راسیسم

آراز قادري:


توضيح از تريبون: كلمات و عبارات، بار فرهنگي و سياسي خود را دارند. نميتوان در يك آگهي تسليت بجاي كلماتي چون "رحلت" و "درگذشت"، از كلمه "مردن" استفاده كرد و قس عليهذا. به همين سياق "قوم" ناميدن ملتي كه در صورت استقلال از نظر نفوس در رده 35 در ميان نزديك به 200 كشور جهان خواهد ايستاد و پاره 9 مليوني آن در شمال يك كشور مستقل است، يك عمل سياسي آگاهانه با تبعات سياسي است. دو پاره شمالي و جنوبي آذربايجان از نظر جمعيتي نفوسي معادل كشور اوكرائين دارد كه 26-مين كشور دنيا بلحاظ ميزان جمعيت است. در اين نوشته كوتاه بار ديگر پاسخ ملت تورك آذربايجان را اينبار از زبان جواني هوشمند مي­خوانيم كه توان تحليل سياسي و چشم ديدن مفاهيم نهفته در پشت حروفات و كلمات را هم دارد.(پايان توضيح)

 

 


خلق ترك ساكن در ايران يك ملت محكوم است، نه يك قوم (و نه يك اقليت قومي). در شرايط ايران قوم و ملت دو مفهوم در طول هم و نه در عرض هم اند. ملت مفهومي مدرن است كه وضعيتي پيشرفته از منظر خودآگاهي ملي و برخي حقوق از جمله حق تعيين سرنوشت خود و حق اداره امور خود در قالب يك دولت ملي را در خود نهفته دارد. يعني اينكه واژه "قوم" مرحله اي بدوي و ابتدايي از رشد و تكامل گروههاي انساني در روند ملت شوندگي و قبل از تبديل شدن آنها به "ملت" داراي حق تعيين سرنوشت خود و حق اداره امور خود در قالب دولتي ملي است. با اين وصف در شرايط ايران "قوم" صرفا مي تواند در مورد گروههاي تاريخي و ابتدايي و اسطوره اي و افسانه اي و مانند آن بكار رود، اما نه در مورد گروههاي ملي و شرايط امروزي. دليلي براي محكوم كردن گروههاي ملي ساكن در ايران به گذشته و بدويت و افسانه-اسطوره ها وجود ندارد. به همين سياق تعبير "اقوام ترك" نيز در مورد مراحل تاريخي و گذشته، و "ملت ترك" در مورد وضعيت امروزي خلق ترك ساكن در ايران و به معني گروهي مدرن منتج از درهم آميختگي اقوام تاريخي مذكور و داراي حق تعيين سرنوشت خود و حق اداره امور خود در قالب دولت ملي از آن خود بكار مي رود
.

همچنين مخفي نيست كه كلمه و تعبير "قوم"، از طرف نژادپرستان و ملي گرايان افراطي فارس و برخي مراجع دولتي به اصرار جهت تلقين ملت نشدن گروههاي ملي ساكن در ايران و تحقير آنها و در واقع ابزاري براي همسانسازي و يكسان سازي-فارسسازي اين گروهها بكار برده ميشود. علاوه بر آن در درك حقوقي معاصر، همانگونه كه قبلا گفته شد فرق بسياري بين حقوق يك "قوم" در يك كشور چندقومي و حقوق "ملت" در يك كشور چندملتي وجود دارد. در كشورهاي جهان سومي يونيتار و بخصوص خاورميانه اي مانند ايران، تنزل دادن گروههاي ملي به حد قوم، در واقع قبول آنچه كه امروز وجود دارد و نفي ضمني حقوق ملي - مدني آنهاست. موقعيت گروههاي ملي در كشور چند قومي حداكثر همانطور ميشود كه در كشورهاي خاورميانه است و براي آنها وضعيت بهتري با درك و ذهنيت قوم مدارانه متصور نيست.

به همين جهت امروزه تقريبا تمام گروههاي ملي غير فارس ايران از ترك و كرد و بلوچ و عرب و تركمن به اين توافق ضمني رسيده اند كه از كاربرد واژه "قوم" براي ناميدن گروههاي ملي ساكن در ايران اجتناب كنند. در ادبيات سياسي مدرن منسوب به گروههاي ملي ايران نيز، در رد تز قوم بودن گروههاي ملي ساكن در ايران، نوشته ها و مطالعات بسيار و ارزشمندي وجود دارد كه براي آگاهي و به روز كردن داده ها ميتوانند بكار روند.