بدون دسته

چيز (1) 

تو آنقدر حق داري كه حق داشته باشي، و اما من، با حضورِ تو، فقط حقم اعتراض به حضور توست. تفاوت من و تو، در نوع آگاهي مردم است؛ فعلا تو حقيقتي و من چَرت و پَرت!

بايدي در كار است؛ تو حقيقتي؛ تو مولد و مفسر قدرتي، تو يك ختميتي، با اين همه حضور، حتي در مستراح دانشگاه قدرت ظهور داري! راست ميگويي، من و امثال من، همه، كنش پذيريم، كافريم و چَرت و پَرتيم؛ پاناپتیکون* وطن من و دوستان من است.

سهم من شده است دغدغه شكستن قانون و سهم تو شده است سهم های من كه تو با قانون از من ميگيري. امروز نيز مقابل ساختمان نمايندگان قانونگذاري اسلامي (مجلس شوراي اسلامي)، با زبان فركلافي، باز من قانون شكستم؛ من واكنش دادم، من گيج خوردم و من فكر كردم سوژه ام، من، منْ منْ كردم و سپس من شيطنت كردم: با ليمونادی به رنگ اسلامي، در خيابان مجاهدين اسلامي، در ماه رمضانی، با درود و صلواتي بر روزه خواري!

و اين نهايت كنش من، به زبان تو بود.

اما با اين حال، اينبار هم از تجاوز به يك "درزماني" حس خوبی داشتم؛ گويا همه هم و غم من شده است داشتن همين حس خوب. اين حس تنها زماني در من حلول ميكند كه تو باشي؛ با هم لج كنيم، من سوژگي را مسخره كنم و تو خود را حضرت عصر بنامي؛ تو بگويي: مسلماني، من بگويم: به من چه؛ من مطالباتم را داد بزنم و تو بر سر من داد بزني: خفه شو! ميداني نمي شود انكار كرد، من و تو براي هم هستيم؛

من شعر براي كارگردان پاپيونهاي تبعيدي مي سازم،

تو ميگويي: زندان!

من ميگويم: فريدون ابراهيمی،

تو ميگويي: اعدام!

من گويم:

1، حق تعيين سرنوشت

3، آماده برای شعار

85، مرگ بر فاشيسم

و تو ميگويي: شليك!**

اما راستي، در غيبت تو، چه بر سر كلمه "من" ميايد؟ يك دلتنگي، يك سر به راهي؟! در غيبت تو، سوژه از "محور همنشيني افقي سياست" لنگ مي شود، كسر مي شود و در ساير عرصه ها ضرب مي شود؛ سر به راهي سوژه متوهم تا حدودي آشكار مي شود؛ ليموناد رنگ و طعمش مي شود ليموناد؛ با احتساب "ديگري" ساختمان قانونگذاري فقط اسلامي نمي شود؛ بچه من براي مدرسه، زبان مادريش را در خانه جا نمي گذارد؛ و من، چيزهايي به غير از تو، براي خودم پيدا مي كنم.

Kaymaz Qaraqan

بهارستان - 1399/3/3

*پاناپتیکون يا زندان سراسربين كه به قول جرمي بنتام، حس نظارت مستيم و دائمي براي زنداني از طرف ساختار ايجاد ميكند. فوكو تلاش فراوانی برای شناساندن سازوکارهای مدرن دستگاه‌های قدرت برای اعمال توهم سراسربین داشت.

** منظور يكم خرداد ماه سال 1385، برابر با اولين قيام ملي تورك ها در ايران است.