مبارزه جاري

Nesim Necefi Eqdem, Nasim Najafi AghdamNasin Nacafi

نسیم نجفی اقدم (Nesim Necefi Eqdem, Nasim Najafi Aghdam)، یک ویدئوبلاگر، کمدین، رقاص (هیپ هوپ)، فیلم‌ساز، گیاه‌خوار، مدافع حقوق حیوانات، ورزشکار (تکواندو) و بدن‌ساز بود. او که از شرکت یوتیوب برای مسدود و محدود کردن ویدئوهایش بشدت عصبانی بود، چند روز پیش به ساختمان مرکزی یوتیوب در کالیفرنیا وارد شد و پس از زخمی کردن سه نفر با اسلحه جان خود را گرفت. ایکاش روندها و رویدادها و حیات وی مسیر دیگری را می‌پیمود و او در ضدیت تمام با فلسفه‌ی والای شفقت و حمایت از ضعیفان و دوری از خشونت و نابود کردن، که همه‌ی عمر مبلغ آنها بود، به همچو عمل محكوم و تبهکارانه‌ای دست نمی‌زد و به گرفتن جان معصومین شامل جان خود اقدام نمی‌کرد. هزاران افسوس، نسیم نجفی اقدم که ریشه‌ی گوشت‌خواری را بدرستی ظلم به و زیر پا گذاشتن حق ضعیف‌تر می‌دانست، خود با این عمل به اساسی‌ترین حق انسانی ضعیف‌ترین گروهها یعنی حق حیات اشخاص غیر مسلح تجاوز نمود.

هنوز ابعاد و جزئیات این تراژدی معلوم نیست. من هم قصد و صلاحیت بررسی آنها را ندارم. در این نوشته نخست به مساله‌ی هویتها و طنز نسیم نجفی اقدم و زبان تورکی او و چند نکته‌ی فرع آنها اشاراتی نموده، سپس تعدادی از آثار تورکی او را نقل می‌کنم.

 

نسیم اقدم مانند هر کس دیگر، دارای انواع هویتها بود. هویتهایی از قبیل زن بودن، بهایی بودن، تورک بود

ن، وگان بودن (گیاهخوار مطلق)، هنرمند بودن، ویدئوبلاگر بودن و ورزش‌کار-بدن‌ساز بودن. او متولد و ساکن شهر اورمیه و پس از هفت‌سالگی ساکن مهرشهر کرج، هر در تورک‌ائلی-آزربایجان اتنیک بود. وی در پنج سالگی (١٩٨٤) به انتخاب خود وجترین و در ٣٢ سالگی (٢٠١١) وگان[1] شد و در سیزده سالگی ورزش (تکواندو، بدن‌سازی، وزنه‌برداری، ...) را آغاز کرد. او در سال ۲۰۰۹ (سی سالگی) از ایران خارج شد، یک سال و نیم در تورکیه ماند و سپس به آمریکا رفت. نسیم همه‌ی کارهای ویدئوهایش را که ابتدا در کانالهای یوتیوب و سپس در اینستاگرام و تلگرام ویدئو منتشر می‌کرد از تولید تا پخش خود انجام می‌داد و از احدی هیچ کمک فکری، مالی و فنی دریافت نمی‌نمود. به گفته‌ی خود «تنها کاری که بلد نیستم آهنگ‌سازی است». وی از طریق این کانالها در دنیای مجازی، به بیان هنری افکارش در زمینه‌ی گوشت‌خواری، خشونت بر علیه حیوانات، تبعیض، ماده‌گرایی، آزادی اسلحه و دیگر موضوعاتی که آزارش می‌دادند می‌پرداخت.

«نسیم نجفی اقدم در درجه‌ی اول توسط جامعه‌ی مخاطبان فارسی‌زبان به سمت خشونت سوق پیدا کرد. او پیش از اینکه اسلحه به دست بگیرد و آدم بکشد، یک ویدئوبلاگر بود که صرفا بیان هنری می‌کرد. اما به درون چرخه‌های خشونت مخاطبان فارسی‌زبان کشیده شد و دنیای کوچکی که برای تبلیغ گیاه‌خواری و حیوان‌دوستی ایجاد کرده بود به واسطه‌ی قلدری‌ها، خشونت‌ها، آزارها و تحقیرهای مخاطبان فارسی‌زبان در فضای مجازی تبدیل به دنیای دیگری گشت. مرگ نسیم نجفی اقدم و زخمی شدن سه انسان دیگر، در درجه‌ی اول اثر بلندمدت آزارهای کلامی، رفتارهای قلدرانه‌ی مخاطبان فارسی‌زبان در فضای مجازی، احترام نگذاشتن به وابستگی عاطفی و شناختی و تحقیر کردن دیگری، ناتوانی از درک کردن احساسات دیگران بدون قضاوت‌های خشونت آمیز .... توسط مخاطبان فارسی‌زبان بود».

هويت ملی تورک نسيم نجفی اقدم و سکوت سايتها و رسانه‌های ايرانی-فارسی در باره‌ی تورک بودن او:

نسیم نجفی اقدم به لحاظ ملیت تباری یک تورک از شهر اورمیه‌ی آزربایجان بود. آثار مانده از او در محیط مجازی نشان می‌دهند که او کاملا بر تورک بودن خود واقف بود. اکثر پارودی‌ها، ایسکچها، شعرها، برنامه‌های آموزشی بدن‌سازی و آشپزی، و مشاوره در مسائل جنسی و خانوادگی ... او تورکی است. او کاملا با مزیک پاپ تورکیه آشنا بود و تقریبا همه‌ی پارودی‌هایش را برای آهنگهای خوانندگان مشهور تورکیه‌ای تهیه کرده است. نسیم نجفی اقدم خود را به انگلیسی «از ایران» - و نه ایرانی، و «تورک» با تاکید بر صداهای « و » و « ک » ملایم خاص لهجه‌‌ی تورکی رایج در ایران و آزربایجان معرفی می‌کند. او در کارهای فارسی و انگلیسی‌اش از ذکر تورک بودن خود خجالت نمی‌کشید، بر عکس بر آن تاکید و حتی افتخار می‌کرد. اصرار نسیم نجفی اقدم برای کاربرد زبان تورکی در آثار هنری خود به عنوان زبان ارتباطی پرسونایش با نام «یاشیل نسیم»، اقدام به ایجاد نوآوریهای گرامری و شکستن تابوهای زبانی، علی رغم آن که ظاهرا دارای تحصیلاتی به زبان تورکی هم نبود، نشان از دلبستگی او به زبان تورکی و نیز جسارت مدنی او دارد. بی‌شک منسوبیت او به غرب آزربایجان و مخصوصا اورمیه، در تعلق خاطرش به تورکیت و تفاخر به آن سهیم است.

اکثر نشریات، سایتها و رسانه‌های ایرانی-فارسی که در باره‌ی نسیم نجفی اقدم نوشتند و خبرسانی کردند، تورک بودن او را ذکر نکرده، آن را مخفی نمودند. آنها واقعیت تورکی بودن زبان اصلی ارتباطی پرسونای[2] هنری او را هم ذکر نکردند. سکوت کامل سایتها و رسانه‌های ایرانی-فارسی در باره‌ی تورک بودن نسیم نجفی اقدم رفتاری ناشی از ماهیت ضد تورک و ذهنیت نژادپرستانه‌ی گردانندگان آنها دارد. این ذهنیت، اصولا وجود ملت تورک و هویت ملی تورک در ایران را نفی می‌کند. در حالیکه اگر شخصیتی از ایران دارای هویت ملی ارمنی و کردی و ... باشد حتما او را به عنوان ارمنی و کرد و ... تقدیم و معرفی می‌نماید. انکار وجود ملت تورک در ایران از طریق عدم اشاره به هویت ملی تورک شخصیتها و خبرسازان تورک، یک ملت ٣٠-٤٠ میلیونی را عملا ناموجود-نامرئی کرده است. هدف غایی از این رفتار و سیاست؛ ناموجود کردن فیزیکی ملت تورک توسط فارس‌سازی و نسل‌کشی قومی تورکها در ایران است.

آزربایجان‌گرایان هم (شاید به دلیل شرکت او در ماجرایی منفی، بهایی بودن، داشتن شخصیتی نامرسوم، زن بودن، ... او) از ذکر تورک بودن نسیم نجفی اقدم خودداری و یا اظهار ناخرسندی کردند. حال آنکه ذکر تورک بودن شخصیتهای مشهور و مطرح و خبرساز، .... نه تنها ضروری، بلکه مفید هم است. زیرا تابوی گذاشته شده بر وجود ملت تورک در ایران، مخصوصا در جهان خارج را به تدریج می‌شکند و مردم دنیا برای اولین بار می‌شنوند که در ایران یک جمعیت تورک وجود دارد.

هويت دينی بهائی نسيم نجفی اقدم:

آنگونه که از کارهای نسیم نجفی اقدم آشکار می‌شود، او یک بهایی معتقد، اما آزاداندیش بود. وی در انتقاد از دست اندارکاران بهایی، می‌گوید که آنها در کتابهای درس اخلاق، گیاه‌خواری را به کودکان معرفی نمی‌کنند. زیرا خودشان گوشت‌خوارند و در این زمینه به روشنگری نرسیده‌اند. او می‌گوید این دست‌اندرکاران بهایی که دستشان به خون حیوانات بیگناه آلوده است، نمی‌توانند دنیا را به سمت صلح جهانی- از شعارهای دین بهایی- به پیش ببرند. وی حتی ادعا می‌کند که آنها با این عمل دو حکم بهاییت را زیر پا می‌گذارند: ترک تعصبات، تَحَرِّی (جستجوی) حقیقت.

نسیم نجفی اقدم به لحاظ دینی یک فرد بهایی بود که هویت قومی-ملی خود را تورک (نه آزری) می‌دانست. این هم یک پیش‌داوری دیگر را سست می‌سازد که همه‌ی بهائیان تورک را بریده از فرهنگ و هویت تورک می‌داند. سایتها و رسانه‌های آزربایجان‌گرا علاوه بر تورک بودن، بهایی بودن وی را هم ذکر نمی‌کنند. عموما آزربایجان‌گرایی در مورد مسائل اجتماعی و هویتی موضعی تنگ‌نظرانه، محافظه‌کارانه و تمامیت‌خواهانه دارد و گروههای متفاوت مذهبی و لهجه‌ای و جغرافیایی و جنسیتی و .... را خودی نمی‌شمارد. بهائیان تورک نیز از نظر آنها غیرخودی به حساب می‌آيند.

تورکی آميخته‌ی نسيم نجفی اقدم:

به لحاظ لهجه‌ای زبان تورکی که نسیم به عنوان زبان ارتباطی در بیان هنری افکارش، حتی در خطاب به مخاطبین تورکیه‌ای بکار می‌برد، یک تورکی آمیخته از لهجه‌ی تورکمانی ما (لهجه‌ی شرقی زبان تورکی) و لهجه‌ی استانبولی (زبان رسمی تورکیه) است. این دوتباری در هر سه عرصه‌ی اصوات و کلمات و گرامر دیده می‌شود. به عنوان نمونه وی بعضی اصوات را مطابق لهجه‌ی تورکمانی ما (چوخ، یئمه‌خ، یئمه‌غینی، ...) و بقیه را به تلفظ استانبولی (آرکا، گوزه‌ل، بن، گیبی، کوچوک،...) بیان می‌کند. کلماتی چون حایوان را همیشه طبق قانون هماهنگی اصوات زبان تورکی تلفظ می‌کند. در عرصه‌ی لغات همزمان لغات هر دو لهجه (از لهجه‌ی ما کلمات یاخچی، قوناق، ائشیک، یئکه، سوموک، ... به همراه پارا، شیشمان، نده‌ن، کندیمه، ...) و در عرصه‌ی گرامری فرمهای ویژه‌ی هر دو لهجه را همزمان بکار می‌برد (دوشونورسه‌ن به جای دوشونورسون، وورارام به جای ووروروم، شیشمانلاشمیشام به جای شیشمانلاشمیشیم، ... همزمان عاشقیوا به جای عاشقینا، الیوه به جای الینه، ....). البته تورکی آمیخته‌ی نسیم، بیشتر حاصل در کنار هم چیدن عناصر دو لهجه در کنار هم، یعنی التقاط است و نه زبان تورکی مشترک بسیط که در اوائل قرن بیستم در ایران و قفقاز بکار می‌رفت (یعنی تورکی عثمانی با داخل کردن کلمات خاص لهجه‌ی تورکی ما به جای کلمات عربی و فارسی ثقیل و مهجور رایج در عثمانی)

نسیم نجفی اقدم دست به ایجاد یک فرم جدید گرامری دست زده که جالب توجه است. در لهجه‌ی ما سه فرم برای وجه منفی اول شخص مفرد زمان حال استمراری با سه پسوند آتی وجود دارد: .مام (آلمام)، .مارام (آلمارام)، .مازام (آلمازام). در زبان معیار تورکیه فرم .مام بکار می‌رود (آلمام). نسیم علاوه بر کاربرد فرم .مام (قییامام)، فرمی بدیع به شکل .ماریم را ایجاد کرده است: سایماریم (به جای سایمارام، سایمام، سایمازام)، اؤلدورمه‌ریم (به جای اؤلدورمه‌م، اؤلدورمه‌ره‌م، اؤلدورمه‌زه‌م)، وئرمه‌ریم (به جای وئرمه‌م، وئرمه‌ره‌م، وئرمه‌زه‌م)، گییمه‌ریم (به جای گییمه‌م، گییمه‌ره‌م، گییمه‌زه‌م).

وی در ویدئوها و پارودی‌های خود تورکی مکتوب را هم بکار برده است. از جمله این شعارهای تورکی از آن اوست:

NESİM NECEFİ EQDEM (NASIM NAJAFI AGHDAM):

VEGAN OL, SAĞLAM VE İNSÂNÎ OL!

İNEK, KUZU, TAVUK, BALIK ….DA HAYVANDIRLAR

DERİ, KÜRK MODA DEĞİL, CİNÂYETDİR

HEM ET YÉYİR, HEM HAYVANLARI SÉVİR?

OLMAZ Kİ HEM HAYVANLARI YİYESEN, HEM DİYESEN Kİ HAYVANLARI SÉVİRSEN

نسيم نجفی اقدم و تابوشکنی در زبان تورکی:

کاربرد کلمات تابو و ریسک‌دار (Risqué Words) در زبان تورکی که کسی نمی‌تواند آنها را به زبان بیاورد، نشانگر اعتراض و عصیان روزافزون نسل جوان تورک به محدودیتها و قیود و اجبارهای اعمال شده از سوی جامعه است. این پدیده بخشی از روند حرکت فرهنگی بزرگتری به سوی فردگرایی و آزادی بیان در جامعه‌ی تورک بویژه در میان جوانان است. جوانان تورک اکنون بیشتر و بیشتر فلسفه‌ی «اؤزون اول» (خودت باش) را دنبال می‌کنند.

ممه: نسیم نجفی اقدم در کارهای هنری اش کلماتی را به کار می‌برد که استفاده از آنها در جمعها، مخصوصا جمعهای مختلط مرد و زن و رسانه‌ها و از طرف دختران و زنان بی شرمی و پرده‌دری و بی حیایی و ... شمرده می‌شود. به عنوان نمونه او در کمدیهای تورکی‌اش کلمه‌ی «ممه» را به جای «دؤش» (سینه) رایج در زبان ادبی بکار می‌برد. در حال حاضر واژه‌ی ممه در تورکیه جزئی از زبان ادبی و معیار و رسمی و علمی است و تابویی در کاربرد آن وجود ندارد. حتی در ادبیات علمی- زبان طبی اصرار می‌شود که به جای سرطان سینه و متخصص بیماریهای سینه و .... اصطلاحات سرطان پستان و متخصص بیماریهای پستان و ... بکار رود. اما کلمه‌ی ممه هنوز در میان تورکان در ایران و ایضا در جمهوری آزربایجان کلمه‌ای تابو است، عوامانه شمرده می‌شود و کاربرد آن در متون ادبی و علمی و رسانه‌ها و جمعهای مختلط مرد و زن و مخصوصا از سوی زنان ممنوع است. در جمهوری آزربایجان در متون علمی نیز به جای پستان (ممه)، غده‌ی شیر (سوت وزیسی) گفته می‌شود. علت اصلی این امر، فرهنگ بسیار عمیق مردسالاری، تابوی بزرگتری که در مورد بدن زن وجود دارد و نیز انعکاس جنسیت‌گرایی حاصل آنها در زبان است. (جامعه‌ی جمهوری آزربایجان، علی رغم داخل بودن در قلمروی روسیه-شوروی به مدت ٢٠٠ سال، در مسائل زنان، هنوز دارای فرهنگی به شدت محافظه‌کار، سنتی و مردسالانه است که علاوه بر عرصه‌های اجتماعی و خانوادگی، در زبان معیار و همچنین تاریخ‌نویسی و هویت ملی آزربایجانی و .... هم منعکس شده است. از جمله در ارزش شمردن ناموس و عصمت و ... در قهرمانهای تاریخی زن و ...).

علت دیگر عدم کاربرد کلمه‌ی ممه آن است که در جامعه‌ی تورک ایران و جمهوری آزربایجان، به سبب تورک‌ستیزی، مخصوصا در میان دختران و زنان، کاربرد کلمات خارجی (فارسی، عربی، روسی،...) به جای کلمات تورکی، نوعی باکلاس شدن و ارتقاء طبقه‌ی اجتماعی و بافرهنگ و ظریف و مودب بودن و ... تلقی می‌گردد. کلا سیاست رسمی دولت ایران و فارس‌گرایان آن است که زبان تورکی را زبان عوام و طبقات پائین و فرومایه و پست جامعه نشان دهند. این سیاست موفقتیت نسبی بدست آورده است (مثلا والدین تورک به کودکان خود اخطار می‌کنند که به جای «هن» تورکی، «بلی» فارسی را بکار برند).

پئرييود: نسیم نجفی اقدم در ایسکچ تورکی «قیزلار یالنیز قالینجا نه یاپییور» (دختران هنگامی که تنها می‌مانند چه می‌کنند) کلمه‌ی «پئرییود» (عادت ماهانه) را بکار می‌برد که استعمال آن هم، بخصوص از طرف زنان تورک در رسانه‌ها و جمعهای مختلط تابو است. این امر نیز به تابو بودن بدن زنان، حاکمیت فرهنگ مردسالاری و زبان جنسیت‌گرا مربوط است. علاوه بر موارد فوق، کابرد ممه و پریود و... از سوی نسیم را می‌باید در زمینه‌ی «طنز ناجور» نیز بررسی کرد (نگاه کنید به ژانر کمدی زمخت در ادامه‌ی همین مقاله).

ائششه‌ک، اينه‌ک، ييلان: نسیم اقدم در پارودی‌های تورکی خود نام حیواناتی چون ائششه‌ک و اینه‌ک و ییلان (ایلان) و ... را می‌برد. این رفتار در موزیک تورکی ایران-آزربایجان بی سابقه است و یک سنت‌شکنی و نوآوری بشمار می‌رود (باریش مانچو Barış Manço، از اعاظم موزیک تورکی در تورکیه ترانه‌ای بسیار محبوب به اسم «آرخاداشیم ائشه‌ک» دارد. وی از نسلی است که از سنتز موسیقی فولکلوریک تورکی و موسیقی اصیل تورکی و موزیکهای غربی پاپ و راک، جریانات موسوم به راک آناتولی و پان آناتولی را آفریده است).

بوق: نسیم نجفی اقدم از کلمه‌ی «پوخ» به معنی مدفوع نیز که در زبان معیار تورکی (هم در ایران-آزربایجان و هم در تورکیه) بکار نمی‌رود، در اسکچ «بوق قورابییه‌سی» (نوعی بیسکویت به شکل مدفوع)؛ و در یک کلیپ فارسی، در جمله‌ی تورکی «سن پوخ یئییرسه‌ن کی منه اوت یئیه‌ن دئییرسه‌ن» استفاده کرده است. (کلمه‌ی بوق-پوخ در تورکی قدیم به معنی زنگ و کپک نان بود، در میان اوغوزها معنی مدفوع را کسب کرد). اینگونه کاربرد را می‌توان در زمینه‌ی «طنز اسکاتولوژیک» بررسی نمود (نگاه کنید به ژانر کمدی اسکاتولوژیک در ادامه‌ی همین مقاله).

ديگر سنت‌شکني‌هاي زباني:

-تغییر لیریکهای آهنگهای فولکلوریک تورکی با اشعار مبلغ گیاهخواری («اینه‌ک باخ، آی اینه‌ک باخ»؛ «نسیم قیزیم اوینا، یاشیل قیزیم اوینا») یک نوآوری نسیم نجفی اقدم است.

-نسیم نجفی اقدم، با تهیه‌ی نخستین محصولات ادبی-هنری تورکی‌زبان در باره‌ی گیاهخواری، عنوان ایجاد کننده‌ی «ادبیات گیاه‌خواری به زبان تورکی در ایران» را از آن خود ساخت.

-او نخستین آگهی گیاه‌خواری و نیز نخستین کلیپ موزیک گیاه‌خواری به زبان فارسی را هم تهیه کرده است.

-نسیم نجفی اقدم، نخستین زن تورک بهایی است که آثار هنری قابل توجهی به زبان تورکی آفریده است.

کاربرد کلمات تورکی و لهجه‌ی تورکی در زبان فارسی:

نسیم نجفی اقدم در کارهای فارسی خود هم کلمات و عبارات تورکی و بعضا لهجه‌ی تورکی را بکار برده است. به عنوان مثال

-نام کامل ترانه‌ای که او را به شهرت رساند یک ترکیب تورکی است: «دختر سینه بادکنکی، سینه بادکونه‌هلی قیز» که در آن علاوه بر کلمه‌ی تورکی قیز، کلمه‌ی بادکنک فارسی هم با تلفظ تورکی بادکونه‌ه (Badküneh) آمده است.

-وی یک اسکچ به زبان فارسی با لهجه‌ی تورکی دارد (Things Sensual Girls Like) که در آن جمله‌ی تورکی آتی را بکار می‌برد: «پسرایی که آرایش دخترانه می‌کنن، اؤزله‌رین قیزلار گیبی بزه‌ه دوزه‌ه ائلیرله‌ر».

-در یک اسکچ فارسی دیگر، یک جمله‌ی دشنام آمیز تورکی دارد: «من یه لاشخورام، اون یه علف خوره. سن پوخ ییییرسه‌ن کی منه اوت یییه‌ن دیییرسه‌ن» (نگاه کنید به ژانر کمدی اسکاتولوژیک در ادامه‌ی همین مقاله)

-به نظر می رسد اصرار او بر کاربرد کلمات و عبارات و لهجه‌ی تورکی در اسکچهای فارسی، تاکید بر تورک بودنش که یکی از هویتهای اصلی او بود و نیز زیر پا گذاردن نورم موجود تورکی‌زدائی از زبان فارسی، اعتراض به نادیده گرفتن و سرکوب هویت تورکی در ایران، مجبور کردن فارسها به قبول هویت تورکی او است.

-کاربرد لهجه‌ی تورکی ما در اثرهایش که به تورکی استانبولی بودند هم به سبب آن است که وی هویت و لهجه‌ی تورکی شرقی (از آزربایجان-ایران بودن) خود را باعث خجالت نمی‌دانست، بر عکس بدان افتخار می‌کرد (در تورکیه لهجه‌های شرقی زبان تورکی، یعنی لهجه‌های موسوم به تورکمانی رایج در جنوب، شرق آن کشور و نیز ایران و آزربایجان، عامیانه و عوامانه شمرده می‌شوند).

-نسیم نجفی اقدم در ترانه‌ی فارسی‌اش کلمه‌ی ممه را- علاوتا به منظور پرووکاسیون در میان فارس‌زبانها - بکار برده است (در فارسی، کلمات مودبانه‌تر و باکلاس‌تر پستان و سینه بکار می‌رود).

طنز ابتکاری و منحصر به فرد نسيم نجفی:

طنز اغلب به صورت منهدم کردن انتظارات و یا ظهور مفهومی غیرمنتظره در زمینه‌ای که مخاطب گمان می‌کند آن را کاملا می‌داند و دیگر چیزی غیرقابل انتظار در آن وجود ندارد، تعریف شده است. بر این مبنا هر کار نسیم، هر پارودی و ایسکچ و ... او منهدم کننده‌ی انتظارات و در نتیجه یک اثر طنز هنری است. کارهای او هر چند که گاها پیش پا افتاده و حتی زننده به نظر می‌آيند اغلب دارای استتیزمی (Aesthetics) آماتوری، و تک تک آنها از سر شفقت و مهر و مهربانی به مردم و حیوانات و طبعیت هستند. اما مهمترین خصلت طنز نسیم نجفی اقدم، ابتکاری (Originality) و منحصر به فرد (Unique) بودن آنهاست. تاکنون هرگز چیزی مشابه کارهای یاشیل نسیم، نه در رسانه‌های تورک و نه در رسانه‌های فارس، وجود نداشت. وی در این عرصه یک نخستین بود.

روح کارهای هنری نسیم نجفی اقدم پرداختن به آنچه وی آنها را نامطبوع می‌یافت و واژگون ساختن نورمهای به زعم او نادرست موجود بود. او پستان مصنوعی، باسن مصنوعی، گوشت‌خواری، پوست‌پوشی، فرهنگ مصرفی، فرهنگ جنسی جدید، تبلیغات و آموزه‌های مدارس و رسانه‌ها و رهبران دینی، تبعیض و .... را اعمالی شنیع و وقیح می‌شمرد.اما به عنوان مثال پارودی «ممه بالونلو قیز» را آنگاه می‌توان خنده‌دار و طنز تلقی نمود که قبلا رغبت فوق‌العاده‌ی موجود در میان دختران (و حتی پسران) در ایران امروز به جراحی‌های زیبایی و پلاستیک غیرضروری و تهاجمی را درک کرد.

کارهای هنری نسیم نجفی اقدم طیف گسترده‌ای از مصاحبه‌ی خیالی، آموزش بدن‌سازی و آشپزی و مشاورگی در مسائل جنسی و خانوادگی و رقص و تصاویر استعاری ... را شامل می‌شود، اما عمده‌ی آثار کمدی او در فرم اسکچ و پارودی است.

ژانرهای کمدی نسيم نجفی:

طنز یاشیل نسیم در محوطه‌ی غریب و مضحک، مغایر و زمخت سیر می‌کند. آرایش و البسه و حتی گرافیکها و موسیقی و ویرایش کل کارها که همه را خود به تنهایی انجام می‌داد هم به این غریب و مضحک بودن نتیجه و تاثیر می‌افزاید. یکی از نمونه‌های مشابه و مشهور این گونه طنز و کمدی دوئت آمریکائی «تیم و اریک Tim & Eric» (Tim Heidecker, Eric Wareheim) است (که از سوی گروههای مختلف به صورت مزخرف، غیر قابل تحمل، گوش‌خراش، شیزوفرنی، بی روح، زشت، زمخت، کم‌عمق، شیطانی و ... نامیده شده است). طنز نسیم اقدم در اساس خود یک طنز جایگزین است که در آنها انواع طنز غریب، ضد طنز، طنز سیاه، طنز زمخت، طنز اسکاتولوژیک و .... بکار می‌رود:

اسکچ (Sketch): نمایش کوتاه کمدی بین ١-١٠ دقیقه. اسکچهای نسیم اقدم همه تک‌نفره است.

پارودی (Parody, Spoof, Send-Up, Take-Off, Lampoon): تقلید اغراق‌آمیز یک اثر اصلی با استفاده از کلمات، سیاق، طرز بیان و طرز تفکر موجد آن و ایجاد تغییراتی هدفمند به صورتی خنده‌آور و طنز‌آمیز و غیر‌جدی است. یکی از بهترین نمونه‌های پارودی، تقلید چارلی چاپلین از هیتلر است (The Great Dictator)

طنز جايگزين (Alternative comedy): سبکی از کمدی که آگاهانه از جریان و سبکهای اصلی رایج کمدی یک عصر فاصله می‌گیرد. همانگونه که گفته شد، نه تنها استیل طنزی نسیم نجفی اقدم تماما مغایر با جریانهای اصلی طنز فارسی و تورکی در ایران بود، بلکه وی نخستین نمونه از این طرز را ارائه داده است.

طنز غريب (Dry Humor, Deadpan Humor, Dry Wit): نشان دادن عامدانه‌ی عدم وجود احساس و هر گونه افاده‌ای در صورت که در تضاد با مسخرگی موضوع نمایش است. بهترین نمونه‌های این نوع کمدی را می‌توان در «باستر کیتون» (Buster Keaton) که به سبب داشتن صورتی بدون هر گونه افاده و احساس در کمدی‌هایش مشهور به «صورت سنگی بزرگ» (The Great Stone Face) شد دید. در مورد کمدی نسیم اقدم هم، یکی از نخستین چیزهایی که دقت تماشاگر را جلب می‌کند، افاده‌ی ثابت و یکسان و بدون احساس صورت او و هرگز نخندیدن و یا لبخند نزدن وی است، حتی در مواقعی که به لحاظ بیان هنری مفید و یا ضروری به نظر می‌رسد.

ضد طنز (Anti-Joke, Anti-Comedy, Anti-Humor): نوعی از طنز غیرمستقیم که کمدین قصدا چیزی را می‌گوید و یا تقدیم می‌کند که خنده‌دار و با معنی نیست. در این حالت وضعیت تماشاگران که انتظار دیدن یک چیز خنده‌دار را داشتند اما این انتظارشان بر آورده نمی‌شود و در نتیجه مات و مبهوت می‌گردند، خود امری کمیک و اسباب خنده‌ می‌شود.

طنز سياه و يا سرزنشی (Dark Comedy, Black Comedy, Gallows Humor): سبکی از طنز که موضوعات تابو مخصوصا آنها که جدی و دردآورند را بکار می‌برد (مرگ). موضوعات مستعمل در این ژانر خشونت، تبعیض، بیماری‌ها، جنسیت، دین و مذهب و .... است. بعضا هم کمدین با کاربرد موضوعات بی نزاکت، قصد تحریک و برانگیختن ناراحتی و تفکر جدی در تماشاگران را دارد. کاربرد کلمات و لهجه‌ی تورکی در پارودی‌های فارسی نسیم، نمونه‌ی طنز سرزنشی (در ارتباط با اعتراض به نفی و سرکوب هویت تورکی در ایران) است.

طنز زمخت ويا ناپخته، ناجور (Off-Color Humor, Vulgar Humor, Crude Humor, Shock Humor, Disgusting Humor, Repellent Humor, Gross-Out Humor): نوعی از طنز پُست مدرن، به موضوعهایی می‌پردازد که بی مزه و غیرمودبانه و حتی رکیک تلقی می‌شوند. این موضوعات می‌توانند مربوط به سکس، گروههای قومی خاص، جنسیتی خاص، خشونت، خشونت داخل خانواده، ناسزاگویی، .... باشند. هدف کمدین از طرح این موضوعات، حیرت‌زده و شوکه کردن تماشاگران است. کاربرد این نوع طنز در ادبیات فولکلوریک و مردمی تورک و از جمله در لطیفه‌ها و ... بسیار مرسوم است، اما در عرصه‌ی هنرهای نمایشی مخصوصا از طرف زنان مرسوم نیست. طرح مساله‌ی «فرهنگ جنسی جدید» (سکس ضربدری، .... نگاه کنید به شعر «دیگه نمییام ایران » در پایان این مقاله) و نیز کاربرد «ممه» و «پریود» و... از سوی نسیم نجفی اقدم نمونه‌ی طنز زمخت است.

کمدی اسکاتولوژيک (Toilet Humour, Scatological Humour): نوعی از کمدی ناجور و زمخت که به موضوع دفع مواد زائد بدن می‌پردازد. این نوع طنز که تابوی موجود در این مورد را رد می‌کند، در ادبیات فولکلوریک تورک ویژه‌ی کودکان موجود است (گوسفند مادر که مدفوع خود را در بقچه گذاشته به گرگی که کودکانش را ربوده و یا به قاضی ظالم هدیه می‌دهد و ...)، اما جایی در ادبیات پرستیژ و جریان اصلی ندارد. کمدی اسکاتولوژیک بخشی از فرهنگ مدرن بوده و بویژه در میان نوجوانان رایج است. ویدئوی «بوق قورابییه‌سی» نمونه‌ی یک کمدی اسکاتولوژیک است.

هويت زن بودن:

در ایجاد پرسونای هنری و آکتیویست (گیاهخواری، حقوق حیوانات) نسیم اقدم، واقعیت زن بودن او زن، مخصوصا یک زن تورک غیرسنتی و غیر کلیشه‌ای، نیز موثر است.

-در حال حاضر نسیم نجفی اقدم، شناخته شده‌ترین کمدین زن تورک (که بسیار نادرند)، و حتی با توجه به کمدی ابتکاری-منحصر به فردش، نخستین کمدین تورک در این نوع از طنز است.

-نسیم نجفی اقدم نخستین هنرمند زن (و شخص) تورک تهیه کننده‌ی پارودی‌ها و اسکچها در ادبیات گیاه‌خواری به زبان تورکی، و به نوعی بانی ادبیات تورکی گیاه‌خواری است.

-او پس از طاهره قره العین زرین‌تاج برغانی، مشهورترین زن تورک بابی-بهایی است.

-نسیم نجفی اقدم، نخستین زن تورک بهایی است که آثار هنری قابل توجهی به زبان تورکی آفریده است.

-و در نهایت نسیم نجفی اقدم تنها زن حتی شخص تورک است که به «خودکشی خصومت‌آمیز» خبرساز در مقیاس جهانی دست زده است (نگاه کنید به ادامه‌ی همین مقاله).....

واکنش سازنده‌ی مخاطبان تورکيه‌ای به کمدی، هويتها و پيامهای نسيم اقدم

واکنش مخاطبان فارسی-ایرانی و مخاطبان تورکیه‌ای به کارهای نسیم نجفی اقدم صددرصد متضاد یکدیگر بود. واکنش مخاطبان فارسی‌زبان-ایرانی عموما تخریبی و لمپنی؛ آکنده از قلدری‌ها‌، خشونت‌ها، آزارها، تحقیرها و زیرآبزنی‌ها بود (نگاه کنید به بند بعدی در زیر). در حالیکه واکنش مخاطبان تورکیه‌ای، علی رغم آنکه بسیاری از آنها هم کمدی او را غریب و نامفهوم و .... می‌یافتند کاملا مدنی و سازنده بود. به گفته‌ی خود نسیم نجفی اقدم، در اوج روزهایی که یوتیوب و اینستاگرام تلاشهایی برای محدود ساختن کانالهایش و کاهش مخاطبان او انجام می‌دادند، یک ویدئوبلاگر-یوتوبر تورکیه‌ای که دارای کانالی به اسم «یؤره‌کوک» است وی را کشف کرد و برنامه‌ای بنام «یاشیل خارقه‌له‌ر دیاریندا» (سبز در سرزمین عجایب) در باره‌ی طنز او ساخت. این برنامه باعث شناخته شدن نسیم نجفی اقدم در تورکیه و افزایش تعقیب کنندگان تورک او شد و گشایشی در تنگنای مالی ایجاد شده برای وی در اثر ممانعت از کانالهایش در یوتیوب را باعث گشت. نسیم نجفی اقدم این برنامه را یک معجزه و مشت سبز بر دهان کسانی که می‌خواستند حق بیان او را محدود کنند نامید.

«یؤره‌کوک» نام جریان- کانالی است که آثار و ویدئوهای منتخب خود را با طنزی مدنی و عالمانه، محترمانه و سازنده به نقد می‌کشد، و بی رحمانه اما بدون ناسزاگویی و تخریبات بدانها حمله می‌کند. بخشی از ترجمه‌ی ارزیابی «یؤره‌کوک» در باره‌ی طنز نسیم نجفی اقدم را می‌دهم[3]: «... خبرهای خوشی برایتان دارم. فکر می‌کنم دوقلوی روحی خودم را پیدا کردم؛ آن هم در یوتیوب. کانال یاشیل نسیم (نسیم سبز) را می‌گویم. در دنیا تعداد کسانی که قادر به رمزگشائی و درک فرمت کانال یاشیل نسیم باشند انگشت‌شمار است. یکی از اینها سالوادر دالی و دیگری اوستا ایدریس است. به نظرم یاشیل یک یوتیوبر ساکن آزربایجان و یا ایران است. آفرینش هنری و شگفت‌انگیز بودن ویدئوهایش به نظر من او را هم ارز پابلو پیکاسو می کند. من میل دارم کانال نسیم را یک کانال اسکچ بنامم. اما از طرف دیگر اینگونه نیست. در آن برنامه‌های آشپزی و ویدئوهایی جالب در باره‌ی گیاهخواری هم هست. واقعیت اینکه از روابط گذشته‌ی این بانو تا هر چه که از سرش می‌گذرد علاقه‌ی من را به خود جلب کرد..... (ویدئوی بوق قورابیه‌سی) قاعدتا باید یک ویدئوی پارودی می‌شد (اما نیست). چیزی که من آن را تحسین می‌کنم آن است که این بانو حتی مفهوم پارودی را هم با منطق و تعریف یک آزمایش و امتحان اجرا می‌کند. ... برای یاشیل نسیم در کانال یوتیوبش موفقیتها آرزومندم و به خاطر کارهای ابتکاری که انجام می‌دهد او را تقدیر می‌کنم...

 

قلدری‌ها، خشونت‌ها، آزارها، لودگی‌ها و تحقيرهای مخاطبان فارسی‌زبان

ایرانی‌ها اغلب مردمی عصبانی، پرخاشگر و ناصادق هستند. بسیارند کسانی (به شمول راقم این سطور مئهران باهارلی) که به سبب تولید محتوا برای مخاطب فارسی‌زبان، به ویژه آنها که در مورد گروههای قومی-ملی، اقلیتهای اعتقادی-دینی-مذهبی، زنان، سکس و جنسیت محتوا تولید می‌کنند، در شبکه‌های مجازی و اجتماعی ایران، در کنار لودگی و مسخرگی و شوخی‌های زشت، از سوی آنها در معرض خشونت کلامی به بدترین شکل ممکن، دری وری گویی، فحش و ناسزا، آزار و عقده‌گشائی و توهم و توهین قرار گرفته‌اند. واکنش مخاطبان فارسی‌زبان به طنز نسیم نجفی اقدم و خود او به عنوان یک هنرمند نوآور، زن غیرسنتی و غیر کلیشه‌ای، یک تورک و یک بهایی و انسان متفاوت هم، فوق العاده تخریبی و ناشایست بود. این طرز، حتی پس از خودکشی او ادامه دارد.

از کامنتهای فارسی‌زبانان:


روژی: «خبر بد اینکه هزاران بیمار روانی مثل نسیم اقدم زنده‌ن و تو اینستا نه به عنوان بیمار، بلکه به عنوان شاخ مجازی فعالن. خبر خوب اینکه اسلحه ندارن»

پوریا مقدس: «بنده شاهزاده سرین، ندا یاسی، وحید خزائی و سایر کسخلای شاخ اینستا رو به چلنج خودکشی به سبک نسیم اقدم دعوت می‌کنم»

در باره‌ی واکنش تخریبی فارس‌زبانان به نسیم اقدم، خانم «نازلی کاموری»، پژوهشگر و نویسنده‌ی حوزه‌ی سکس، جنسیت و گرایش جنسی مقاله‌ای بسیار ارزشمند منتشر کرده است بنام «چرخه‌های خشونت: آیا ما مسئول حمله‌ی مسلحانه‌ی نسیم نجفی اقدم به دفتر یوتیوب هستیم؟». در زیر به آوردن خلاصه‌ای آزاد از آن – با افوزوده‌هایی- اکتفا می‌کنم (برای خواندن اصل مقاله به لینک زیر مراجعه کنید) [4]:

«نسیم نجفی اقدم نابرابری و بی‌عدالتی در زمینه‌های مختلف و به ویژه در مورد حیوانات را می‌دید و به آن معترض بود. ابزار او برای بیان هنری و انتزاعی نگرانی و خشمش، ویدئوهایی شامل کلاژهایی از رقص و حرکات موزون و تصاویر استعاری بودند. او یوتیوب را نوعی دریچه‌ می‌دید و می‌خواست از طریق آن مشهور شود تا بتواند افکارش را در رابطه با گیاه‌خواری و حیوان‌دوستی بیان کند. ویدئوی «دختر ممه بادکنکی»، نسیم نجفی اقدم را بسیار مشهور کرد. ویدئوهای دیگر نسیم هم کلیک‌آور شدند و به واسطه‌ی کلیک‌ها او از تبلیغات یوتیوب درآمد کسب کرد.

هر چند او به سبب این ویدئوها سوژه‌ی خنده و تحقیر جریان اصلی «مخاطب فارسی‌زبان» در شبکه‌های اجتماعی شد. این مخاطب فارس‌زبان به سبب آنکه از کارهای هنری نسیم اقدم خوشش نمی‌آمد، بی‌رحمانه به او فحش می‌داد، مسخره و تحقیرش می‌کرد، دیوانه می‌خواندش. حتی بحث را به نژاد می‌کشانید و یا او را عامل سپاه می‌دانست.... هنر نسیم و بیان او چالشی بود نسبت به چیزهایی که آزارش می‌داد. و حالا همانها، ویدئوهایی معصومانه با پیام‌های ساده‌ی «سبزی‌خوار بشوید و گوشت نخورید» تبدیل به سوژه‌ی تحقیر سازنده‌شان و دست انداختنش شده بودند. با توجه تحقیرآمیز جریان اصلی کاربران فارسی‌زبان به ویدئوهایش، دنیای کوچک او که ویدئوبلاگ را دریچه‌ای برای بیان هنری‌اش کرده بود، بزرگ شد.

اما همان کاربران فارسی‌زبان که همیشه برای تحقیر او در صحنه بودند کم‌کم او را به عنوان دیوانه، ابله، مسخره و… و ویدئوهایش را با عنوان محتوای نامناسب و متخلف به یوتیوب گزارش دادند. تا جایی که حق بیان از او گرفته شد. محتوای ویدئوهای او به دور از خشونت بود و نوشته و گفتارش توهینی نسبت به کسی یا چیزی نداشت. آنچه که در میان ویدئوهای او حذف یا مسدود می‌شد، نقض قوانین شبکه‌های اجتماعی مانند نشان دادن نوک پستان، سکس، خشونت و ... هم نبود. حذف آنها بر این اساس بود که مخاطب فارس‌زبان او را «دیوانه» فرض می‌کرد. او در شکل ارائه‌ی مطالب و محتوای آنها متفاوت بود و دیوانه خواندن متفاوت‌‌ها سابقه‌ی طولانی دارد.

نسیم به این بی‌عدالتی یوتیوب معترض شد. در ژانویه‌ی ۲۰۱۷ ویدیویی منتشر کرد که در آن از فیلترینگ ویدیوهایش توسط یوتیوب ابراز نارضایتی کرده و فیلترینگ را مسبب کم شدن بیننده‌هایش می‌دانست: «در یوتیوب و بقیه سایت‌های اشتراک ویدیو، فرصت مساوی رشد و جذب مخاطب برای همه وجود ندارد. کانال شما در صورتی بازدیدکننده‌هایش زیاد می‌شود که آنها خودشان بخواهند» و با نشان دادن ویدئوهایی که حذف یا محدود شده‌اند ‌پرسید: «کجای اینها محتوای نامناسب است؟». درفوریه‌ی ۲۰۱۷ به تنهایی در خیابان به سیاست‌های یوتیوب اعتراض کرد و روی تابلویی نوشت: «دیکتاتوری یوتیوب، سیاست‌های پنهان: ترویج حماقت، تبعیض و متوقف ساختن حقیقت». در یک ویدئوی دیگر دست به دامن مخاطب ‌ فارسی‌زبان شد و سعی ‌کرد که این بار در قامت یک انسان عادی، کت شلوار پوشیده و موقر، به آنها ثابت کند که دیوانه نیست و زندگی‌اش را شرح داد. او در پایان ویدئو گفت: «هیچ بیماری جسمی و روانی خاصی ندارم. اما در سیاره‌ای زندگی می‌کنم که پر از بیماری‌ها و اختلالات و انحرافات و بی‌عدالتی‌هاست».

اما در نهایت با مسدود و محدود شدن ویدئوهایش دنیای مجازی بر سر نسیم نجفی اقدم خراب شد. او نه تنها درآمدی را که به واسطه‌ی کلیک‌ها و تبلیغات یوتیوب کسب می‌کرد از دست داد، بلکه تنها دریچه‌ای که می‌توانست از طریق آن افکار خود را بیان و هنرش را عرضه کند نیز مسدود شد.

نسیم نجفی اقدم در درجه‌ی اول توسط جامعه‌ی مخاطبان فارسی‌زبان به سمت خشونت سوق پیدا کرد. او پیش از اینکه اسلحه به دست بگیرد و آدم بکشد، یک ویدئوبلاگر بود که صرفا بیان هنری می‌کرد. اما به درون چرخه‌های خشونت مخاطبان فارسی‌زبان کشیده شد و دنیای کوچکی که برای تبلیغ گیاه‌خواری و حیوان‌دوستی ایجاد کرده بود به واسطه‌ی قلدری‌ها، خشونت‌ها، آزارها و تحقیرهای مخاطبان فارسی‌زبان در فضای مجازی تبدیل به دنیای دیگری گشت. مرگ نسیم نجفی اقدم و زخمی شدن سه انسان دیگر، در درجه‌ی اول اثر بلندمدت آزارهای کلامی، رفتارهای قلدرانه‌ی مخاطبان فارسی‌زبان در فضای مجازی، احترام نگذاشتن به وابستگی عاطفی و شناختی و تحقیر کردن دیگری، ناتوانی از درک کردن احساسات دیگران بدون قضاوت‌های خشونت آمیز .... توسط مخاطبان فارسی‌زبان بود».

خودکشی خصومت‌آميز با زمينه‌های روان‌شناختی-اجتماعی-فرهنگی

طبق آنچه تاکنون معلوم شده این تراژدی، یک عمل تروریستی نبود، بلکه یک اقدام به خودکشی بود. این نوع از خودکشی، «انتحار با هدف خصومت‌آمیز» (Homicide-Suicide, Suicide With Hostile Intent) نامیده می‌شود.

دوم آنکه بر خلاف گمان ساده‌انگاران و عامه، یعنی اکثریت ایرانیان که مرتکب را فورا دارای بیماری روانی و دیوانه و ... معرفی کردند، این فاجعه معلول اندرکنش عوامل مرکب متعدد روان‌شناختی-اجتماعی-فرهنگی (و نه لزوما اختلالات پسیکیاتری) بود. شاید بتوان گفت که در این مورد خاص این وجیزه کاملا صادق است: «جانیان آفریده می‌شوند، متولد نمی‌شوند». طبق آمارهای گوناگون، عموما فاعلین این نوع خودکشی دارای خصلتهای زیر هستند: حس طردشدگی از دوران کودکی، در معرض قلدری و تحکم قرار گرفتن، تحقیر شدن از سوی همگنان، حس رانده‌شدگی به حاشیه‌ی اجتماع، ناامیدی مطلق و افسردگی شدید که منجر به ایجاد حس عصبانیت مفرط، بدگمانی و حتی پارانویا (اغلب نه در حد پسیکوز) و حس شدید انتقام‌گیری از کسانی که مقصر ایجاد بی‌عدالتی در مورد فرد مذکور گمان می‌شوند می‌گردد،... ترکیب و همزمانی این عوامل با آشفتگی‌های عاطفی، فقدان مهارتهای لازم فرد برای مدیریت خشم و پرخاشگری، نداشتن حمایت اجتماعی، رویدادهای ناگوار و ضربه‌های زندگانی و در راس آنها مسائل و مشکلات مالی و اقتصادی، و ناامیدی وی از به نتیجه رسیدن شکایات و تظلم‌خواهی‌هایش و برون‌رفت از تنگنای دچار شده، شخص را به سوی عمل انتحاری خصومت‌آمیز می‌راند. در مورد نسیم نجفی اقدم، تقریبا همه‌ی عوامل فوق موجود و دست اندرکار بوده‌اند:

١-در درجه‌ی اول باید عامل حس طردشدگی و تحقیر و در معرض قلدربازی قرار گرفتن و به حاشیه راندن شدن نسیم اقدم به عنوان یک بهایی، یک تورک، یک دختر-زن، یک گیاهخوار و شخصیتی با رفتارهای سنت‌شکنانه در ایران (اجتماع، دولت، مخاطبان فارسی‌زبان و ....) را شمرد. طرد شدن به سبب این و دیگر هویتهای مشابه، باعث می‌شود بسیاری از زنان، تورکها، بهائیان و اشخاص ایرانی دارای اندیشه‌ها و سبک زندگی و گرایشات متفاوت، در مقابل تنشها و فشارهای روحی و اجتماعی و ... وضعیت آسیپ‌پذیری شدیدی پیدا کنند که حتی پس از مهاجرت آنها به خارج نیز ادامه می‌یابد. در بروز و تداوم این وضعیت اسفبار آسیپ‌پذیر که برای انسانها گاه هزینه‌هایی بسیار سنگین دارد، هیئت حاکمه‌ی ایران و سیاستهای دولتی نقش بنیادین و مسئولیت اصلی را دارد.

-زن بودن: مردسالاری و نیمه انسان شمردن زنان با تاریخ طولانی ایران پیش از اسلام و خاورمیانه و جهان اسلام و ... در هم تنیده شده است.

-بهايی بودن: نزدیک به ١٧٠ سال است که در ایران بهائیان مورد سرکوب مدام و گسترده قرار دارند و از همه نوع حقوق انسانی و دینی خود محروم گشته‌اند.

-تورک بودن: از دوران مشروطیت یعنی تقریبا ١٢٠ سال پیش انکار هویت ملی تورک و تلاش برای تحقیر و نابودن ساختن هویت و زبان تورکی به سیاست رسمی دولت ایران (با پشتیبانی اکثریت فارسها) تبدیل شده است.

- متفاوت بودن: ایران جامعه‌ای به شدت متفاوت‌ستیز و نابردبار به متفاوت بودن است. قوانین و عرف و فشار همسایه و ... در این کشور حق حیات برای افراد دگراندیش و یا دارای سبکهای متفاوت زندگی، از وگان گرفته تا بدنساز و رقاص و .... مخصوصا اگر دختر و زن باشند را به رسمیت نمی‌شناسد.

٢-در درجه‌ی دوم باید ضربه‌ها و ناملایمات زندگانی (Stressors) را شمرد که ظاهرا در مورد نسیم نجفی اقدم به دو صورت عمده‌ی «لمپنیسم، رفتارهای تخریبی و تحقیر کننده‌ی مخاطبین فارس‌زبان» و «مشکلات مالی ایجاد شده برای وی در اثر محدودیتها و ممانعتهای یوتیوب و اینستاگرام» بوده است.

نمونه‌هايی از تورکيات نسيم نجفی اقدم

ممه بالونلو قيز

ممه بالونلو قیز

ممه بالونلو قیز

ممه بالونلو قیز

هر نه تئلئویزیون رئکلاملاریندا گؤرویوروم، اونا اینانییوروم

بالونلو ممه مودا اولویور، بن ده ممه‌له‌ریمی بالونلو ائدییوروم

ات یئمه‌ک مودا اولویور، بن ده ات یییوروم

مگر اولار کی تئلئویزیون یالان سؤیله‌یه، کیتابلار دا یالان یازالار

خاییر اولماز

اوخولدا اؤیره‌ندیم کی اینسان گره‌ک ات یییه، اینه‌ک سوتو ایچه، تا قوّ‌تلی اولا

بیتگی‌ده‌ن اینسانا هئچ بیر شئی اولماز

بن چوخ مودئرنیم

هر ایل آیفونومو ده‌ییشدیریریم، یئنیسین آلیریم

آمما یئمه‌یه گله‌نده حالا حایوانلاری اؤلدورویوروم و یییوروم

یئمه‌ک مودئرناسیونونا اینانمییوروم

بونون ایچین «قولای یاشاماق»ی، «اینسانی یاشاماق»ا ترجیح ائدییوروم

هر نه مودا و راحات اولسا اونو قبول ائدییوروم

کندی قافامی چالیشدیرماقدان قاچییوروم

بوگونله‌ر سئکسی اولماق چوخ مودادیر

بن ده ممه‌له‌ریمی بالونلو ائدییوروم

تا مودئرن و سئکسی اولام

ممه بالونلو قیز

ممه بالونلو قیز

ممه بالونلو قیز

ممه بالونلو قیز

شعر «ممه بالونلو قیز» نسیم نجفی به به انگلیسی هم ترجمه شده است:

BALLOON BOOBED GIRL

Balloon boobed girl

Balloon boobed girl

Balloon boobed girl

Whatever I see on TV commercials, I believe it

The balloon boobs become fashionable, I’m also ballooning my boobs

It becomes fashionable to eat meat, I also eat meat

I learned in school that people eat meat, drink cow milk and get strong

Plants do nothing useful to people

I’m so modern, every year I get a new iPhone

But when it comes to food, I still kill animals and eat them.

I don’t believe in modernizing food

This is why I prefer easy life to a humanist life

Whatever becomes fashionable, I accept it

I avoid using my own head

Nowadays, being sexy is very fashionable so I balloon my boobs.

I become modern and sexy

Balloon boobed girl

Balloon boobed girl

Balloon boobed girl

Balloon boobed girl

ات يييه‌ن بيلمييور مرحمت‌ين آدرئسي‌نی

نسيم نجفی اقدم

قصّابین الینده‌ن قاچمیش بیر تاووق

قونموش قاپیما، یالنیز قالمیش، قورخموش بیرآز

بیر ده ناز، بیر ده ناز!!

ناسیل سئویملی، اوتانماز!!

آه تاووق، قییامام بن سانا

آه ماراقلی‌ییم، گل بیرآز شفقت اؤیره‌ت بانا!

ات یییه‌ن بیلمیییور مرحمت‌ین آدرئسینی

سن گل بانا، بیراخ گئری‌سینی!

سنین او قاناتلارینی، دیرناقلارینی، یورومه‌غینی، اوزوم یئمه‌غینی

سئوه‌ریم، سئوه‌ریم

او قاناتلارینی، دیرناقلارینی، یورومه‌غینی، اوزوم یئمه‌غینی

سئوه‌ریم، سئوه‌ریم

سئوه‌ریم، سئوه‌ریم

نسيم قيزيم اوينا، ياشيل قيزيم اوينا

اوینا قیزیم اوینا، اوینا گوزه‌ل اوینا

ایچه‌ریسی گوزه‌ل اوینا، ائشییی گوزه‌ل اوینا

اوینا نسیم اوینا، اوینا قیزیم اوینا

وئقان قیزیم اوینا، گوزه‌ل قیزیم اوینا

وئقانلار اویناسینلار

وئژئتئرییه‌ن‌له‌ر باخسینلار

وئقانلار اویناسینلار

یاخچی یاشاماق‌دان قورخماسینلار

اوینا قیزیم اوینا، اوینا گوزه‌ل اوینا

اوره‌یی گوزه‌ل اوینا، ائشییی گوزه‌ل اوینا

نسیم قیزیم اوینا، یاشیل قیزیم اوینا

آی اينه‌ک باخ، اينه‌ک باخ!

پنجره‌ده‌ن داش گلیر

آی اینه‌ک باخ، اینه‌ک باخ!

اوزگون گؤزده‌ن یاش گلیر

آی اینه‌ک باخ، اینه‌ک باخ!

سنی اؤلمه‌کده‌ن قورتارسام

آی اینه‌ک باخ، اینه‌ک باخ!

آللاها دا خوش گلیر

آی اینه‌ک باخ، اینه‌ک باخ!

اینه‌ک باخ، آی اینه‌ک باخ!

اینه‌ک باخ، آی اینه‌ک باخ، اینه‌ک باخ!

سیاه بیاضلی بدنیم

اینه‌ک نای، ییلان نای، ائششه‌ک نای

آیی نای، تولکو نای، بؤجه‌ک نای

اینه‌ییم نای، گولوم نای

نای نانا نای نای

اوینویان بئله اوینار

اینه‌ک نای، قویون نای

گوزه‌ل حایوانلار نای نانا نای نای

بن سنی اؤلدورمه‌ریم

دری بیر ده گییمه‌ریم

سانا خیانت ائتمه‌م

چیچه‌کده‌ن ده آز دئمه‌م

بن سنی جانیمدان چوخ سئوه‌ریم

زیندان ایمیلله‌ری (؟)

حایوانی بوغاز کسیلمه‌یی

باغلار گؤزه‌ل گول‌له‌ری

آغاتار یاخچی اوره‌کله‌ری

حایوان آزاری ائتمه‌ک

اؤلده‌رمه‌ک و یئمه‌ک

یولدان ائده‌ر چوخ اینسانلاری

ویران ائده‌ر بو عالمی

اوینویان بئله اوینار

اینه‌ک نای، قویون نای

گوزه‌ل حایوانلار نای نانا نای نای

اینه‌ک باخ، آی اینه‌ک باخ!

اینه‌ک باخ، آی اینه‌ک باخ، اینه‌ک باخ!

اینه‌ک باخ، آی اینه‌ک باخ، اینه‌ک باخ!

قيزلار (يالنيز قالينجا نه ياپييور)

منیم ویدئولاریمی کوپیا و یئنی‌ده‌ن اینتئرنئت‌ه آپ‌لود ائتمه‌ک یاساق‌دیر

بوگون بیراز شیشمانلاشمیشام

گره‌ک دییئت توتام

بیر قاشیق آزتر یئمه‌خ یییه‌م

من چوخ گوزه‌لیم

آللاه سن نده‌ن بنی بو قدر سئویرسه‌ن آخی

بنی بو قدر گوزه‌ل یاراتیپسان

بن نه قدر گوزه‌لیم

هر تورلو کندیمه باخیرام

گوزه‌للیک‌ده‌ن باشقا بیر شئی گؤره‌میره‌م

اوزون ساچدان هئچ خوشلانمیرام

ممه‌له‌ریم چوخ کوچوک‌دورله‌ر

گره‌ک گئده‌م وئره‌م یئکه‌له‌شدیره‌له‌ر

بنیم گوزه‌ل دووشانیم

سنده‌ن بیر سورو سوراجام بوگون

سؤیله کیم گوزه‌لتردی، سن یا بن

دیییرله‌ر کی اینه‌ک سوتو چوخ یاخچی‌دیر، اؤنجه‌للیکله ده قیزلارا

کلسییومو چوخدور، سوموکله‌ری قوّتله‌ندیریر

من چوخ گوزه‌ل اوینویوروم

ان گؤزه‌ل دانسی من یاپییوروم

بوگون سئلفون‌وملا کندیمده‌ن عکیس سالمامیشام

بیر قاچ دانه عکیس سالیم، قویوم فئیس‌بوکا

اه، پئرییوددان هئچ خوشلانمیرام

نه‌ده‌ن من ارکه‌ک اولمادیم

قالچام نه قده‌ر کوچوک‌دور

گره‌ک گئده‌م وئره‌م بونو دا یئکه‌لده‌له‌ر

بویوک دوداق یعنی سئکسی اوز

وای، ضعیفله‌مه‌ک نه قده‌ر چتیندیر

اه، اه، دمبیل وورماقدان دا هئچ خوشلانمیرام ها

چوخ یورولدوم، یورولدوم، اه بیراخ

اه، من اصله‌ن ضعیفله‌مه‌ک ایسته‌میره‌م کی

بو گوزه‌للیکده

بو وجود، بو قده‌ر گوزه‌ل

نه‌ده‌ن ضعیفله‌ندیریم

نه‌ده‌ن بونو اریدیم

دونیا ایکی گوندور، هر نه الیوه گلدی یئ، خوش اول، گز

ایسته‌میره‌م کی پارا چیخاردام ضعیفله‌مه‌کده‌ن

سئوگيلی‌له‌ر گونو پاروديسی

(Yıldız Tilbe Parodisi - Sevgililer Günü)

بیرآزجیق اوردان، بیرآزجیق بوردان

دیشله‌یه‌ریم سنی

ال‌له‌رینی، آیاقلارینی زنجیرله‌ییم می

گؤزله‌ریوی آچمادان

یاتاغیندان چیخمادان دؤوه‌ییم می

ساچلاریوی یوللاییم می

باخ دوشمانیم، باخ

اون دؤرت شوبات

دوشمانلار گونو بیر گون

بن سنی دؤوه‌ریم هر گون

دوشمانلار گونو بیر کس

سن منیم دوشمانیم‌سین

بونو بیلسین هر کس

دوشمانلار گونو بیر گون

بن سنی ووراریم هر گون

دوشمانلار گونو بیر کس

سن منیم دوشمانیم‌سین

بونو بیلسین هر کس

سن خنجرسین، بن قان

سن یومورتاسین، بن تاووق

سن اوتسون، من آغاچ

سانا هئچ شئی وئرمه‌ریم

سن اؤلومسون

دوشمانلار گونو بیر گون

بن سنی دؤوه‌ریم هر گون

دوشمانلار گونو بیر کس

سن منیم دوشمانیم‌سین

بونو بیلسین هرکس

آنلاديم کی سورون يئمهک‌ده

(Ece Seçkin Parodisi - Hoş Geldin Ayrılığa)

بیر باخدیم کندیمه، چوخ قیریشلانمیشیم به!

آنلادیم کی سورون یئمهک‌ده

نهلهر آلدیم یئدیم بن، شیشمانلاشدیم

پیسیکوپات‌لاشدیم، خستهلهندیم بن

هپسی بو ات اوزوندهن

«جنایت یئمهک» سنه اویمامیش، ایچینه اوتورمامیش هیچ

اونوتما ساقین، سبزه مئیوهنین یئری دولمامیش هیچ

باخ یول وئردیم سانا

چک گئت آرتیق بویلو بویونجا!

یئمهم سنی آرتیق دؤنسهن بیله

خوش گلدین پیسیکوپات‌لیغا

قانلی ال‌له‌ر هاوايا، بير ساغ بير سولا

(Demet Akalın Parodisi - Çalkala)

قانلی ال‌له‌ر هاوایا، بیر ساغ بیر سولا!

کورک جکئتینی فیرلات، چالخالا، چالخالا!

بیر اویانا بیر بویانا، آپپیل، هادی گؤسته‌ر بانا!

او داش دئویرلی دری البیسه‌نی

دونیاما دونیاما زامبی گیبی دوشدون

یوکسه‌لتدین باخ حیرصیمی

گییجه‌ن یینه جانلی می جانلی می

اوچویور حیوانلار دردلی دردلی

دریسی سویولموش، چونکو دیری دیری

آمما بنیم اومرومدا یوخ

قاپی قاپالی، کیمسه بیلمه‌ز

نرده‌ن گلمیش، ناسیل یاپیلمیش بو جکئت

ساده‌جه گییه‌ریم، پوز وئره‌ریم

آپتاللار گیبی اومورومدا دئییل

قانلی ال‌له‌ر هاوایا، بیر ساغ بیر سولا!

کورک جکئتینی فیرلات، چالخالا!

چالخالا چالخالا چالخالا!

سن يئمه‌ک‌له شدّت‌ی قاريشديرميش‌سين

(Hadise Parodisi - Komik Prenses)

هپ ات یئمه‌غینده‌ن بحث ائدییورسون

سن یئمه‌ک‌له شدّت‌ی قاریشدیرمیش‌سین

چیخ او جهالت‌ده‌ن، قارانلیق‌دان!

سن بنی هپ زاید سانمیش‌سین

وئقان‌ین گوجونو خفیفه آلما

ایسته‌رسه‌ن بانا اوت یییه‌ن، اوت یییه‌ن دئ

بن بونو حقارت سایماریم

ایسته‌رسه‌ن بانا اوت یییه‌ن، اوت یییه‌ن دئ

هادی قاپينی آچ، بوغولدوم

(Hadise Parodisi- Yaz Günü)

قاپینی آچ، هادی قاپینی آچ، بوغولدوم

چوخ کؤتو قوخویورسون، یا!

بنی آلما، قوللارینا سارما، بیراخ یا!

گیت یاز گونو باکتئریله‌رینی یاخسین، یا!

دنیزه گیرمه ساخین، زهیرله‌ده‌رسین بالیق‌لاری

بنیم سئوگیلی آرخاداشلاری، یا!

هادی قاپینی آچ یا، بوغولدوم یا!

نَفَس آلامییوروم، قلبیمی چالامازسین، یا!

قیش گیبی سویوقسون، یا!

اؤلموش حایوان گیبی قوخویورسون

بنی آلما، قوللارینا سارما

بیراخ دئدیم، یا!

تورکجه آنلامییور موسون سن؟

هاه هاهاهاهاها، بنی ترک ائدييورموش

(Volga Tamöz Ft. Hande Yener Parodisi - Sebastian)

هاه، هاهاهاهاها

هاه، هاهاهاهاها

هاه، هاهاهاهاها

بنی ترک ائدییورموش

ات یئمه‌غی بانا یاخیش‌دیرمییورموش

قوش تویو شاپقاسیندان خوش‌لانمییورموش

یاپدیق‌لاریمی چوخ قورخونج گؤرویورموش

بنی زامبی‌یه بنزه‌تییورموش

کندی‌سینی «مادیرن» ظنّ ائدییورموش

نه قده‌ر ده اوزولدوم

دویدوغومدا بیر گولدوم

هاه، هاهاهاهاها

هاه، هاهاهاهاها

هاه، هاهاهاهاها

سؤیله اونا سئباستییان

آغزینی قاپاتسین

بنیم الیمده‌ن چوخ اوزاقلارا قاچسین

چونکو بن ده‌ییشمه‌م

حایوان یئرینه ده سبزه یئمه‌م

اگر اونو بولسام

هیندی گیبی قیزارتسام

یئمه‌ک ماساسینا قویسام

الیمده آتیپ توتسام

بو آخشام، آخشام

هاه، هاهاهاهاها

هاه، هاهاهاهاها

هاه، هاهاهاهاها

بنی يئمه، چونکو

-نه قده‌ر گوزه‌لدیر بو دنیز

وا چوخ گوزه‌لدیر، ماوی دنیز، گوزه‌ل هاوا

نه قده‌ر خوش گلییور اینسانا بو سودا اوزمه‌کده

اووو اووو

او نه‌دیر دای؟

هاه، بیر دانه زول (؟)، اووو

بنی یئمه، بنی یئمه زول (؟)، بنی یئمه

-ساده‌جه بیر منطیق‌لی جواب وئر کی نه‌ده‌ن سنی یئمه‌ییم

-بنی یئمه چونکو، چونکو بنیم اتیم اؤه اؤه، تات‌سیزدیر، تات‌سیزدیر. یئمه بنی

-بانا هیچ فرق ائتمه‌ز کی سنین اتین تاتلی‌دیر یا تات‌سیز

بن چوخ آجیم

بیر شئی ایستیره‌م کی یییه‌م

اگر ایسته‌میرسه‌ن سنی یییه‌م

بیر منطیق‌لی جواب وئر

-هاه، بن چوخ چیرکین‌یم

اوزومه باخ، اؤه اؤه

بن چوخ چیرکین‌یم

سن چیرکین اینسانلاری گره‌ک یئمییه‌سه‌ن

بنی یئمه

-بانا فرق ائتمه‌ز کی سن چیرکین‌سین یا گوزه‌ل‌سین

بن چوخ آجیم

سیز هر ییل، یوز میلیوندان چوخ زول (؟) اؤلدورویورسونوز و یییورسونوز

بیزی یئمه‌خده‌ن خوشلانییورسونوز

آمما کندینیزه گله‌نده

بیز کی سیزی یئمه‌خ ایسته‌یه‌نده قورخویورسونوز، تیتیریییرسینیز

ایسته‌میرسیز سیزی یییه‌خ

-نه جواب وئریم بن بونا

کی بنی یئمه‌خده‌ن واز گئچسین

هاه، بولدوم

بیلییورموسون

بن وئقانیم

بن هئچ حایوان یئمیییوروم،

نه سنی یییوروم، نه آرخداشلارینی

نه اینه‌یی، نه بالیغی، نه قوزونو

هئچ زادی من یئمییوروم، وئقانیم وئقان، ساده‌جه مئیوه و سبزه یییوروم

-گئرچه‌کده‌ن می؟

بونو اؤنجه‌ده‌ن سؤیله‌ردین دا

من وئقانلا‌ردان چوخ خوشلانییوروم

اونلار اییی اینسانلاردیرلار

هئچ بیر شئیه آزارلاری یئتیشمه‌ز

-ائوئت

منيم اينتئروييوم تارکان‌لا

[نسیم، تارکان‌ین یانیتلارینی اونون سؤیله‌دییی ییرلاردان سئچمیش‌دیر]

-ناسیل‌سین، حالین یاخچی‌دی؟: «حالیم یوخ»

-چوخ هیجانلی‌ییم شیمدی کی سنله قونوشورام: «حیسس ائتدییین گیبی اول»

-حاقلاریندان سؤیله: «بیر اینسان گیبی یاشاماق بنیم ده حاققیم»

-سنین صادیق یارین کیم‌دیر؟: «بنیم صادیق یاریم قارا توپراق‌دیر»

-دئمئت آکالین حاققیندا نه دوشونورسه‌ن؟: «او دا بنیم گیبی گؤزو قارا بیری»

-سئومه‌کله آران ناسیلدیر؟: «بیر داها عؤمرومجه کیمسه‌یی سئومه‌م»

-سانا بیر آز عاقیل وئره‌بیلیر می‌ییم؟: «وئره‌جه‌کسه‌ن عاقیل، وئرمه، ایسته‌مه‌م»

-بنیم حاققیمدا نه دوشونورسه‌ن؟ «چیچه‌ک گیبی تازه‌جیک، قییمه‌تلی بیر تانه‌جیک، آنا سوتو گیبی ترتمیز»

-بیر چوخ اؤنه‌ملی سورو، ویگئن اولور موسون؟: «یوووخ»

-اولمورسان، اولمورسان؟ وورارام ها سنی: «وور عاقیل‌سیز باشی، دوورارلارا داشلارا وور، صوابینا»

-و ان سون سورو، عاشقیوا نه مئساژین وار؟: «یاسداییم سئوگیلیم، حالا سنینیم، دلینیم، بیراخدییین گیبی‌ییم»

من حايوانلاری چوخ سئويره‌م، بو دؤنه‌ر کابابی دا چوخ سئويره‌م

-قیزیم قیزیم نرده‌سه‌ن؟

-ائوئت آننه

-گئت دؤنه‌رله‌ری آل، ایندی قوناقلار گله‌رله‌ر ها، چابوک اول

-گلدیم

بو دؤنه‌ر کاباب نه قده‌ر گوزه‌لدیر

نه قوخوسو وار، بیراز دا یئییم گؤروم تادی نه جوردور

چوخ یئمه‌لیدیر

اوردا بیر دانه تاوشان وار، نه قده‌ر گوزه‌لدیر بو تاوشان، گئدیم بیر آز اونلا اوینویوم

آننه‌م دئییپ کی حایوانلارا چوخ اییی داوران،

اونلارا چوخ اییی داوران

من حایوانلاری چوخ سئویره‌م

من حایوانلاری چوخ سئویره‌م

بو دؤنه‌ر کابابی دا چوخ سئویره‌م

آدئ‌يو لاللايئ‌يو، آدئ‌يو لاللايئ

(Ece Seçkin Parodisi - Adeyyo Lallaye)

آدئ‌یو لاللایئ‌یو، آدئ‌یو لاللایئ

آدئ‌یو لاللایئ‌یو، آدئ‌یو لاللایئ

اوپ اوزون ساچلار آرخانداییم

ساققاللی بورون آرامیزدا

گؤردوغومه دئییل ده، یاپدیغیما ایناناییم

یاپما دییه‌ن قالمادی، سیرتیمدان

ووردون، ووردون هیچ باخمادان بنی

دویدوم، دویدوم نه سسله‌ر یاپدین آرخامدان

بیر کره اوتانما، ایکی کره اوتانما

بیخمادین آللاه آللاه

بن هادی نئیسه

نفس ده آلاریم دا

گئری ذکالی اؤلسه‌ن اینشاللاه

بنجه سن اؤیله ییلانلا اویناما قوینوندا

قصورو باخما بیزده ده بؤیله

عاقیل‌سیز یوخ کی ائی‌واللاه

آدئ‌یو لاللایئ‌یو آدئ‌یو لاللایئ،

آدئ‌یو لاللایئ‌یو، آدئ‌یو لاللایئ

دختر سينه بادکنکی، سينه بادکونه‌هلی قيز

دختر سینه بادکنکی، دختر سینه بادکنکی

سینه بادکونه‌هلی قیز، سینه بادکونه‌هلی

سینه بادکونه‌هلی قیز، سینه بادکونه‌هلی

هر چه میاد به بازار

منم می‌شم خریدار

غم، غمه بادکنکه

سینه بادکنکی

لب و لوچه‌ی پفکی

آره این تمدنه، یه نوع روشنفکریه

من خیلی روشنفکر و باهوشم

آخه هر چند ماه یکبار

آی‌فونمو می‌فروشم

آخرین سیستمو می‌گیرم

تو مسائل جنسی هم آخر تمدنم

اصلا قانون مانون ندارم

سکس ضرب‌دری، سکس باسنی

قانون و اخلاق جنسی، یعنی دینداری

باید آزاد بود، مثل حیوونهای دیگه

البته نه تو جنگل، ها

تو زندگی شهری

دختر سینه بادکنکی، دختر سینه بادکنکی

سینه بادکونه‌هلی قیز، سینه بادکونه‌هلی قیز

سینه بادکونه‌هلی قیز، سینه بادکونه‌هلی قیز

تمدن از سروپام می‌ریزه

تا یه سگ می‌بینم جیغ می‌زنم

میگم نجس، نجس، بکشیدش

تا یه بهایی می‌بینم

بازم جیغ می‌زنم

میگم نجس کافر

دم از محبت هم می‌زنم

اما واسه نهار، کباب باسن گاو بار می‌زنم

تمدن ما اینجوریه دیگه

آخه تو تی‌وی می‌گن گوشت بخورید

تو کتابها می‌نویسن گوشت بخورید

مگه می‌شه رسانه‌ها دروغگو باشن

دکترای گوشت‌خوار بیسواد باشن

نه نمیشه، واسه همینه که

سینه بادکنکی مد می‌شه

گوسفند تو خیابونا قربونی می‌شه

دختر سینه بادکنکی، دختر سینه بادکنکی

سینه بادکونه‌هلی قیز، سینه بادکونه‌هلی قیز

سینه بادکونه‌هلی قیز، سینه بادکونه‌هلی قیز

هر چه میاد به بازار

منم می‌شم خریدار

ديگه نمييام ايران

می‌خواستم بیام ایران

اما دیگه نمی‌یام ایران

اون ایرانه بچگیام دیگه نیست

بزرگ شده و تو دوران بلوغیست

هورموناش قاتی کرده و پر از اختلالات اجتماعیست

تو ظاهر و تجمل‌پرستی

گرفته نمره‌ی بیست

هنر جووناش

جز لبخونی و سکس‌بازی چیزی نیست

آمریکا نقشه‌هاش رو خوب اجرا کرده

همه ذهنها رو مسموم و پورنی کرده

طرف به فنا رفته و خبر نداره

کوره و به بیناها می‌خنده

واسه همین دیگه نمیام ایران

البته اینجام بدتر از ایران

چکش می‌زنن به سر روشنفکران

تو اینترنت سوسول و حشری رو حمایت می‌کنن

تا سیستم برده‌داری رو خوب هدایت کنن

هیچ جای این سیاره ارزش موندن نداره

کثافت‌بازی از سر و روش می‌باره

آخر عمرش هم که هست

صد سال بیشتر دووم ندارد

از بس خیانت به طبیعت و گوشت‌خواری کرده

می‌خوام برم سیاره‌ی خودم

همونجایی که قبلا بودم

 

 


[1] وئژئتئرييه‌ن (وجترين، گياهخوار): ات یئمه‌یه‌ن (قیرمیزی ات، آغ ات، دنیز اورونله‌ری، ...)

وئقان (وگان، گياهخوار مطلق): ات داخیل باشقا حایوان اورونله‌رینی ده یئمه‌یه‌ن (سوت، بال، یومورتا، ...)، حایوانلاردان الده ائدیله‌ن پالتارلاری گییمه‌یه‌ن و حایوانلار اوزه‌رینده دئنه‌نه‌ن اورونله‌ری قوللانمایان

[2] پئرسونا (پرسونا): بیرئی‌ین کندینده‌ن دیش دونیایا سوندوغو توپلومسال ایماژ

[3] «يؤره‌کوک: ياشيل خارقه‌له‌ر دياريندا: بو هفته بیر آز آرا وئردیم. چونکو قیز آرخاداشیم بنی ترک ائتدی. آمما شو آن هر شئی گوزه‌ل گیدییور. حیاتیمی یاشییوروم. ائوئت .... سیزه گوزه‌ل خبرله‌ریم وار. سانیرام روح ایکیمیزی بولدوم، همده یوتییوبدا. ائوئت، یانلیش دویمادینیز. یوتییوب اوزه‌رینده. یاشیل نسیم ایسیملی کانالدان بحث ائدییوروم. یاشیل نسیم‌ین کانال فورماتینی چؤزه‌بیله‌ن اینسانلار دونیا اوزه‌رینده ساییلی. بونلاردان بیری سالوادور دالی، دیگری ایدریس اوستا. یاشیل سانیریم آزه‌ربایجان و یا ایراندا یاشایان بیر یوتییوبوردور. و ویدئولاری‌نین یاراتیجی‌لیغی و غریب‌لییی بانا گؤزه اونو پابلو پیکاسویلا ائش‌ده‌یه‌ر یاپییور. کانالی من بیر ایسکئچ کانالی اولاراق نیته‌له‌ندیرمه‌ک ایستییوروم. اما بیر یاندان دا اؤیله دئییل، یئمه‌ک تعریفله‌ری و وئقانلیقلا علاقه‌لی ایلگینج ویدئولولاری دا وار، خاتونون گئچمیش‌ده‌کی ایلیشگی‌له‌رینده‌ن هر یاشادیغی قونوسوندا بنی ماراقلاندیردی آچیقجاسی، ....... (بوق قورابییه‌سی). ..... شیمدی بونون بیر پارودی ویدئو اولماسی گره‌کییور. فقط بنیم تقدیر ائتدییییم شئی، خاتونون پارودی قاورامینی آلیپ عادتا دئنئی‌سه‌ل بیر پئرفورمانس تانیمی منطقی ایله ایجرا ائتمه‌سی... یاشیل نسیم‌ه یوتییوب کانالیندا باشاری‌لار دیلییور و ان آزیندان اوریژینال شئیله‌ر یاپدیغی ایچین تقدیر ائدییوروم. ایزله‌دییینیز ایچین تشه‌ککورله‌ر، گؤروشمه‌ک اوزه‌ره ...».

[4] https://www.radiozamaneh.com/389149