهای کُردی در بیرون از ترکیه را نمی‌شناسند، یک مثال فرضی از ایران می‌تواند نشان بدهد در بیرون از مرزهای ترکیه، مسئله ترکیه، مسئله کرد نیست، مسئله پ‌کاکاست. 

اگر بر فرض همین الان در ایران دولت مرکزی کنترل کشور را از دست بدهد و دچار فروپاشی بشود، و در مرزهای غربی کشور، نسخه ایرانی پ‌کاکا یعنی پژاک، کنترل منطقه‌ای کُردنشین را در دست بگیرد، ترکیه به همان منطقه ایران هم لشگر خواهد کشید. اما اگر در همین منطقه حزب دمکرات کردستان حاکم شود، چه بسا ترکیه با آن وارد تعاملات مرزی هم بشود. 

در سوریه هم اگر یک جریان کُردی غیر وابسته به پ‌کاکا شکل می‌گرفت، و مثلاً با اقلیم کردستان نزدیکی داشت، ترکیه هرگز دخالت نمی‌کرد. در ماجرای کوبانی هم ترکیه به اقلیم کردستان اجازه داد از خاک آن کشور به کوبانی پیشمرگه اعزام کند، اما هرگز با جریانهای طرفدار پ کاکا حتی در جنگ با داعش مساعدت نکرد. 

جنگ اخیر هم هیچ ربط مستقیی به تصمیم شخصی اردوغان ندارد. پ‌کاکا در مریخ هم شعبه داشته باشد ترکیه سراغ آن خواهد رفت، با اردوغان یا بدون اردوغان. اتفاقاً تجارب چند سال پیش اردوغان در تعامل با پ‌کاکا، ترکیه را چنان نقره‌داغ کرده است که هرگز به چنین تفکری میدان ندهد. وقتی پروسه صلج شروع شد، شهرداران طرفدار پ‌کاکا در انتخاباتی دمکراتیک برای شهرهای کردنشین انتخاب شدند، اما برای روز جنگ در کوچه و خیابان شروع به حفر خندق کردند. ترکیه شاهد بزرگترین جنگ شهری در داخل کشور خود شد. ترکیه پ‌کاکا را بزرگترین تهدید امنیتی خود می داند. پ کاکا هم نشان داده است که در بهم زدن امنیت ترکیه و ترور و جنگ شهری توان بالائی دارد. 

برخلاف تبلیغات گسترده گروههای کُرد، مردم کُرد هم از ترکیه نفرت ندارند و یا دست‌کم به طور گسترده نفرت ندارند. کُردهای ایران و عراق تجارت بسیار گسترده‌ای با ترکیه دارند. مسئله فقط تجارت نیست، ترکیه از سال 2018 به دلیل مشکلات اقتصادی قانونی تصویب کرده است که هر خارجی با خرید 250 هزار دلار ملک در ترکیه می تواند شهروندی این کشور را کسب کند. 

در صدر کشورهای خواهان کسب حق شهروندی ترکیه، عراق و ایران است. بررسی‌های غیررسمی حاکی از آن است که کُردهای عراق دومین گروه قومی عراق هستند که برای حق شهرندی ترکیه تلاش می‌کنند. ملتی که از یک کشوری نفرت داشته باشد، دشوار بتوان حتی یک خانواده هم میان آنها یافت که سرمایه خود را صرف حق شهروندی همان کشور بکند. 

***

در پی این عملیات تقریباً همه رسانه‌های جهان هم علیه ترکیه موضع گرفته‌اند. این رسانه‌ها گوئی در توافقی نانوشته حتی تهدید مشترک ترکیه و پ‌کاکا را هم به دو شکل کاملاً متفاوت منعکس می‌کنند. پس از شروع عملیات، ترکیه و پ‌کاکا، هر دو اتحادیه اروپا و غرب را به دو دلیل کاملاً متفاوت تهدید کردند.  

ترکیه می‌گوید به سه و نیم میلیون سوری پناه داده است، و اگر نتواند آنها را در منطقه حائل سی کیلومتری اسکان دهد، و اروپائی‌ها هم به مواضع فعلی خود ادامه دهند، و احیاناً ترکیه را تحریم کنند، مرز را باز خواهد کرد تا پناه‌جویان به سمت اروپا بروند. اتحادیه پانصد میلیون نفری اروپا وقتی با یک میلیون مهاجر سوری مواجه شد، تا آستانه فروپاشی پیش رفت. 

پ‌کاکا هم می‌گوید اگر حملات ترکیه ادامه یابد، و امریکا و اروپا کمافی‌السابق از پ‌کاکا حمایت نکنند، قادر به نگهبانی از حدود دوازده هزار زندانی داعشی نیست. پ‌کاکا می‌گوید نگهداری از این زندانیان دیگر اولویت این گروه نیست و ناچار است آنها را آزاد کند و نگهبان‌ها را به جبهه جنگ بفرستد. Etnik rensning PKK2

نحوه انعکاس این دو خبر در اغلب رسانه‌های جهان خود نشان از موقعیت سخت و منزوی ترکیه دارد. این رسانه‌ها اقدام احتمالی ترکیه را از جنس تهدید ارزیابی می‌کنند که البته تهدید هم هست. اما گوئی تهدید پ‌کاکا را کاملاً درک می‌کنند. 

این در حالی است که ترکیه‌ستیزترین محافل هم می‌دانند میلیونها پناه‌جوی سوری چه فشاری به اقتصاد ترکیه وارد کرده است. متعصب‌ترین طرفداران پ‌کاکا هم می‌دانند که نقش پ‌کاکا در جنگ با داعش  و به عنوان پیاده نظام بسیار کارآمد امریکا و اروپا، به این گروه مشروعیت بین‌المللی داد. 

اگر داعشی‌ها آزاد هم شوند، نهایتاً چند صد نفر آنها به اروپا خواهند رفت و بقیه در همان منطقه دوباره ظهور خواهند کرد. به نظر می‌رسد نگهبانان داعش هیچ ابائی از این مسئله ندارند. در عین حال مگر نگهبانی از یک زندان با زندانیانی کاملاً غیرمسلح و در محاصره، مگر به چند نفر نیروی کاملاً مسلح نیاز دارد؟ 

***

به وضوح در فضای سیاسی و رسانه‌ای جهان همه چیز علیه ترکیه است. در چنین فضائی، کشوری که اقتصاد آن تا خرخره به غرب و خصوصاً امریکا وابسته است، چرا دست به چنین حمله‌ای زده است؟ 

یک جواب ساده این است که ترکیه مرتکب بلاهتی عظیم شده است. شاید هم اینطور باشد، خیلی از کشورهای به مراتب بزرگتر و مهم‌تر از ترکیه هم مرتکب چنین اشتباهاتی شده‌اند و سالها درگیر آن مانده‌اند. اما من یک تحلیل دیگر را هم وارد می‌دانم. بر اساس این تحلیل کار ترکیه گرچه همراه با ریسک فراوان است، و حتی ممکن است طولانی شدن نبرد و مقاومت سرسخت نیروهای پ‌کاکا یک شکست مفتضحانه را به ترکیه تحمیل کند، اما حاوی محاسبات بسیار دقیقی است. صحنه سیاسی جهان تقریباً یکسره علیه ترکیه است اما در عمل این تقابل چقدر تاثیرگذار است؟ 

اتحادیه اروپا شدیداً مخالفت می‌کند و گفته است دست به هر اقدامی خواهد زد تا ترکیه را متوقف کند. اما تجارب چند سال گذشته نشان داد که این اتحادیه در مقابل مسائل مهم جهانی، عملاً اتحادیه شاه سلطان حسین‌های مقیم بروکسل است. اتحادیه اروپا بدون امریکا حتی توان اجرای برجامی را که با ایران امضاء کرد هم ندارد. دست اتحادیه اروپا برای همه چهان رو شده است و به نظر می‌رسد ترکیه هم تهدیدهای اروپا را خیلی جدی نمی‌گیرد. 

داخل پرانتر باید گفت ناتوانی اتحادیه اروپا، لزوماً ربطی به توانائی‌های دیگران ندارد. این اتحادیه از همان ابتدا مبتنی بر اصول پُست‌ناسیونالیسم بنا گذاشته شد تا مرزها را هر چه بیشتر بی‌خاصیت کند. اکنون اتحادیه اروپا در محاصره بحرانهای ناسیونالیستی قرن نوزدهمی مثل حمله روسیه به اوکراین است. مبانی پُست‌ناسیونالیسی اتحادیه کارآمدی چندانی برای این بحرانها ندارد. در خاورمیانه وضع از این هم افتضاح‌تر است و جنگهای مذهبی قرون وسطائی حرف اول را می‌زند. 

در تقابل با عملیات ترکیه، بقیه کشورهای جهان و منطقه هم فقط سر و صدا راه می‌اندازند و بعضاً جز پول خرج کردن راه دیگری بلد نیستند. اکثریت اعضاء اتحادیه عرب علیه ترکیه مواضع قاطعانه‌ای گرفته‌اند. اما کیست که در این جهان از رژیم کودتائی و فاسد سیسی در مصر حساب ببرد و یا از تهدید رهبران عموماً ناتوان عرب بترسد. بعد از حمله به پالایشگاه آرامکو، عربستان سعودی حتی جرات نکرد ایران را مستقیماً متهم کند. 

مهمترین و تاثیرگذارترین قدرت جهان، یعنی امریکا، مواضع بسیار متناقضی دارد. اخیراً هم ترکیه را تهدید به تحریم کرده است. امریکا مدام از ابزار تحریم علیه کشورهای دیگر استفاده می‌کند، در خصوص ترکیه ظواهر امر نشان می‌دهد دست امریکا بازتر هم هست، کوچکترین اظهارات ترامپ قیمت لیر ترکیه را بالا و پایین می‌کند. 

اما اقتصاد بزرگ ترکیه از جنس اقتصاد ایران و حتی روسیه نیست. اقتصاد ترکیه در اندازه کوچکتر، از جنس اقتصاد چین است و کاملاً در اقتصاد جهان ادغام شده است. و اگر چنین اقتصادی با معضلات حادی مواجه شود، دود آن به چشم شرکا هم خواهد رفت. اقتصاد ترکیه حتی بیشتر از بعضی کشورهای عضو اتحادیه اروپا، شریک اروپاست. تحریم چنین اقتصادی چندان هم کار ساده‌ای نیست، همانطور که تحریم چین کار ساده‌ای نیست. 

ترامپ وقتی دهان خود را باز می‌کند، عموماً حرفهای غیردیپلماتیک و بعضاً احمقانه می‌زند. جالب اینجاست همین حرفهای خنده‌دار و توهین آمیز،  بعضاً به حقیقت نزدیکتر است. 

مثلاً ترامپ حکومت عربستان سعودی را در مقابل ایران تحقیر می‌کند و می‌گوید با این همه اسلحه که به شما دادیم، یا خودتان از خودتان دفاع کنید، تا مخارج سنگین ما را متحمل شوید تا به جای شما بجنگیم. چنین حرفی، آن هم برای پادشاه کهنسال یک کشور متحد، فقط غیردیپلماتیک نیست، توهین‌آمیز هم هست. اما به راستی! چقدر حرف بی‌راهی است؟ سعودی‌ها بالاترین بودجه نظامی را در جهان دارند، اما گوئی تنها عُرضه آنها گونی گونی خرج کردن دلارهای نفتی است.  

اخیراً هم ترامپ را متهم کرده‌اند که به کُردها از پشت خنجر زده است. از اول هم معلوم بود نگاه ترامپ به پ‌کاکا ابزاری است و تاریخ مصرف دارد. ترامپ در جواب این اتهامات می‌گوید ما در سرزمین شما به شما کمک کردیم تا داعش را شکست دهید، مگر در جنگ نورماندی شما به کمک کردید؟  همه ظواهر این اظهارات فراتر از سخنان غیردیپلماتیک است، حتی احمقانه هم هست، کُردها چطور باید در نورماندی به ارتش امریکا کمک می‌کردند؟ 

اما اگر نیک بنگریم، همین حرفهای ترامپ، به مراتب صادقانه‌تر و حتی عمیق‌تر از ادعاهای بسیار شیک و مدرن و ضدداعشی طرفداران پ‌کاکاست. پ‌کاکا در طول هشت سال جنگ داخلی سوریه یک گلوله به سمت رژیم بشار بشکه، قاتل صدها هزار سوری، شلیک نکرد. پ‌کاکا همه انرژی خود را روی داعش گذاشت و گفت اولویت اول این گروه مبارزه با باند تبهکار داعش است. در اینصورت و علی‌الاصول باید پ‌کاکا سپاسگزار کمکهای امریکا باشد، نه اینکه امریکا را تهدید بکند که اگر به حمایت خود ادامه ندهد، نگهداری از زندانیان داعش دیگر اولویت آنها نیست.

در عین حال زندانیان داعشی را می‌توان به رژیم اسد تحویل داد. رژیم اسد هم در استفاده ابزاری از داعش ید طولائی دارد، اما می‌توان تک تک این زندانیان را با اسم و رسم و تصویر و زیر نظر محافل بین‌المللی به رژیم اسد یا متحدان آن سپرد تا ناچار از قبول مسئولیت شوند.  

اظهارات رئیس‌جمهور بزرگترین قدرت جهان هم نشان می‌دهد که تهدید ترکیه بیشتر جنبه لفاظی دارد و این مقامات به واقعیت‌ها واقف هستند. اما در منطقه سه کشور وجود دارد که آشکارا در سوریه نفوذ و قدرت فراوانی دارند. ترکیه قطعاً روی نظر آنها حساب می‌کند :  روسیه و ایران و اسرائیل.  

سوریه حیات خلوت نیروی هوائی قدرتمند اسرائیل است. اسرائیل شدیداً عملیات ترکیه را محکوم کرده است، با گروههای کُرد هم رابطه دیرین دارد. اسرائیل اگر بخواهد می‌تواند کمک های بسیار مؤثر و نامحسوسی در اختیار پ‌کاکا قرار بدهد. اما اسرائیل و ترکیه دو کشور احساساتی نیستند. این دو کشور را عقلانیت اداره می‌کند. اردوغان و نتانیاهو صبح تا شب مشغول کُری خواندن برای هم هستند، اما همین اسرائیل به خاطر هیچ کشور و هیچ گروه دیگری خود را با ترکیه درگیر نمی‌کند. اسرائیل اگر قرار بود در چنین مجادلاتی وارد شود، در میان صدها میلیون دشمن هفتاد سال دوام نمی‌آورد. 

در خصوص رابطه اسرائیل و ترکیه، فقط کافی است ده دقیقه در فرودگاه استانبول تابلوی ورود و خروج هواپیماها را تماشا کنیم. اغراق نیست که بگوئیم تعداد پروازهای استانبول تل‌آویو حتی بیشتر از تهران استانبول است. رابطه این دو کشور حتی عمق راهبردی هم دارد، دولتهای هر دو کشور در شرایط فعلی و برای مصرف داخلی ترجیح می‌دهند صدای آن را درنیاورند.

اما دو قدرت مهم دیگر ایران و روسیه است. به نظر می‌رسد ترکیه قبل از شروع عملیات، چراغ سبز اصلی را از این دو کشور گرفته است. ایران درگیر هزار مسئله است و به همراهی نسبی ترکیه سخت نیاز دارد. روسیه هم به دنبال شکاف در اتحادیه اروپا و ناتو، به ترکیه امتیازات زیادی می‌دهد. 

مواضع این سه کشور در محافل جهانی از همه سر و صداهای اتحادیه اروپا و عرب و بقیه مهمتر است. شواهد هم نشان می دهد ترکیه در این خصوص بازی دیپلماتیک بسیار ماهرانه‌ای را طراحی کرده است. طوری که امریکا و روسيه در شوراي امنيت سازمان ملل اجازه محکومیت ترکیه را ندادند. 

***

اما از همه اینها مهمتر، بستر مردمی حوزه عملیات جنگی است. بر خلاف تبلیغات گسترده جهانی، این بستر کاملاً به نفع ترکیه است. فی‌الواقع همین موقعیت باعت شده است ترکیه بتواند برای ایجاد منطقه حائل سی کیلومتری در شمال سوریه، به زور متوسل شود. ترکیه اکنون در سوریه دارای عمق استراتژیکی است که شاید بتوان گفت بعد از سقوط عثمانی چنین عمق استراتژیکی نداشته است. 

شمال سوریه فقط کُرد نیست، حتی مناطق زندگی کُردها به هم پیوسته هم نیست. جمعیت بزرکی از عربها و ترکمن‌ها در این منطقه زندگی می‌کنند که نه تنها از پ‌کاکا نفرت دارند، بلکه در کنار ترکیه حاضر به جنگ با پ‌کاکا هم هستند. 

از منظر عربها و ترکمنهای متحد ترکیه، پ‌کاکا فقط دشمن ترکیه نیست. شاید دشمنی پ‌کاکا با ترکیه چندان برای آنها موضوعیت هم نداشته باشد. از نظر آنها پ‌کاکا یک نیروی شیطانی متحد رژیم اسد است که از پشت به آنها خنجر زده است. البته این متحدان ترکیه سرشار از خشم هم هستند و اگر ارتش ترکیه به درستی آنها را کنترل نکند، هیچ بعید نیست که تر و خشک را با هم بسوزانند و مرتکب جنایت جنگی هم بشوند. 

ترکیه، تجربه دخالتهای ایران در عراق را هم دارد. اینکه این دخالتها در جهت منافع ملی و یا مخالف منافع ملی ایرانیان است، بحث دیگری است، در اینجا صحبت از دخالت موفق است. تجربه ایران نشان داده است که دشمنی یک جهان هم جای همدلی مردم در بستر جامعه را نمی‌گیرد. به هر حال بخش بزرگی از عربهای شیعه به طور عاطفی و حتی عملی، دل در گرو ایران دارند. این علاقه ربطی به امثال قاسم سلیمانی هم ندارد، در زمان شاه هم این بخش از جامعه ایران را بسیار دوست داشت. ترکیه هم در سوریه چنین جایگاهی دارد. اکثریت اهل‌سُنت عرب و همه ترکمن‌ها (شیعه و سُنّی) بهترین رابطه را با ترکیه دارند و حتی عاشق این کشور هستند. 

ترکیه تجربه عفرین را هم دارد. در آنجا هم همین عمق استراتژیک و نفوذ فراوان در بدنه جامعه عرب و ترکمن، مهمترین عامل موفقیت ترکیه بود. گرچه عملیات به آرامی و هفته‌ها طول کشید، اما با کمترین تلفات غیرنظامی، دژ پ‌کاکا به کمک همین نیروها تسخیر شد. 

شایان ذکر است که این عمق استراتژیک را عملاً پ‌کاکا به ترکیه تقدیم کرد. پ‌کاکا طی چند سال گذشته، از اعتراضات سوریه بوی کباب شنید و حساب خود را از مردم سوریه جدا کرد و با رژیم اسد متحد شد. همین کار خدمت استراتژیکی به ترکیه کرد که در طور تاریخ صد ساله جمهوری ترکیه سابقه نداشت. چهار سال پیش و در مطلبی با عنوان "خدمت استراتژیک پ‌کاکا به ترکیه در بحران سوریه"، دلایل این مسئله را به تفصل نوشتم. 

با در نظر داشت مجموع این عوامل، به نظر می رسد ترکیه بیش از آنکه از افکار عمومی و رسانه‌ها و اتحادیه اروپا واهمه داشته باشد، نظرات بازیگران اصلی را جلب و روی عمق استراتژیک خود حساب کرده است. اگر موفق شود، یک پیروزی بسیار بزرگ برای این کشور خواهد بود، و اگر شکست بخورد، قطعاً آن هم شکستی بسیار بزرگ خواهد بود. 
(طرح گرافيکي از آرشيو سايت تريبون)

مقاله قبلي آقاي بابايي در اين موضوع  در زير ارائه ميشود



مقاله اي به تاريخ چهار سال قبل يكشنبه 8 آذر 1394

توضيح از تريبون: ميدانيم كه دولت-ملت سازي در موارد زيادي توأم با پاكسازيهاي اتنيكي و جنايات بيشمار عليه مردمان بيگناه بوده است. از اين فاكت تاريخي، تنها ميتوان يك نتيجه گرفت: اين توحش محصول ناداني بشر در گذشته بوده است و نبايد تكرار شود. با اين وجود، نتيجه هولناك ديگري نيز از اين تاريخ پراز خون دولت-ملت سازي گرفته ميشود: "سهم ما از جنايت و خونريزي براي دولت-ملت سازي محفوظ است و در هر فرصت مناسبي كه دست ميدهد، مرتكب آن ميشويم"!
اين نتيجه دوراز عقل و انسانيت، راهنماي انواع دستجات و گروههاي مسلح از زيرمجموعه هاي پ كا ك در خارميانه امروز است. زمان چهار ساله سپري شده از زمان اولين انتشار مقاله زير ازآقاي محمد بابايي، صحت و دقت نظرات مطرح شده در آن را تأييد كرده است و اوضاع امروز شمال سوريه نيز، مؤيد ديگري بر اين مدعيات است. تصاوير ضميمه از آرشيو سايت تريبون است. (پايان توضيح)

2

عراق و ترکیه و ایران و سوریه در تاریخ معاصر خود همواره مسئله کُرد داشته‌اند. در همه این کشورها از دهها سال پیش گروه‌های کُرد به مبارزه مسلحانه مشغول بوده‌اند. از همان ابتدا رویکرد ترکیه با سه کشور دیگر یک فرق اساسی داشت. ترکیه هرگز در رقابت‌های منطقه‌ای از گروههای کُرد کشورهای همسایه خود حمایت نکرده است. اما هر سه کشور دیگر سابقه طولانی در این خصوص دارند. این کشورها در حالی که به شدیدترین شکل ممکن احزاب کُرد داخل کشور خود را می‌کوبیدند، از حزبی با همان مشخصات در کشور همسایه حمایت می‌کردند. وقتی هم تاریخ مصرف این استفاده ابزاری تمام می‌شد، آب خوردن این گروه‌ها را به امان خدا رها می‌کردند و بعضاً از پشت هم به آنها خنجر می‌زدند. حمایت همه جانبه رژیم سابق ایران از حزب دمکرات کردستان عراق به رهبری ملا مصطفی بارزانی، و سپس مصالحه با دولت عراق و قطع حمایت از بارزانی، نمونه واضح این رویکرد متداول کشورهای منطقه است.

مطابق همین سیاست کشورهای همسایه ترکیه از بدو تاسیس پ‌کاکا با کارت این گروه بازی کرده‌اند. عبدالله اوجالان رهبر و بنیانگذار پ‌کاکا  تحت حمایت خاندان اسد سالها در دمشق اقامت داشت. این در حالی بود که رژیم بعثی سوریه هیچ حقوقی برای کُردهای کشور خود قائل نبود و بسیاری از آنها حتی شهروند سوریه هم محسوب نمی‌شدند. پ‌کاکا در دره بقاع لبنان و با حمایت حزب‌الله نیروهای جنگی تربیت و عازم شرق ترکیه می‌کرد.

حتی مردم عادی شهرهای مهم مرزی هم بعضاً حمایت از پ‌کاکا توسط کشور خود را احساس می‌کردند. وقتی در شرق ترکیه درگیری‌ها قوت می‌گرفت، رفت و آمد هلی‌کوپترها و احتمال جابجائی زخمی‌ها، اسباب کلی حرف و حدیث میان مردم عادی بود.

پ‌کاکا در جلب حمایت از کشورهای مختلف کاملاً عمل‌گرایانه تصمیم می‌گرفت. از حزب‌الله شیعه تا رژیم‌های بعثی و ناسیونالیستی عربی هم‌پیمان و حامی پ‌کاکا بودند. برای پ‌کاکا تنها موضوعی که اهمیت داشت جنگ و مبارزه با ترکیه بود. اما ترکیه هرگز به این اقدامات همسایه‌های خود عکس‌العمل متقابل نشان نداد. در بدترین شرایط هم به تمامیت ارضی کشورهای همسایه احترام گذاشت. به هر دلیلی و با هر نیتی، چنین سیاستی ترکیه را از منظر اخلاقی نزد همسایه‌های خود در موضع بهتری قرار می‌داد.1

حتی وقتی هم ژنرالهای ارتش ترکیه تصمیم به دخالت می‌گیرند، سیاستمداران مانع آنها می‌شوند. بنا به گفته ژنرال عثمان پاموک‌اوغلو (لینک از آرشیو) در سال 1995 ارتش ترکیه تصمیم می‌گیرد که با عملیات طراحی شده پایگاه اصلی پ‌کاکا در ایران را نابود کند. گویا نخست‌وزیر وقت تانسو چیللر هم موافق بوده است. اما در نهایت سلیمان دمیرل رئیس‌جمهور ترکیه اجرای عملیات را متوقف می‌کند و می‌گوید : «انجام چنین عملیاتی در همسایه‌ای مانند ایران، ترکیه را هم در ایران و هم در دنیای خارج در موقعیت بسیار سختی قرار خواهد داد. و این بر خلاف سیاست صلح‌جویانه ترکیه است. و ترمیم رابطه با ایران زمان زیادی خواهد برد» در مستندKan uykusu belgeseli  (لينك منبع در يوتيوب) به تفصیل تاریخچه این عملیات تشریح شده است.

اما این رویکرد برای خود ترکیه هزینه‌های بزرگی داشت. این کشور در نبرد با پ‌کاکا عملاً تنها بود. مثل همسایه‌ها هیچ کارت برنده‌ای در دست نداشت. حتی قدرت‌های غربی هم که پ‌کاکا را حزبی تروریستی می‌دانستند و همچنان می‌دانند، در عمل مثل یک حزب تروریستی با آن برخورد نمی‌کردند. ترکیه هم از منظر اخلاقی در شرایطی نبود که هم‌پیمانان غربی خود را تحت فشار قرار بدهد.

اگر از موضع عدالت‌خواهانه به قضیه نگاه کنیم، وقتی حقوق ابتدائی مردمی در یک کشور به رسمیت شناخته نمی‌شود، رویکرد مبارزه مسلحانه حتماً یکی از انتخاب‌های آنان خواهد بود. خاصه که در دهه‌های گذشته مبارزه مسلحانه نزد گروه‌های چپ بسیار محبوبیت داشت. در چنین شرایطی همراهی و همدلی واقعی با ارتش ترکیه حتی برای هم‌پیمانان غربی این کشور هم کار دشواری بود. البته مبارزه مسلحانه در بخش‌های کُردنشین همه کشورهای منطقه، همچنان بیشترین طرفدار را دارد. در اقلیم کردستان هنوز دو حزب اصلی مسلح هستند.

تنها موضوعی که ترکیه می‌توانست همراهی واقعی دولت‌های غربی را علیه پ‌کاکا جلب کند، مبارزه با اعمالی بود که حتی با معیارهای سالیان پیش سازمانهای مسلح چپ هم هیچ مشروعیتی نداشت. پ‌کاکا خیلی پیشتر از گروه‌های افراطی اسلامی عملیات انتحاری انجام می‌داد. اولین عملیات انتحاری پ‌کاکا را زینب کیناجی معروف به زیلان در منطقه علوی‌نشین تونجلی انجام داد که تلفات زیادی هم داشت. زیلان خود را فدائی عبدالله اوجالان می‌دانست.

 3

سال 1991 شاخه جوانان پ‌کاکا در محله باکیرکوی استانبول با کوکتل مولوتف مغازه چتین‌کایا را مورد حمله قرار داد. (لينك منبع) سه مرد و هفت زن و یک کودک در این عملیات کشته شدند. پ‌کاکا مسئولیت عملیات را به عهده گرفت (لينك منبع) و گفت خواهرزاده والی استعمار (والی یکی از استانهای ترکیه) در بین کشته‌شدگان بوده است. پ‌کاکا در مناطق کُردنشین هم عملیات زیادی انجام می‌داد که اغلب قربانیان آن غیرنظامیان بودند. از معروفترین آنها قتل‌عام سال 1987 در روستای کوچک و کُردنشین پینارجیق در استان ماردین بود که عده‌ای از مردان آن عضو سیستم نگهبانی روستا بودند. در این عملیات سی نفر و از جمله شانزده کودک و شش زن به قتل رسیدند. پ‌کاکا مسئولیت حمله را به عهده گرفت. نشریه سرخوبون پ‌کاکا نوشت که عملیات پینارجیق اراده خلق کُرد را برای اوردولاشماق (نظامی شدن) به نمایش گذاشت.

هم‌پیمانی پ‌کاکا با قدرت‌های منطقه‌ای، و سیاست ترکیه در عدم حمایت از گروههای کُرد کشور‌های همسایه، تقریباً تمام مرزهای خاکی ترکیه در شرق و جنوب این کشور را به عمق استراتژیک پ‌کاکا تبدیل کرده بود. پ‌کاکا ضربه خود را می‌زد و بعد به یکی از حامیان خود پناه می‌برد. هیچ ارتشی در منطقه به اندازه ارتش ترکیه که یکی از قوی‌ترین ارتشهای ناتوست، در نبرد با یک گروه مسلح تلفات نداده است. هر ارتش دیگری هم بود شاید وضع بدتری پیدا می‌کرد. اگر ترکیه هم اهرم فشار حمایت از گروه‌های مسلح همسایه‌ها را در اختیار داشت، پ‌کاکا و حامیانش در شرایط بسیار دشواری قرار می‌گرفتند.

اما جنگ داخلی سوریه همه معادلات را تغییر داد. یکی از مهمترین بازیگران این جنگ پ‌کاکا و شاخه سوری آن ی‌پ‌گ است. از همان ابتدا همزاد سوری پ‌کاکا خرج خود را از ملت سوریه جدا کرد. وقتی جنگ شدت گرفت و رژیم اسد احساس خطر کرد، با شاخه سوری پ‌کاکا وارد معامله شد و مناطق کُردنشین را بدون هیچ مقاومتی تحویل آنها داد.4

ظهور داعش فرصت کم‌نظیری در اختیار بازیگران منطقه‌ای و از جمله پ‌کاکا گذاشت. داعش عصاره رذیلت‌های این منطقه است. برای هیچ بازیگری هم ناآشنا نیست. تمام بازیگران منطقه در اعلام نفرت از داعش از همدیگر سبقت می‌گیرند. اما در نهایت داعش را به حریف خود ترجیج می‌دهند. منطق آنها هم بسیار ساده است. داعش رفتنی و حریف ماندنی است. بر همین اساس ترکیه هم داعش را به پ‌کاکا ترجیح می‌دهد. رژیم بمب بشکه‌ای اسد کاری به داعش ندارد. به گفته مقامات امریکائی نود درصد حملات روسیه به مخالفانی غیر از داعش بوده است. روسیه حتی در اولین حملات خود برای حفظ ظاهر هم که شده داعش را هدف قرار نداد.

نبرد کوبانی اوج درخشش پ‌کاکا بود. کوبانی شهری در سوریه است، اما پ‌کاکا به چنان اعتماد به نفسی دست یافت که ادامه روند صلح داخلی در ترکیه را هم به سرنوشت این شهر سوری گره زد. در عرصه نظامی گریلاهای پ‌کاکا و ی‌پ‌گ از جان مایه گذاشتند و داعش را به عقب راندند. پیروزی بزرگ‌تر در عرصه سیاسی به دست آمد. در حالی که تبهکاران داعشی زنان را به بردگی می‌بردند، گریلاهای دختر و پسر دل از جهانیان ربودند. گروههای مسلح کُرد همیشه پیشمرگه‌های زن داشتند و این فقط یک نمایش نبود. اما هیچ وقت حضور آزادانه و شجاعانه زن در جبهه نبردی که یک طرف آن ضدزن‌ترین گروه تروریستی جهان بود، چنین انعکاس ستایش‌برانگیز جهانی نداشت.

پ‌کاکا خیابانهای استکهلم و اسلو و پاریس و لندن را فتح کرده بود. امریکا عملاً پ‌کاکا را پشتیبانی هوائی می‌کرد. حرف و استدلال ترکیه هیچ خریداری نداشت و حتی متهم به بی‌تفاوتی عمدی در خصوص داعش بود. دشوار بتوان مقطعی از تاریخ ترکیه را سراغ گرفت که چنین آچمز شده باشد.

اما این فقط یک طرف قضیه بود. روی زمین اتفاق به غایت متفاوت دیگری افتاد که حالا حالاها فراموش نخواهد شد. پ‌کاکا و شاخه سوری آن در حالی که دل از جهانیان می‌ربودند، نزد همسایه‌های دیوار به دیوار عرب و ترکمان خود چنان تخم کینه‌ای کاشتند که اگر آنها در آینده سوریه، بشار اسد و ژنرال‌های ارتش سوریه و دسته‌جات مسلح علوی را هم ببخشند، پ‌کاکا و ی‌پ‌گ را نخواهند بخشید.4 B

سوریه گرچه کشوری چند قومی و چند مذهبی است، و شکافهای قومی و مذهبی آن هم به حادترین مراحل خود رسیده است، اما ترکیب جمعیتی آن شرایطی نظیر ترکیه دارد. سوریه مثل عراق و حتی ایران هم نیست، یک اکثریت مطلق قومی و مذهبی دارد. بیش از هفتاد درصد مردم این کشور عرب و سُنّی‌مذهب هستند. جمعیت آنها هم کمابیش در سراسر سوریه پخش است. حتی در مناطق علوی‌نشین هم آبادی‌های پرجمعیت سُنّی‌مذهب وجود دارد.

بسیار بعید است چنین کشوری با چنین ترکیب جمعیتی تجزیه شود. اصولاً تجزیه هر کدام از کشورهای منطقه بلافاصله به شرایطی منجر خواهد شد که دشوار بتوان آن را کنترل کرد. حتی عراق هم که عملاً سه دولت دارد، تا کنون رسماً تجریه نشده است. اقلیم کردستان عراق حتی در شرایطی که می‌توانست اعلام استقلال کند، ترجیح داد و یا مجبور شد که همچنان در ترکیب سیاسی عراق باقی بماند.

این اکثریت مطلق در سوریه، بیشترین آسیب را از رژیم بمب بشکه‌ای اسد دیده است. میلیونها نفر از آنها آواره شده‌اند. صدها هزار کشته داده‌اند. شهرها و روستاهای آنها با بمب بشکه‌ای ویران شده است. در تلقی این مردم، گروهی که خود را نماینده هم‌میهن کُرد آنها می‌داند، در تمام مدت جنگ داخلی، عملاً از پشت به آنها خنجر زده است. ارتش سوریه با دو گروه داعش و شاخه سوری پ‌کاکا کمترین درگیری را داشته است. با ی‌پ‌گ تقریباً هیچ درگیری نداشته و حتی مراوده هم داشته است.

در معادلات منطقه‌ای و از منظر اکثریت مطلق مردم سوریه، کارکرد پ‌کاکا و ی‌پ‌گ هیچ فرقی با داعش ندارد. داعش حرکت این مردم را به کلی منحرف کرد و چنان حاشیه امنیتی برای رژیم اسد ساخت که تزار گازی از آن ور آبها لشگر کشیده تا به نام داعش، دیگران را بکوبد و متحد خود را نجات بدهد و طلبکار هم باشد. پ‌کا‌کا هم از از منظر این مردم بلافاصله فرصت‌طلبی کرد و از پشت به آنها خنجر زد. طوری که تزار هم ستایشگر پ‌کاکا شده و می‌گوید نیروهائی که حقیقتاً با داعش می‌جنگند، ارتش سوریه و شبه‌نظامیان کُرد هستند. (لينك مطلبي در باره ولاديمير پوتين در وبلاگ نهالستان)

ی‌پ‌گ حتی به مسائل شخصی آواره‌گان بیپناه سوری هم پرداخت و کینه را عمیق‌تر ساخت. وقتی فیلمبردا مجار در اقدامی شرم‌آور به اسامه عبدالمحسن مربی فوتبال سوری در حالی که بچه خود را در بغل داشت، پشت پا انداخت، جهانی به همدردی با این مرد و تقبیح رفتار آن فیلمبردار پرداخت. فیلمبردار عذرخواهی کرد، اما شاخه سوری پ‌کاکا عکسی از این مربی منتشر کرد که زمانی در صفحه  فیس‌بوک خود از فلان گروه جهادی تندرو حمایت کرده بود. و با دقتی که در توان ارتش امریکا هم نیست، مدعی شد که اسامه در قتل چند ده نفر از اعضا این حزب هم نقش داشته است. کسی این ادعا را جدی نگرفت و اکنون این مربی در اسپانیا و تحت حمایت باشگاه رئال مادرید به مربیگری اشتغال دارد.5

اوضاع سوریه چنین نخواهد ماند. رژیم اسد نیز دیر یا زود سرنگون خواهد شد. سیل پناه‌جویان به سوی اروپا، و ترورهای داعش در پاریس، شرایط را به سمتی برده که هر چه زودتر باید تلکیف سوریه مشخص شود. هر تصمیمی هم که گرفته شود، داعش و رژیم بمب بشکه‌ای که قاتل صدها هزار سوری است، علی‌القاعده نقشی در آینده این کشور نخواهند داشت. اکثریت مطلق این کشور هم هرگز این همه مصیبت و ویرانی را فراموش نخواهند کرد.

هر رژیمی هم که در سوریه سر کار بیاید، حتی اگر مخالف شدید ترکیه هم باشد، در قضیه پ‌کاکا عملاً متحد استراتژیک ترکیه خواهد بود. نزدیک هزار کیلومتر از مرز سوریه و ترکیه دیگر برای پ‌کاکا عمق استراتژیک محسوب نخواهد شد. اقلیم کردستان هم نشان داده که بسیار مسئولانه عمل می‌کند. برای پ‌کاکا فقط یک راه فرار باقی خواهد ماند که نیک می‌دانیم بهره‌برداران انحصاری چه بهره‌ای از آنها خواهند برد.

در چنین شرایطی ترکیه عملاً از محاصره پ‌کاکا رها خواهد شد. پ‌کاکا که هزاران کیلومتر عمق استراتژیک داشت، در دالانی به طول چند صد کیلومتر و از بالا و پائین در محاصره دو ملتی خواهد بود که سر هر چیزی اختلاف داشته باشند، سر کنترل و سرکوب این گروه بیشترین توافق را خواهند داشت. این بزرگترین و استراتژیک‌ترین خدمت ناخواسته پ‌کاکا به ترکیه‌ای است که عملاً دهها سال است در محاصره گریلاهای آن و حامیان گوناگونش به سر می‌برد.

دهها سال است که ترکیه اتهاماتی بسیار سنگین به پ‌کاکا می‌زند و می‌گوید این سازمان به هیج اصلی پایبند نیست و عامل بیگانه است و مشی تروریستی دارد. ولی چون به طور سیستماتیک حقوق کُردها در این کشور نقض شده بود، خود می‌گفت و خود می‌شنید و غربی‌ها هم جدی نمی‌گرفتند و همسایه‌ها هم زهرشان را می‌ریختند. اما جنگ سوریه باعث شد که اگر ترکیه هم همه این اتهامات را پس بگیرد، و میلیون‌ها نفر در پاریس و لندن به دفاع از پ‌کاکا برخیرند، و چندین جایزه صلح نوبل هم به رهبران آن اهدا کنند، روی زمین و در طولانی‌ترین و سهل‌العبورترین مرزهای جنوبی ترکیه دهها میلیون عرب و صدها هزار ترکمان زندگی می‌کنند که اکنون اتهاماتی بسی بیشتر از اتهامات ترکیه را عمیقاً باور دارند و حالا حالاها هم فراموش نخواهند کرد. اگر همه دولتهای همسایه ترکیه هم‌پیمان این کشور می‌شدند، باز نمی‌توانستند چنین خدمتی به ترکیه بکنند که محاسبات مبتنی بر این دو اصل پ‌کا‌کا کرد : «خیابانهای پاریس و لندن را دریاب، و رضایت تُرک و عرب را به  درک بسپار».6

در کشوری مثل سوریه که دهها گروه در حال جنگ هستند، جنایت جنگی امری عادی و حتی روزمره است. اگر قرار باشد نهادهای بین‌المللی به این جنایات عکس‌العمل نشان بدهند، روزانه باید چندین اعلامیه صادر بکنند. علی‌الاصول وقتی دامنه این جنایات بسیار گسترده می‌شود، نهادهای بین‌المللی واکنش نشان می‌دهند. عملکرد شاخه سوری پ‌کاکا نزد عرب‌ها و ترکمان‌ها گُل بود به چمن نیز آراسته شد. عفو بین‌الملل آنها به جنایت علیه بشریت و مشخصاً آوراره کردن عرب‌ها و ترکمانها از روستاهایشان هم متهم کرد.

مردم کُرد سوریه بزرگترین قربانی این ماجرا خواهند بود. بسیاری دخالت ترکیه در سوریه را شتاب‌زده ارزیابی می‌کنند. اما من فکر می‌کنم این دخالت بسیار حساب شده بود. ترکیه در لیبی جزو آخرین کشورهائی بود که از سرنگونی قذافی حمایت کرد. حتی در مصر هم با ملاحظه رفتار می‌کرد. اما وقتی اعتراضات آرام و مدنی مردم سوریه در چهارچوب بهار عربی شکل گرفت، ترکیه مثل یک کشور انقلابی هر نوع ملاحظه‌ای را کنار گذاشت و به تقبیح رژیم اسد و تشویق مخالفان پرداخت.

این سیاست دقیقاً به خاطر مسئله کُرد بود. در پی بهار عربی محاسبات منطقی ترکیه نشان می‌داد که رژیم سرکوبگر اسد عنقریب رفتنی است و باید فکری به حال نواحی کُردنشین سوریه بکند تا بیش از این در محاصره پ‌کاکا قرار نگیرد. در ادامه این بحران شاخه سوری پ‌کاکا هم به داد ترکیه رسید و شرایطی به مخالفان رژیم اسد پیشنهاد داد که در آن مقطع کاملاً زیاده‌خواهانه و مؤید بدبینی تاریخی ترکیه بود. در کشوری که قریب به نود درصد جمعیت آن عرب هستند، این گروه با نام "سوریه عربی" سرسختانه مخالفت کرد و آن را دستاویزی قرار داد تا خرج خود را از سایر مخالفان جدا کند و سپس با رژیم اسد به توافق برسد.

Etnik rensning PKK3

در حال حاضر مشروعیت جهانی ناشی از مبارزه با داعش چنان پ‌کاکا را مغرور کرده که گوئی قرار است کردستان بزرگ را در همسایگی نروژ و سوئد تشکیل بدهد. اما این کشور و یا کانتون و یا هر چیز موعود دیگر، در عالم واقع باید در مجاورت میلیون‌ها همسایه‌ای شکل بگیرد که قریب به اتفاق آنها آن در بدترین و خونبارترین شرایط تاریخی کشور خود، دست پ‌کاکا را در دست قاتلان خود دیده‌اند. اگر این گروه به جای این همه کلاشینکف‌چی و آپوچی و نظریه‌پرداز و رهبر کاریزماتیک، یک سیاستمدار کمابیش دور‌اندیش هم در جمع خود داشت، به مراتب شدیدتر از سلیمان دمیرل با نظامیان برخورد می‌کرد. و می‌گفت حتی به دلایل مشروع هم رابطه تخریب شده با همسایه برای سالیان سال قابل بهبود نیست.

يورونيوز فارسي: عفو بین الملل، یگان های مدافع خلق در سوریه را به جنایات جنگی متهم کرد (لينك منبع)

راديو زمانه: عفو بین‌الملل شبه‌نظامیان کرد سوریه را متهم به جنایت جنگی کرد (لينك منبع)

کوردستان میدیا: سازمان عفو بین‌الملل، YPG را به ارتکاب جرایم جنگی متهم کرده است. (لينك منبع)